خانه اسم پسر حرف ی ۱۳۴ اسم
معنی اسم پسر با حرف ی ۱۳۴ اسم پسرانه که با حرف «ی» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۴۸ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۴۰) و عبری (۲۹) میآیند. چند نمونه: یاپار به معنی «ترکی؛ سازنده (یاپار)»، یاورعلی به معنی «ترکیبی از «یاور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یاور»: فارسی؛ یاریدهنده، کمککننده و پشتیبان. در گذشته درجهای نظامی هم بود. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست» و یگان به معنی «بی نظیر، بی همتا، فرد».
با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) ترکی؛ سازنده (یاپار)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) خوب، نیک (یاخشی)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «یاد». معنی «یاد»: حافظه، ذهن. خاطره، اندیشه. یادآوری
پسرانه
اشرافی، نجیبزاده، از ریشهی نوردیک باستان [پسر ریگ در اساطیر اسکاندیناوی]
پسرانه / آلمانی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «یار» و «راد». معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی
یار خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «اله» (خدا). معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
دوستان، رفقا
پسرانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسن» (نیکو). معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «یار» و «دل». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «سام». معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام آیین یارسان یا اهل حق که پیروانش بیشتر در کرمانشاه
پسرانه / کردی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «کرم». معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «یار» و «محمد». معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «یار» و «نیک». معنی «یار»: فارسی؛ یار. معنی «نیک»: فارسی؛ نیک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «ولی». معنی «یار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
حلقهای از فلز گرانبها که برای زینت در دست میکنند؛ دستبند. طوق
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «یاز» و «محمد» (ستوده). معنی «یاز»: ارش
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یاس» و «فاطمه» (از شیر گرفتهشده). معنی «یاس»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از نامهای دساتیری است
پسرانه
آسان کننده، اسم فاعل از ریشهی یسر (آسانی)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یاسر» و «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «یاسر» و «الدین» (دین). معنی «یاسر»: عربی؛ آسانی؛ نام یاسر، پدر عمار
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «یاسر» و «زاد». معنی «یاسر»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
ژاپنی؛ آرام
پسرانه / ژاپنی
«یس»؛ نام سوره سیوششم قرآن و از نامهای پیامبر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یاسین» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یاسین»: عربی
پسرانه / عربی
زنده باد!، آفرین
پسرانه / ترکی
جاویدان، همیشه زنده
پسرانه / ترکی
سنگی قیمتی [یاقوت حموی:مورخ بزرگ]
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) یعنی یار کامیاب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دامنه کوه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) خدا مهربان است
پسرانه / اوستایی
یونانی، برگرفته از اسم منطقهی ایونیه [پسر یافث، جد مدیترانهایها]
پسرانه / عبری
یاری دهنده، کمک کننده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «یاور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
«او روشن میکند»؛ نام یکی از داوران بنیاسرائیل در کتاب داوران که بیستودو سال داوری کرد
پسرانه / عبری
نام پسر هوتن تانیس گردونه ران pattramphesl خشایارشاه که یونانیها آنر
پسرانه
نام کهن شهر مدینه پیش از هجرت پیامبر اسلام. پس از هجرت آن را «مدینة النبی» یعنی شهر پیامبر خواندند و نام یثرب یک بار در قرآن (احزاب، ۱۳) آمده است
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «یحیی»؛ زنده. معنی «یحیی»: عبری و عربی؛ زنده؛ نام پیامبر، پسر زکریا
پسرانه / عبری، عربی
زنده، از ریشهی حی (زندگی)
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یحیی» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یحیی» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «یحیی» (نام پیامبر
پسرانه / عبری، عربی
«ید» به معنی دست و «الله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یداله» (دست خدا) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
صورت نزدیکتر به عبری (Yirmeyahu) از نام «ارمیا»
پسرانه / عبری
نام پسر داشتاغنی در بند ١٢٥ فروردین یشت
پسرانه
نامی است که به گواهی نامه درگذشتگان رردشتیان یزد تا دو سده پیش نام مرد بوده و امروزه از یاد رفته است
پسرانه
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر با حرف ی (۵۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.