رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۲ اسم

معنی اسم دختر با حرف ت

۱۵۲ اسم دخترانه که با حرف «ت» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۷۲ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۲۳) و ترکی (۱۶) می‌آیند. چند نمونه: تابان چهر به معنی «تابان‌چهره، درخشان‌رو»، تاریوردی به معنی «از «تاری» (تانری) به معنی خدا و «وِردی» به معنی داد، یعنی خداداد؛ برابر ترکیِ «خداداد» و «الله‌وردی»» و تمام زینب به معنی «ترکیبی از «تمام» و «زینب» (نام دختر امام علی). معنی «تمام»: بدون کم و کاست. معنی «زینب»: عربی؛ درخت خوشبو؛ نیز «زینت پدر»؛ نام دختر امام علی و قهرمان کربلا».

تابان گل

ترکیبی از «تابان» و «گل». معنی «تابان»: فارسی

دخترانه فارسی

تابانروی

(احتمالی) درخشان‌روی، تابان‌چهره

دخترانه فارسی

تابنده

تابان، درخشان و نورانی؛ صفت فاعلی از «تابیدن». در شعر فارسی صفت ماه و خورشید و ستاره است

دخترانه فارسی

تابیتا

غزال، از ریشه‌ی آرامی

دخترانه عبری

تاپیک

واژه است پهلوی: به معنی- درخشان،تابنده، نورانی (فرهنگ

دخترانه فارسی

تاتیانا

صورت روسی «تاتیانا» از نام خاندان رومی «Tatius»

دخترانه روسی

تاج

کلاه جواهر نشان که پادشاهان بر سر گذارند، دیهیم، تاژ

دخترانه فارسی

تاج الدوله

(احتمالی) تاج دولت و پادشاهی. لقب طاووس‌خانم، همسر محبوب فتحعلی‌شاه قاجار، بود

دخترانه عربی، فارسی

تاج الملوک

به معنای تاج پادشاهان. از نام‌های رایج زنان در دوره‌ی قاجار و پهلوی بود

دخترانه عربی

تاج امیر

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

تاج بانو

از نام‌های زندة امروزی بانوان زرتشتی

دخترانه فارسی

تاج بی‌بی

ترکیبی از «تاج» و «بی‌بی». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

تاج جان

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «جان» (جان و روان). معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی، عبری

تاج خاتون

ترکیبی از «تاج» و «خاتون». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی، مغولی

تاج خان

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «خان» (بزرگ و سرور

دخترانه فارسی

تاج خانم

ترکیبی از «تاج» و «خانم». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی، ترکی

تاج دولت

تاج بخت و دولت

دخترانه فارسی، عربی

تاج سادات

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «سادات» (سیدها

دخترانه فارسی

تاج سر

(احتمالی) تاج سر، عزیز

دخترانه فارسی

تاج سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «سلطان» (پادشاه). معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

تاج طلا

ترکیبی از «تاج» و «طلا». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی، عربی

تاج گل

ترکیبی از «تاج» و «گل». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

تاج مهر

ترکیبی از «تاج» و «مهر». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

تاج میر

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «میر» (سرور

دخترانه فارسی

تاج وردی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «وردی» (داد

دخترانه فارسی، عربی

تاجاه

(احتمالی) از «تاج» و «ماه». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

تاجما

(احتمالی) از «تاج» و «ماه». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

تاجماه

از نام‌های رواج امروزی

دخترانه فارسی

تاجملوک

(احتمالی) تاجِ پادشاهان

دخترانه عربی، فارسی

تاجمه

(احتمالی) از «تاج» و «ماه». معنی «تاج»: فارسی

دخترانه فارسی

تاجور

دارای تاج، جمعِ پادشاه، سلطان

دخترانه فارسی

تاجی

(احتمالی) منسوب به تاج، شاهانه

دخترانه فارسی

تاجی گل

(احتمالی) ترکیبی از «تاجی» و «گل» (گل). معنی «تاجی»: فارسی

دخترانه فارسی

تاجیه

(احتمالی) تاج‌دار

دخترانه فارسی

تارا

ستاره، کوکب، مردمک چشم

دخترانه کردی

تارامهر

(احتمالی) از «تارا» (ستاره) و «مهر». معنی «تارا»: فارسی و سانسکریت

دخترانه فارسی، سانسکریت

تارلا

کشتزار

دخترانه ترکی

تارویردی

از «تاری/تانری» به معنی خدا و «وئردی» به معنی داد

دخترانه ترکی

تاری بس

(احتمالی) «تاری بس» یعنی خدا بس است

دخترانه ترکی

تاریوردی

از «تاری» (تانری) به معنی خدا و «وِردی» به معنی داد

دخترانه ترکی

تاریویردی

(احتمالی) خدا داد (تاری ویردی)

دخترانه ترکی

تازگل

(احتمالی) از «تازه» و «گل»؛ گل تازه. معنی «تازه»: فارسی؛ تازه و نو. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

تازه قربان

(احتمالی) از «تازه» و «قربان»

دخترانه ترکی

تازه گل

ترکیبی از «تازه» و «گل». معنی «تازه»: فارسی؛ تازه و نو. معنی «گل»: فارسی؛ گل

دخترانه فارسی

تاشا

(احتمالی) کوتاه‌شده ناتاشا؛ زاده روز کریسمس

دخترانه روسی

تامیلا

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

دخترانه عربی

اسم پسر با حرف ت (۱۲۹ اسم)