رفتن به محتوا
نوزاد

۵۸۰۲ اسم

معنی اسم دختر

در این فهرست ۵۸۰۲ اسم دخترانه آمده است و کنار هر کدام معنی‌اش را همراه با نام منبع می‌بینید. از نظر ریشه، فارسی با ۲۷۷۸ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۱۹۹۵) و ترکی (۶۱۸) می‌آیند. بیشتر اسم‌ها با «ا» (۸۲۱ اسم) و «س» (۶۱۱ اسم) شروع می‌شوند. چند نمونه: آب نار به معنی «نام زنی است در ویس و رامین : زاسیاهان دو بت چون ماه و خورشید خجسته آب نار وآب ناهید»، خوش لقا به معنی «خوش‌چهره» و فاطمه محدثه به معنی «ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «محدثه» (لقب حضرت فاطمه). معنی «فاطمه»: عربی؛ از شیر گرفته؛ نام دختر پیامبر اسلام و همسر امام علی، مادر امام حسن و امام حسین. معنی «محدثه»: عربی؛ هم‌سخن فرشتگان؛ لقب حضرت فاطمه».

آب نار

نام زنی است در ویس و رامین : زاسیاهان دو بت چون ماه و خورشید خجسته آب نار وآب ناهید

دخترانه

آب ناهید

(احتمالی) از «آب» و «ناهید» (ایزدبانوی آب). معنی «ناهید»: فارسی

دخترانه فارسی

آبان سا

(احتمالی) مانند آبان

دخترانه

آبان فام

از «آبان» به معنای آب‌ها و «فام» به معنای رنگ

دخترانه فارسی

آبان مهر

ترکیبی از «آبان» و «مهر». معنی «آبان»: فارسی کهن

دخترانه فارسی

آبانا

(احتمالی) منسوب به آبان

دخترانه

آبانک

(احتمالی) آبان کوچک، با پسوند تحبیب «ک»

دخترانه فارسی

آبانه

منسوب به آبان، ماه هشتم سال و ایزد نگهبان آب‌ها

دخترانه فارسی

آبتاب

مشعشع، درخشان

دخترانه فارسی

آبدیس

از «آب» و «دیس» (مانند)؛ یعنی آب‌مانند، پاک و زلال

دخترانه فارسی

آبرخ

از «آب» و «رخ»؛ یعنی شاداب‌چهره، کسی که رخسارش تازه و باطراوت است

دخترانه فارسی

آبرنگ

رنگی که با آب بر کاغذ زنند، آبرنگ؛ به مجاز لطیف و روشن

دخترانه فارسی

آبرود

(احتمالی) رود پرآب

دخترانه فارسی

آبروشن

خوشبخت و ارجمند

دخترانه فارسی

آبرون

گل همیشه بهار

دخترانه فارسی

آبسالان

بهاران، فصل کار. باغ و بوستان

دخترانه فارسی

آبشن

نام گیاهی است که برگ آن خوشبو و برای شادباش در جشنها بکاربرده می‌شود

دخترانه فارسی

آبگل

(احتمالی) گل آبی، نیلوفر آبی

دخترانه فارسی

آبگون

به رنگ آب؛ کبود، همچون آب در صافی و روشنی. آبی کبود. سبز. آبدار، گوهردار

دخترانه فارسی

آبگینه

ظرف شیشه‌ای یا بلوری، بویژه جام شراب. شیشه، پیمانه

دخترانه فارسی

آبلوج

قند سپید و نبات؛ کنایه از شیرینی

دخترانه فارسی

آبناز

نام زنی است در ویس و رامین: چو ایزدیار و ایرانشاه و روئین چو ناز و آب ناز و ویس شیرین نام زنی است در ویس و رامین : زاسیاهان دو بت چون ماه و خورشید خجسته آب نار و آب ناهید

دخترانه فارسی

آبنوس

آبنوس، چوب سیاه و گرانبها؛ کنایه از گیسوی سیاه

دخترانه یونانی

آبنوش

(احتمالی) آب شیرین و گوارا

دخترانه فارسی

آبیژ

(احتمالی) آب‌گون

دخترانه فارسی

آپادانا

نام کاخی در شهر شوش‌باستان متعلق به داریوش‌بزرگ

دخترانه فارسی

آپام

از واژه‌ی اوستایی «اَپام» به معنای «آب‌ها». این واژه در نام «اپام نپات»

دخترانه فارسی

آپاما

آپاما دختر سپیتامن، سردار سغدی، و همسر سلوکوس یکم بود

دخترانه فارسی

آپامنه

(احتمالی) صورتی از «آپامه»

دخترانه فارسی

آپامه

صورتی از «آپاما»

دخترانه فارسی

آپگیا

(احتمالی) آبی، آسمانی

دخترانه فارسی

آپگیتی

(احتمالی) آب گیتی

دخترانه فارسی

آپیشن

(احتمالی) آب‌گون

دخترانه فارسی

آتاناز

افتخار پدر، موجب آسایش و شادکامی پدر، عزیزِ پدر

دخترانه ترکی، فارسی

آتر

آتش؛ صورت اوستایی «آذر» و «آتش»

دخترانه فارسی

آترا

(احتمالی) از «آتَر»، نام آتش و ایزد آتش در اوستا. واژه‌های «آذر» و «آتش» در فارسی از همین ریشه‌اند

دخترانه فارسی

آتری دخت

شکل دیگری از «آذردخت». 1- دختر آذر

دخترانه

آتریا

(احتمالی) آتش

دخترانه

آتریسا

آتشگون، آذرگون، مانند آتش

دخترانه فارسی

آترینا

از «آترین» (آتشین) با پسوند «ا»؛ یعنی آتشین

دخترانه فارسی

آتسا

(احتمالی) از «آت» (آتش) و «سا» (مانند)؛ یعنی آتش‌مانند

دخترانه فارسی

آتشدخت

(احتمالی) دختر آتش؛ به مجاز پرشور و درخشان

دخترانه فارسی

آتشفام

ساخته از «آتش» و پسوند «فام» به معنی رنگ

دخترانه فارسی

آتشک

از «آتش» با پسوند کوچک‌ساز «َک»

دخترانه فارسی

آتشگون

از «آتش» و پسوند «گون» به معنای رنگ و مانند؛ روی‌هم یعنی سرخ و درخشان به رنگ آتش

دخترانه فارسی

آتشی

(احتمالی) آتشین و پرشور؛ نیز به رنگ آتش

دخترانه فارسی

آتلاز

اطلس، پارچه‌ی ابریشمی براق و نرم

دخترانه ترکی

آتنا

ملکه‌ی بهشت [ایزدبانوی خردمندی و صلح]

دخترانه عربی، یونانی

آتنایا

(احتمالی) صورتی از «آتنا»

دخترانه یونانی

آتنه

(احتمالی) صورتی از «آتنا»

دخترانه یونانی

آتورینا

(احتمالی) آتشین

دخترانه فارسی

آتوسا

دارنده‌ی پاهای زیبا، برساخته از بنِ اوستایی هو(نیک، زیبا) و

دخترانه فارسی

آتوشه

(احتمالی) آتش کوچک

دخترانه فارسی

آتیس

بدشانس [در اساطیر یونانی چوپانی که عاشق سیبل شد]

دخترانه یونانی

آتیسا

(احتمالی) آتش

دخترانه

آتیه

مؤنث «آتی»؛ آینده، آنچه خواهد آمد. در فارسی به معنای «آینده‌ی روشن» به کار می‌رود

دخترانه عربی

اسم پسر (۸۸۸۸ اسم)