رفتن به محتوا
نوزاد

۱۶۲ اسم

معنی اسم دختر با حرف ز

۱۶۲ اسم دخترانه که با حرف «ز» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۷۶ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۷۱) و ترکی (۱۵) می‌آیند. چند نمونه: زائره به معنی «مؤنث «زائر» از ریشه‌ی «زور» به معنی دیدار کردن؛ در فارسی بیشتر به زنی گفته می‌شود که به زیارت مکان‌های مقدس می‌رود»، زرین بانو به معنی «از نام‌های رواج» و زهراناز به معنی «ترکیبی از «زهرا» و «ناز». معنی «زهرا»: عربی؛ درخشان و روشن؛ لقب حضرت فاطمه (فاطمه زهرا). معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه».

زائره

مؤنث «زائر» از ریشه‌ی «زور» به معنی دیدار کردن

دخترانه عربی

زاکیه

نیکو، پاکیزه

دخترانه عربی

زامیر

آواز و سرود؛ در عبری امروزی نام پرنده‌ی بلبل نیز هست

دخترانه عبری

زاهره

(احتمالی) درخشان و شکوفا

دخترانه عربی

زئیری جی

زردرنگ وزرّین نام بانوی پارسائی است که در بند ١٣٩ فروردین یشت ستوده شده . زادبخت zâd-bakht وشبخت بفرزند نامی است در هزار و یکشب (نام‌های عباسی

دخترانه

زبور

نوشته، کتاب

دخترانه عربی

زبیده بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «زبیده» (نام همسر هارون‌الرشید) و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

زبیده خاتون

(احتمالی) ترکیبی از «زبیده» (نام همسر هارون‌الرشید) و «خاتون» (بانو). معنی «زبیده»: عربی

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

زحل

(احتمالی) کیوان، سیاره زحل

دخترانه عربی

زر عالم

(احتمالی) زرِ جهان

دخترانه فارسی، عربی

زرآسا

(احتمالی) زرمانند

دخترانه فارسی

زرا

به زبان فارسی زهرا، از نام‌های زنانه در گویش بهاری

دخترانه

زراختر

(احتمالی) ستاره زرین

دخترانه فارسی

زرانگیز

(احتمالی) زرانگیز

دخترانه فارسی

زربانو

بانوی زرین

دخترانه فارسی

زربین

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرپری

ترکیبی از «زر» و «پری». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «پری»: فارسی؛ پری، موجود افسانه‌ای و زیبا؛ کنایه از زیبارویی

دخترانه فارسی

زرتا

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرتاج

تاج زرین

دخترانه فارسی

زرتک

نام زندانبان شاه ولید که تازی شده آن زرنج است ( ءه داراب

دخترانه

زرجان

(احتمالی) زرِ جان

دخترانه فارسی

زرخاتون

ترکیبی از «زر» و «خاتون». معنی «زر»: صدای ناخوشایند مانند صدای گریه یا صدای سازی که ناشیانه نواخته شود. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو

دخترانه فارسی

زرخانم

(احتمالی) بانوی زرین

دخترانه فارسی

زردخت

دختر زرین

دخترانه فارسی

زرستان

نام دختر ارجاسب مه‌ای عباسی

دخترانه فارسی

زرشام

نام دختری از خاندان جمشید

دخترانه فارسی

زرغون

زرگون. زرعونی: نام معجونی مرکب از قند قوام آمده و ادویه که برای تقویت مهره‌ها به کار می‌بردند

دخترانه

زرفام

(احتمالی) زرین‌رنگ

دخترانه فارسی

زرفشان

-زرفشان . از نام‌های رواج

دخترانه

زرقا

مؤنث «ازرق» به معنای آبی و کبود

دخترانه عربی

زرقلم

(احتمالی) زرین‌قلم

دخترانه فارسی

زرکا

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرکام

(احتمالی) زرکام

دخترانه فارسی

زرگل

گل زرین

دخترانه فارسی

زرگیس

زرگیسو

دخترانه فارسی

زرمان

زرمانند و بسیار زیبا نام دختری در ارمنستان باستان (نام‌های عباسی)

دخترانه فارسی

زرماه

(احتمالی) ماه زرین

دخترانه فارسی

زرملک

(احتمالی) پادشاه زرین

دخترانه فارسی، عربی

زرمینه

(احتمالی) زرین

دخترانه فارسی

زرناز

ناز زرین

دخترانه فارسی

زرنج

١- نام یکی از شاهان پارس در روزگار ٢- نام زندان بان شاه ولید (٤ ٥هداراب

دخترانه فارسی

زرنگیس

نرگس زرین

دخترانه فارسی

زرواندخت

به معنای دختر زروان. زروان در باور ایرانیان کهن ایزد زمان بی‌کرانه بود و در آیین زروانی پدر اورمزد و اهریمن شمرده می‌شد

دخترانه فارسی

زری

از نام‌های رواج امروزی

دخترانه فارسی

زری بس

(احتمالی) نام‌گذاری برای بس بودن دختر؛ «زری بس است»

دخترانه

زری گل

ترکیبی از «زری» و «گل». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

زری ماه

ترکیبی از «زری» و «ماه». معنی «زری»: فارسی؛ زرین و طلایی. معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

دخترانه فارسی

زریا

دریا

دخترانه کردی

زریبا

(احتمالی) زیبا چون زر

دخترانه فارسی

زریدخت

(احتمالی) دختر زرین

دخترانه فارسی

زرین تاج

از نام‌های رواج

دخترانه فارسی

زرین جینار

نام زن انوش، مادرکی اوکی، و مادربزرگ لهراسب (٣٩٥ نام‌های ایرانی یوستی)

دخترانه

زرین حال

(احتمالی) از «زرین» و «حال». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

زرین خواه

(احتمالی) از «زرین» و «خواه». معنی «زرین»: فارسی

دخترانه فارسی

اسم پسر با حرف ز (۱۱۹ اسم)