خانه اسم پسر حرف ک با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) یاور
پسرانه / مازندرانی
(احتمالی) از «کار» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
برآمده از گوش، از ریشهی سانسکریت کَرْنَه (گوش) [پسر سوریه که از گوشاش زاده شد]
پسرانه / هندی
(احتمالی) عقاب (کارتال)
پسرانه / ترکی
نام پسر مهر نرسی، از نخستین ارتشتاران سالار روزگار ساسانیان اهنشاهی
پسرانه / فارسی
کارین یا کارن ka-ren —غارن. نام سردودمان خانواده کارن
پسرانه
(احتمالی) کارد
پسرانه / کردی
شکل دیگری از «قارن». پارسی
پسرانه / فارسی
زبان آور، چرب زبان
پسرانه / فارسی
به زبان اکدی به معنی کوچنشین کلنی
پسرانه
گیاهی خو شبو
پسرانه / کردی
نام رودی در جنوب غربی ایران
پسرانه / یونانی
نام نبیره کیغباد
پسرانه / فارسی
درخت گردو
پسرانه / یونانی
دور و بعید
پسرانه / فارسی
چهارمین سرزمین از سرزمینهای تابعهی پارت که به واسطهی ولات [جمِع والی] اداره میشدهاند
پسرانه / لاتین
«Caspian» نام اروپایی دریای خزر است که از نام قوم کاسپی
پسرانه / انگلیسی
(احتمالی) آشکارکننده دین
پسرانه / عربی
شکیبا، فروخورندهی خشم، اسم فاعل از ریشهی کظم
پسرانه / عربی
از «کاظم» و «علی». معنی «کاظم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به کاظم؛ نام شهر کاظمین
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کاکا» (برادر) و «ویس». معنی «کاکا»: غلام. معنی «ویس»: فارسی
پسرانه / فارسی
برادر عزیز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «خاص». معنی «کاکا»: غلام
پسرانه
(احتمالی) از «کاکا» و «خاص». معنی «کاکا»: غلام
پسرانه
(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «علی». معنی «کاکا»: غلام. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «مراد». معنی «کاکا»: غلام. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «کاکا» (برادر) و «میر». معنی «کاکا»: غلام. معنی «میر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «کاکل» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «کاکل»: موی سر
پسرانه / عربی
(احتمالی) کاکل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «کاکه» (برادر) و «رضا»
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «کاکه» (برادر) و «عزیز»
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «کاکه» (برادر) و «مم» (محمد)
پسرانه / کردی
نام پدر ما کان ١٢٠,٣ شهر یاران گمنام
پسرانه / فارسی
(نگ: کبوجیه
پسرانه / فارسی
صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است.ص کمبوجیه
پسرانه / فارسی
کامجو، آرزومند
پسرانه / فارسی
١- نام هیر بدزاده که در سال ٩٢٨ یزدگردی نامه پارسیان هند را به ایران رسانید ( ٢٧١ فرزانگان ٢- نام موبد موبدان بهروج هندوستان که در سال ١٠٠٥ میزیسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کامروا و راد
پسرانه / فارسی
خوشبخت، سعادتمند، از ریشهی پارسی کام (بخت، شادمانی) و ران (هدایت کردن)
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) روز کامیابی
پسرانه / فارسی
از «کام» (آرزو) و «شاد»؛ یعنی کامروا و شاد، کسی که به آرزویش رسیده و شادمان است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کام روشن
پسرانه / فارسی
کامروا، کامران
پسرانه / فارسی
نیکبخت، قادر، موفق
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کامور، کامیاب
پسرانه / فارسی
نام مبارزی کشانی که پادشاه سنجاب بود وی از بهادران توران و از امرای زیردست افراسیاب بود
پسرانه / فارسی
آن که به خواست و آرزویش رسیده است، پیروز
پسرانه / کردی
(احتمالی) یعنی یاد کامیابی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کامیاب
پسرانه / فارسی
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
بعدی
اسم دختر با حرف ک (۱۰۳ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.