خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف س اسم فارسی بر اساس حرف اول
در میان جادر نشینان فارس به پیکره ساتیار نامگذاری شده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ساربان، شتربان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «سالار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «سالار» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سالار» و «بیک» (بزرگ). معنی «سالار»: فارسی؛ سردار و فرمانده. معنی «بیک»: بیگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سالار» (سرور) و «مهدی». معنی «سالار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
١-نام بهدینی است که در بندء١٣ فروردین بشت ستوده شده
پسرانه / اوستایی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سام» و «الدین» (دین). معنی «سام»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام بزرگزاده بلخ در نیمه دوم سده هشتم میلادی و نیای سامانیان ٣فرزانگان
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) از «سامان»؛ آرامش. معنی «سامان»: فارسی؛ آراستگی و سامان؛ نیز نام نیای سامانیان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سام» و «راد». معنی «سام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سام» و «علی». معنی «سام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان
پسرانه / فارسی
منسوب به سام با پسوند «یان». سام در شاهنامه پهلوان نامدار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ستایش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ساوه
پسرانه / فارسی
نام پادشاهی است که به دست بهرام چوبینه کشته شد
پسرانه / فارسی
نام شهری در غرب خراسان رضوی که در گذشته مرکز ناحیهی بیهق بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سپیدرنگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به سپنته؛ مقدس
پسرانه / فارسی
«سپنتمان» یا سپیتمان، نام خاندان زرتشت
پسرانه / فارسی
یا اسپند. برخی این نام را به معنی- دارنده اندیشه نیک . گفتار نیک و کردار نیک دانسته اند
پسرانه / فارسی
هدیهی سپندارمذ یا عدلِ مقدس برساخته از
پسرانه / فارسی
کوتاهشدهی «سپندارمذ» از اوستایی «سپنتَه آرمَئیتی» به معنی فروتنی و پارسایی مقدس
پسرانه / فارسی
اسپند، دانهی خوشبویی که برای دور کردن چشمزخم دود میکنند
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران خسرو برویز در جنگ با بهرام چوبینه
پسرانه / فارسی
نام یکی از سرداران ایرانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آسمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر» و «رام». معنی «سپهر»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر»
پسرانه / فارسی
نام داماد داریوش که در شجاعت ممتاز بود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر» (آسمان) و «راد» (جوانمرد). معنی «سپهر»: فارسی
پسرانه / فارسی
نام سرداری از لشکر افراسیاب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «سپهر»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاور سپاه
پسرانه / فارسی
«سپیتمه» نام خاندان زرتشت است و در گاهان از او با نام «زرتشت سپیتمان» یاد شده. سپیتمن نیز سردار سغدی بود که در برابر اسکندر ایستادگی کرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «ستایش». معنی «ستایش»: فارسی؛ ستایش
پسرانه / فارسی
بزرگ، عظیم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) داده بخشنده
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) سرگرد، درجه نظامی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سرحددار، مرزبان
پسرانه / فارسی
١- نام پسر باو
پسرانه / فارسی
سرختن، سرخرو [پسر افراسیاب]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سردار» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «سردار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «سردار» و «علی». معنی «سردار»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
سربلند، سرافراز
پسرانه / فارسی
نام یکی از رامشکران خسرو پرویز
پسرانه / فارسی
شنونده و فرمانبردار، از ریشهی سرو (شنیدن) [از ایزدان بزرگ ایرانی، نماد پرهیزگاری]
پسرانه / فارسی، کردی
پیامآوران
پسرانه / فارسی
منسوب به سعد؛ تخلص سعدی شیرازی، شاعر نامدار
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) از «سعد» و «یار». معنی «سعد»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «گلی». معنی «سعید»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «سعید» (نیکبخت) و «بخشعلی» (بخشیدهی علی). معنی «سعید»: عربی؛ نیکبخت
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) سغد، سرزمینی کهن در آسیای میانه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) سغدیان، مردم سغد
پسرانه / فارسی
نام فرشته فروتنی و بردباری و نگهبان زمین. نگ: سیندارمذ
پسرانه / فارسی
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر فارسی با حرف س (۲۱۴ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.