رفتن به محتوا
نوزاد

۱۰۷ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ک

۱۰۷ اسم پسرانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ک» شروع می‌شوند. چند نمونه: کاردار به معنی «نام پسر مهر نرسی»، کتان به معنی «کتان» و کوین به معنی «آنگلوساکسون؛ کودک زیبارو».

کاردار

نام پسر مهر نرسی، از نخستین ارتشتاران سالار روزگار ساسانیان اهنشاهی

پسرانه فارسی

کارن

شکل دیگری از «قارن». پارسی

پسرانه فارسی

کارنگ

زبان آور، چرب زبان

پسرانه فارسی

کاروند

نام نبیره کیغباد

پسرانه فارسی

کارین

دور و بعید

پسرانه فارسی

کاکا ویس

(احتمالی) ترکیبی از «کاکا» (برادر) و «ویس». معنی «کاکا»: غلام. معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاکله

(احتمالی) کاکل

پسرانه فارسی

کاکی

نام پدر ما کان ١٢٠,٣ شهر یاران گمنام

پسرانه فارسی

کامبیز

صورت دیگری از کمبوجیه که در زبان فرانسه کامبیز شده و مجدداً وارد فارسی شده است.ص کمبوجیه

پسرانه فارسی

کامجو

کام‌جو، آرزومند

پسرانه فارسی

کامدین

١- نام هیر بدزاده که در سال ٩٢٨ یزدگردی نامه پارسیان هند را به ایران رسانید ( ٢٧١ فرزانگان ٢- نام موبد موبدان بهروج هندوستان که در سال ١٠٠٥ می‌زیسته

پسرانه فارسی

کامراد

(احتمالی) کامروا و راد

پسرانه فارسی

کامران

خوشبخت، سعادتمند، از ریشه‌ی پارسی کام (بخت، شادمانی) و ران (هدایت کردن)

پسرانه فارسی، کردی

کامروز

(احتمالی) روز کامیابی

پسرانه فارسی

کامشاد

از «کام» (آرزو) و «شاد»؛ یعنی کامروا و شاد، کسی که به آرزویش رسیده و شادمان است

پسرانه فارسی

کامشید

(احتمالی) کام روشن

پسرانه فارسی

کامکار

کامروا، کامران

پسرانه فارسی

کامگار

نیک‌بخت، قادر، موفق

پسرانه فارسی

کامور

(احتمالی) کامور، کامیاب

پسرانه فارسی

کاموس

نام مبارزی کشانی که پادشاه سنجاب بود وی از بهادران توران و از امرای زیردست افراسیاب بود

پسرانه فارسی

کامیاد

(احتمالی) یعنی یاد کامیابی

پسرانه فارسی

کامین

(احتمالی) کامیاب

پسرانه فارسی

کاوس

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوش

(احتمالی) جست‌وجو، پژوهش

پسرانه فارسی

کاووس

پادشاه ثروتمند

پسرانه فارسی

کاووش

صورتی از «کاووس». معنی «کاووس»: فارسی

پسرانه فارسی

کاوه

مانند گاو، از ریشه‌ی پهلوی کاوگ که گویا از بخشِ اول

پسرانه فارسی، کردی

کاویان

کاویانی، منسوب به کاوه (شخصیت اساطیری شاهنامه) +، ک کاوه

پسرانه فارسی

کبوجیه

صورتی از «کمبوجیه». معنی «کمبوجیه»: فارسی کهن؛ نام پدر و پسر کوروش بزرگ

پسرانه فارسی

کبوده

(احتمالی) درخت بیدمشک

پسرانه فارسی

کتان

(احتمالی) کتان

پسرانه فارسی

کدخدایی

(احتمالی) منسوب به کدخدا؛ بزرگ ده

پسرانه فارسی

کدیور

کشاورز و باغبان

پسرانه فارسی

کردیار

(احتمالی) یار کرد

پسرانه کردی، فارسی

کروخان

نام پهلوانی تورانی، برادر پیران ویسه یکی نامور ترک را کردیاد سپهبد کروخان ویسه نزاد

پسرانه فارسی

کریمان

نام پهلوانی است در شاهنامه ، به بالای سام نریمان بود بمردی و خوی کریمان بود

پسرانه عربی، فارسی

کریمداد

(احتمالی) داده خدای بخشنده

پسرانه فارسی، عربی

کسرا

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

کسری

صورت عربی‌شده‌ی «خسرو»

پسرانه فارسی

کشاورز میرزا

(احتمالی) ترکیبی از «کشاورز» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «کشاورز»: دهقان

پسرانه فارسی

کشواد

دارای سخنانِ شیوا [پهلوان شاهنامه‌ای و بنیانگذار دودمان گودرزیان]

پسرانه فارسی

کلباد

نام پهلوانی است تورانی که به دست فریبرز کشته شد بگرد اندرون یافت کلباد را به گردن بر آورد پولاد را

پسرانه فارسی

کمانگیر

کسی که در فن تیر - اندازی با کمان ماهر باشد

پسرانه فارسی

کمبوجیه

پدر کورش هخامنشی، هرودوت نسب وی را به پرسه قهرمان یونان باستان می‌رساند

پسرانه فارسی

کمندعلی

(احتمالی) از «کمند» و «علی». معنی «کمند»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کنارنگ

مرزبان. یکی از مرزبان شاهنامه فرود پسر سیاوش است

پسرانه فارسی

کندرو

زرین پاشنه

پسرانه فارسی

کوپال

عمود، گُرز آهنین

پسرانه فارسی

کوت

دژ، قلعه، از ریشه‌ی هندی، کوتوال (صاحب قلعه) از همین ریشه است [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

کوچک گل

(احتمالی) ترکیبی از «کوچک» و «گل» (گل). معنی «کوچک»: فارسی؛ کوچک. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه فارسی

کوچکعلی

از «کوچک» و «علی». معنی «کوچک»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

کورس

(احتمالی) صورتی از «کوروش». معنی «کوروش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

کورش

بنیانگذار سلسله هخامنشی در ایران

پسرانه فارسی

کوروش

جنگاور، مبارز، از ریشه‌ی هند و ایرانی کو (نابود کردن، جنگیدن) [بنیانگذار دودمان هخامنشی]

پسرانه فارسی

کوروش رضا

(احتمالی) ترکیبی از «کوروش» (نام بنیان‌گذار هخامنشیان) و «رضا» (خشنودی). معنی «کوروش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر فارسی با حرف ک (۴۵ اسم)