خانه اسم پسر حرف ا ۱۵۳۹ اسم
معنی اسم پسر با حرف ا ۱۵۳۹ اسم پسرانه که با حرف «ا» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۶۸۲ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۵۳۰) و ترکی (۲۲۰) میآیند. چند نمونه: آئیریا به معنی «ریشه اوستائی ایرج (نگ ایرج نام پسر فریدون به نوشته یوستی فرهنگ»، اتام اقلان به معنی ««آتام اوغلان» یعنی پسر پدرم» و امیداله به معنی «ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «اله» (خدا). معنی «امید»: فارسی؛ امید، آرزو و چشمداشت به آیندهای خوب».
با همین حرف، بر اساس ریشه
ریشه اوستائی ایرج (نگ ایرج نام پسر فریدون به نوشته یوستی فرهنگ
پسرانه
(احتمالی) نام نوعی پرنده
پسرانه / گیلکی، ترکی
شیوه مناسب و مطلوب. راه و روش. آیین
پسرانه / فارسی
آبادان، پررونق و سرسبز؛ مقابل ویران. جزء پسین بسیاری از نامهای جا (فیروزآباد، اسدآباد)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آباد و پررونق. آبادان نام شهری بندری در خوزستان است. نام کمکاربرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «آباد» و «دیس» (مانند)
پسرانه / فارسی
آباقاخان پسر هلاکو، دومین ایلخان مغول در ایران (سدهی هفتم هجری)
پسرانه / مغولی
(احتمالی) آبادگر، سازنده و آبادکننده
پسرانه / فارسی
منسوب به آب، با ایزدباستانی آبها اَپام نَپات هم ریشه است [صفت آناهیتا در اساطیر ایرانی]
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «آبان» و «زاد». معنی «آبان»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادهی آبان
پسرانه
(احتمالی) جاوید و همیشگی؛ از عربی «ابد» گرفته شده است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) چابک و تردست
پسرانه / بلوچی، فارسی
نام یکی از درباریان اردوان سوم اشکانی (٢٣٩٩ پیرنیا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دارای آب و رنگ، تازه و شاداب
پسرانه / فارسی
«پدر بلندمرتبه»؛ نام نخست ابراهیم پیامبر پیش از آنکه خدا او را «آبراهام» بنامد
پسرانه / عبری
«پدر امتهای بسیار»؛ صورت عبری نام ابراهیم پیامبر، پدر ادیان ابراهیمی
پسرانه / عبری
(احتمالی) بارور و آبستن؛ به مجاز پربار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) باران، آبی که فرو بارد؛ آبدهنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آبیاریکننده، کسی که به کشت آب میدهد
پسرانه / فارسی
برادر مادر، دایی
پسرانه / کردی، لری
به رنگ آب و آسمان، نیلگون
پسرانه / فارسی
آبیاریکننده، کسی که آب به کشتزار میرساند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آبین، آب
پسرانه
(احتمالی) آبادی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پاداش نیک
پسرانه / فارسی
نام منشی شاپور یکم کد در سنگ نوشته ستون بیشاپور نام او دیده میشود (ءء ساسانی)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آب و پاکی
پسرانه / فارسی
پدر، موسس [آتاتورک= پدر ترکیه]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «آتا» (پدر) و «باللی» (بزرگ، باشکوه)؛ یعنی پدر بزرگوار
پسرانه / ترکی
از «آتا» (پدر) و «بای» (توانگر، سرور)؛ یعنی پدر توانگر، سرور بزرگ
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پدر بزرگوار (ترکی)
پسرانه
اتابک، پدر بزرگ
پسرانه / ترکی
اتابک، پدر بزرگ
پسرانه / ترکی
از «آتا» (پدر) و «قلیچ» (شمشیر)؛ یعنی شمشیر پدر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پدر بزرگ (ترکی)
پسرانه
(احتمالی) «آتا گلدی» یعنی پدر آمد؛ نامی که به پسری داده میشد که پس از مرگ پدربزرگ زاده میشد
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) پدر بزرگ (ترکی)
پسرانه
(احتمالی) ترکیب «آتام» و «علی»
پسرانه
(احتمالی) جای پدر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) پدری، بزرگ
پسرانه / ترکی
مشهور، معروف
پسرانه / ترکی
نگهبان آتش؛ «آتربان» در آیین زرتشتی موبدی بود که آتش آتشکده را نگه میداشت
پسرانه / فارسی
در آیین زردشتی نگهبان آتش مقدس، آسروان
پسرانه / فارسی
آذردین - نام بهدینی است در اوستا
پسرانه / فارسی
آتشبان و موبد؛ در اوستا «آثرون» نام طبقهی پیشوایان دینی بود
پسرانه / فارسی
نگهبان آتش؛ نام فرمانروای آذربایجان در زمان اسکندر که «آذربایجان» از نام او است
پسرانه / فارسی
ذرافروز نام پسر اسفندیار به نوشته بندهشن بخش ٣١ بند ٨ ) ٢٩ یشتها ٢
پسرانه
نگهبان آتش#
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دادهی آتش
پسرانه
(احتمالی) زادهی آتش
پسرانه
بی نام یا لاغر، از ریشهی ترکی آت (گوشت) یا آو (نام) و
پسرانه / ترکی
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
بعدی
اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.