رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۳۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ا، صفحه‌ی ۱۴

صفحه‌ی ۱۴ از ۲۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

اسرافیل

نام فرشته مقرب که در روز رستاخیز در صور می‌دمد

پسرانه عبری

اسعاد

یاری کردن، مساعدت کردن، مبارکی، کمک، یاری

پسرانه

اسعد

خوشایندترین، مبارکترین، صفت برتر از ریشه‌ی سعد (خوشبختی)

پسرانه عربی

اسعد الله

(احتمالی) ترکیبی از «اسعد» (نیکبخت‌تر) و «الله» (خدا). معنی «اسعد»: عربی

پسرانه عربی

اسعدالدین

(احتمالی) ترکیبی از «اسعد» (نیکبخت‌تر) و «الدین» (دین). معنی «اسعد»: عربی؛ نیکبخت‌تر

پسرانه عربی

اسعداله

(احتمالی) ترکیبی از «اسعد» (نیکبخت‌تر) و «اله» (خدا). معنی «اسعد»: عربی؛ نیکبخت‌تر

پسرانه عربی

اسفار

١-اسفار همان واره پهلوی اسوار یا سوار است که کنیه ل ب شاهزادگان اشکانی و ساسانی بوده است(١٣٥ تبرستان مرعشی) ٢- نام پسر شیرویه ٣و٣٣و٣٨ شهریاران گمنام

پسرانه عربی

اسفندیار

آفریده‌ی مقدس، از ریشه‌ی اوستاییِ سپنتَه (مقدس) و

پسرانه اوستایی، فارسی

اسفندیاری

(احتمالی) منسوب به «اسفندیار»؛ پهلوان رویین‌تن شاهنامه

پسرانه

اسکندر

«الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهره‌ای افسانه‌ای یافته است

پسرانه یونانی

اسلام

تسلیم در برابر خدا؛ نام دین اسلام

پسرانه عربی

اسلام بردی

(احتمالی) ترکیبی از «اسلام» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

اسلام بگ

(احتمالی) از «اسلام» و «بگ» (بیگ). معنی «اسلام»: عربی؛ تسلیم در برابر خدا؛ نام دین اسلام

پسرانه عربی

اسلام محمد

(احتمالی) ترکیبی از «اسلام» و «محمد» (ستوده). معنی «اسلام»: عربی

پسرانه عربی

اسلامعلی

از «اسلام» و «علی». معنی «اسلام»: عربی

پسرانه عربی

اسلامقلی

(احتمالی) از «اسلام» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

اسلاموو

(احتمالی) نام خانوادگی با پسوند روسی؛ ریشه آن «اسلام»

پسرانه

اسماعیل

خدا می‌شنود؛ نام پسر ابراهیم و هاجر و از پیامبران

پسرانه عبری

اسماعیل ذبیح

(احتمالی) ترکیبی از «اسماعیل» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

اسمعلی

صورت گفتاری «اسماعیل»؛ یعنی «خدا شنید». اسماعیل پسر ابراهیم پیامبر است

پسرانه عبری

اسمعیل

(احتمالی) شکل دیگری از «اسماعیل»

پسرانه عبری

اسمعیل علی

(احتمالی) ترکیبی از «اسمعیل» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

اسوار

مفرد سوار مترادف با اساور، اساوره

پسرانه عربی

اسود

شیرها، جانور

پسرانه عربی

اسی

(احتمالی) کوتاه‌شده «اسماعیل» یا «عیسی». معنی «اسماعیل»: عبری

پسرانه عبری

اش سرد

نام پسر زئیرینک که در بند ١١٣ فروردین یشت ستوده شده

پسرانه

اش شیوتن

a-sha-shyu-tan در پهلوی اشاشیوتن نام پسر کیّه ذاستی که فروهرش در بند ١١٢ فروردین یشت ستوده شده

پسرانه

اشاداد

داده پاکی و پارسائی

پسرانه فارسی

اشتااروند

در اوستا ash-ta-a-ur-fvfant. به معنی دارنده هشت سوار. نام پسر ویسب تئورواشتی نام یکی از دشمنان کی گشتاسب

پسرانه

اشتاد

نام مردی بوده و همچنین نام روز ء٢ هرماه ١ تبرستان مرعشی

پسرانه فارسی

اشتر

osh-tra یا اشتر

پسرانه

اشراق

تابش، تابان، درخشش، نورافشانی. تابان گشتن، روشن شدن

پسرانه عربی

اشرف الدین

از «اشرف» (شریف‌ترین) و «دین»

پسرانه عربی

اشرفعلی

(احتمالی) ترکیبی از «اشرف» (شریف‌تر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اشرف»: عربی

پسرانه عربی

اشستو

کسی که نماز اشم وهو می‌گزارد. نام پسر میدیوماه که در بند ء١٠ فروردین شت ستوده شده

پسرانه

اشعیا

«رستگاری از خداست»

پسرانه عبری

اشکان

منسوب به ارشک [لقب پادشاهان سلسله‌ی اشکانی]

پسرانه فارسی

اشکبوس

پهلوان افسانه‌ای سپاه توران، که در جنگ با رستم کشته شد

پسرانه فارسی

اشکش

(احتمالی) اشکش در شاهنامه نام یکی از سرداران کیخسرو است

پسرانه فارسی

اشنا

گوهر گرانبها، گوهر گرانمایه

پسرانه

اشناس

شناختن

پسرانه فارسی

اشو

مقدس، پاک

پسرانه فارسی

اشوداد

نام برادر هوشنگ پیشدادی پسر فرواک

پسرانه فارسی

اشور دردی

(احتمالی) از «عاشور» و «دردی»

پسرانه ترکمنی

اشورأوجه

کسی که فروغ و روشنائی راستی ا شا با اوست . نام پسر فرانیه که در بند ٩٧ فروردین یشت ستوده شده و فارسی آن را شاید بتوان اشوروز دانست

پسرانه

اشوزد

یا 1شَوزْدنکهه. نام پسر پوروذاخشتی که در بندهای ١١٢ و١١٣ فروردین یشت ستوده شده

پسرانه

اشهن

(احتمالی) از «اشو» (پاک)

پسرانه فارسی

اشهوهیشت

نام یکی ازسه برادران منوشچهر موبد موبدان فارس و کرمان در حدود سال‌های ٢٠٠تا٢٥٠ یزدگردی ٣١فرزانگان نام پسر سوم کُشن جم مو بدمو بدان سیر کان پدر هُمیت ( شاید "امید یا هُمَت نویسنده کتاب روایات پهلوی

پسرانه

اصحابعلی

(احتمالی) از «اصحاب» (یاران) و «علی»

پسرانه عربی

اصطفا

انتخاب کردن، برگزیدن، انتخاب

پسرانه عربی

اصغر

کوچکتر

پسرانه عربی

اصغر قلی

(احتمالی) ترکیبی از «اصغر» و «قلی» (بنده

پسرانه عربی، ترکی

اصغر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «اصغر» و «محمد» (ستوده). معنی «اصغر»: عربی

پسرانه عربی

اصغرعلی

ترکیبی از «اصغر» و «علی». معنی «اصغر»: عربی

پسرانه عربی

اصلان

«ارسلان»، شیر. صورت دیگر «آصلان» و «اسلان»

پسرانه ترکی

اصلی

(احتمالی) اصیل و ریشه‌دار

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ا (۸۲۱ اسم)