رفتن به محتوا
نوزاد

۸۲ اسم

معنی اسم دختر با حرف ج

۸۲ اسم دخترانه که با حرف «ج» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۳۵ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۳۰) و ترکی (۱۳) می‌آیند.

جاذانه

ج - ل نام دایه توراندخت (٣ءه داراب) جانبانو جان بخش جان پرور جانفروز ن منامه نخعی + نام‌های عباسی جانفروغ جانفزا ن منامه نخعی + نام‌های عباسی جانمهر (نامنامه نخعی جانیار جریر نام دختر پیران ویسه و گلشهر ، زن سیاوخش (سیاووش و مادر فرود (٣٩٣ نام‌های ایرانی یوستی + ٢٣٢ یشت‌ها ٢) jashn-a-ray (جشن آرای (جشن آرا

دخترانه

جاریه

(احتمالی) دختر جوان؛ نیز روان و جاری

دخترانه عربی

جاسمین

یاسمن، گل یاس؛ از فارسی «یاسمین» گرفته شده است

دخترانه انگلیسی

جاسمیه

صورت مؤنث «جاسم»، از ریشه‌ی «جسم»، به معنی تنومند و درشت‌اندام

دخترانه عربی

جان افراز

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «افراز». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

جان باجی

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «باجی». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، ترکی

جان بگم

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «بگم». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

جان بی‌بی

ترکیبی از «جان» و «بی‌بی». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

جان بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «بیگم» (بانو

دخترانه عبری، ترکی

جان جان

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

جان زیب

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «زیب». معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری

جان سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «سلطان» (پادشاه). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، عربی

جان صنم

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «صنم» (دلبر). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، عربی

جان گل

(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «گل» (گل). معنی «جان»: عبری

دخترانه عبری، فارسی

جانآرا

(احتمالی) آراینده جان

دخترانه فارسی

جانا

«ای جان»، جان من؛ خطابی عاشقانه در شعر فارسی

دخترانه فارسی

جانانه

معشوق، محبوب

دخترانه فارسی

جانبانو

(احتمالی) بانوی جان، بانوی عزیز

دخترانه فارسی

جانتاب

(احتمالی) تابش جان

دخترانه فارسی

جاندخت

(احتمالی) دختر عزیز، جان‌دختر

دخترانه فارسی

جانسو

(احتمالی) آبِ جان (جان‌سو)

دخترانه ترکی

جانفروز

نام یدی از سرداران بهرام چوبینه

دخترانه عبری، فارسی

جانک

(احتمالی) جانِ کوچک، عزیز

دخترانه فارسی

جانم طلا

(احتمالی) جانم طلا، عزیز

دخترانه فارسی

جانی بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «جانی» و «بیگم» (بانو

دخترانه فارسی، ترکی

جاه نشان

(احتمالی) نشان شکوه

دخترانه فارسی

جریره

~ نام دختر پیران‌ویسه شاه ترکان و نام مادرش گلشهر بود

دخترانه فارسی

جزا

(احتمالی) پاداش

دخترانه عربی

جزاء

(احتمالی) پاداش

دخترانه عربی

جسیکا

نخستین بار شکسپیر آن را برای دختر شایلوک در نمایشنامه‌ی «تاجر ونیزی» به کار برد

دخترانه انگلیسی

جشمک بانو

نام بانوئی است که در کتیبهُ کعبهُ زردشت نوشته شده (٥١ ساسانی)

دخترانه

جلاله

(احتمالی) شکوه و بزرگی

دخترانه عربی

جلوه

نمایان شدن، خود را آشکار کردن، خودنمایی؛ (به مجاز) زیبایی، جاذبه

دخترانه عربی

جلیله

مؤنث «جلیل»؛ بزرگوار و باشکوه

دخترانه عربی

جلیله بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «جلیله» (بزرگوار

دخترانه عربی، ترکی

جمال بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «جمال» و «بی‌بی» (بانو). معنی «جمال»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

جمال خاتون

ترکیبی از «جمال» و «خاتون». معنی «جمال»: عربی؛ زیبایی. معنی «خاتون»: ترکی و مغولی؛ بانو

دخترانه عربی، ترکی، مغولی

جمالیه

(احتمالی) منسوب به جمال؛ زیبا

دخترانه عربی

جمانه

(احتمالی) مروارید نقره‌ای

دخترانه عربی

جمدخت

ترکیبی از «جم»

دخترانه فارسی

جمشیده

(احتمالی) شکل زنانه «جمشید»

دخترانه

جمعه کل

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «کل». معنی «جمعه»: عربی

دخترانه عربی

جمعه گل

(احتمالی) ترکیبی از «جمعه» (آدینه) و «گل» (گل). معنی «جمعه»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

جمیله

زیبارو، صفت همریشه‌ی جمال

دخترانه عربی

جمیله السادات

ترکیبی از «جمیله» و «سادات». معنی «جمیله»: عربی

دخترانه عربی

جمیله بی‌بی

(احتمالی) ترکیبی از «جمیله» و «بی‌بی» (بانو). معنی «جمیله»: عربی

دخترانه عربی، فارسی

جمیله بیگم

(احتمالی) ترکیبی از «جمیله» و «بیگم» (بانو

دخترانه عربی، ترکی

جمیله خانوم

(احتمالی) ترکیبی از «جمیله» و «خانوم» (خانم

دخترانه عربی، ترکی

جنان

بهشت و باغ‌ها؛ نیز دل و جان

دخترانه عربی

جنت

بهشت، فردوس

دخترانه عربی

جنت گل

ترکیبی از «جنت» و «گل». معنی «جنت»: عربی؛ بهشت، باغ پردرخت. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه عربی، فارسی

جنور

) نام گلی است . از نام‌های رواج میان بانوان کرد. چهر آرای چهر آزاد نام دیگر همای دختر بهمن

دخترانه

جوآنا

صورت مؤنث «یوحنا» از «یوحانان» به معنی «خدا بخشنده است»

دخترانه عبری

جوانه

نام بانوئی پارسی است ءنامهای عباسی

دخترانه فارسی

جواهر

گوهرها

دخترانه عربی

جواهربیگم

(احتمالی) از «جواهر» (گوهرها) و «بیگم» (بانو). معنی «جواهر»: عربی

دخترانه عربی، ترکی

جواهری

(احتمالی) منسوب به جواهر؛ گوهری

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف ج (۱۸۴ اسم)