رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ت

۱۲۹ اسم پسرانه که با حرف «ت» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۳۵ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۳۱) و ترکی (۲۷) می‌آیند. چند نمونه: تابال به معنی «نام فرماندار ایرانی سارد در زمان کوروش»، ترخان به معنی «نام یکی ازسر داران ارجاسب.شاید ترکی باشد» و توحیدی به معنی «منسوب به توحید، یکتاپرست».

تابال

نام فرماندار ایرانی سارد در زمان کوروش

پسرانه فارسی

تابدوق

(احتمالی) یافته شده (تاپدیق)

پسرانه ترکی

تات گلدی

(احتمالی) یعنی «طعم آمد»

پسرانه ترکمنی

تاج بردی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «بردی» (داد

پسرانه فارسی، ترکی

تاج گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «گلدی» (آمد

پسرانه فارسی

تاج محمد

ترکیبی از «تاج» و «محمد». معنی «تاج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تاج مراد

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «تاج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تاجدردی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «دردی» (ایستاد و ماند

پسرانه فارسی

تاجقلی

(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

تاج‌محل

نام آرامگاه مرمرین نامدار در آگرای هند که شاه‌جهان گورکانی در سده‌ی یازدهم هجری برای همسرش ممتازمحل ساخت. «تاج‌محل» در فارسی به معنی تاج کاخ است

پسرانه فارسی

تاجه

(احتمالی) از «تاج». معنی «تاج»: فارسی؛ کلاه گوهرنشان پادشاهی؛ به مجاز سروری و بزرگی

پسرانه فارسی

تاجیک

غیرترک و عرب، آن که به زبان فارسی تکلم کند

پسرانه فارسی

تار

نام پسر فر وَاک برادر هوشنگ پیشدادی

پسرانه

تار قلی

(احتمالی) از «تاری» (خدا) و «قلی»

پسرانه ترکی

تار محمد

(احتمالی) از «تاری» (خدا) و «محمد». معنی «تاری»: تنگری. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

تاراز

(احتمالی) نام قله‌ای در زاگرس

پسرانه لری

تارح

تارح پدر ابراهیم پیامبر در تورات

پسرانه عبری

تارخ

نام پدر ابراهیم پیامبر

پسرانه عبری

تارک

رهاکننده

پسرانه

تاس علی

(احتمالی) از «تاس» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

تاشکین

(احتمالی) ترکی؛ سرشار و خروشان (داشقین)

پسرانه ترکی

تاشلی

(احتمالی) سنگی

پسرانه ترکی

تامان

دیواری از جو انه تنیده شده

پسرانه کردی

تامی

شکل خودمانی «توماس» که از آرامی «تئوما» به معنای همزاد است

پسرانه انگلیسی

تانقروردی

از «تانری» یا «تنگری» به معنای خدا و آسمان و «وئردی» به معنای داد

پسرانه ترکی

تانیش

(احتمالی) آشنا (تانیش)

پسرانه ترکی

تای وردی

(احتمالی) شکل دیگری از «تاری‌وردی»؛ خدا داد

پسرانه ترکی

تایماز

پابرجا، استوار

پسرانه ترکی

تایو یردی

(احتمالی) شکل دیگری از «تاری‌ویردی»؛ خدا داد

پسرانه ترکی

تبارک

فال نیک گرفتن به چیزی

پسرانه عربی

تبارک علی

(احتمالی) ترکیبی از «تبارک» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «تبارک»: عربی

پسرانه عربی

تبارکه

(احتمالی) از «تبارک»؛ خجسته. معنی «تبارک»: عربی؛ فرخنده، خجسته؛ فال نیک گرفتن

پسرانه عربی

تباک

نام پادشاه جهرم. این نام در کارنامه اردشیر بابکان بواکوبونک نوشته‌شده. م زدیسنا

پسرانه

تبع

لقب پادشاهان حمیری یمن پیش از اسلام. در قرآن از «قوم تُبَّع» یاد شده است (سوره‌ی دخان

پسرانه عربی

تحمد رضا

(احتمالی) ترکیبی از «تحمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

تخار

(احتمالی) تخارستان سرزمینی در شمال افغانستان امروز

پسرانه فارسی

تختی

(احتمالی) نام پهلوان ایرانی، غلامرضا تختی؛ منسوب به تخت

پسرانه

تخشا

(احتمالی) کوشا

پسرانه فارسی

تراب

خاک

پسرانه عربی

ترابعلی

(احتمالی) از «تراب» (خاک) و «علی»

پسرانه عربی

ترابی

(احتمالی) خاکی، فروتن

پسرانه عربی

ترخان

نام یکی ازسر داران ارجاسب.شاید ترکی باشد

پسرانه ترکی

تریتوخمه

دارنده‌ی سه تخم، بسیار مردانه، برساخته از ریشه‌ی

پسرانه فارسی

تژاو

پرتو

پسرانه کردی

تعارفعلی

(احتمالی) از «تعارف» و «علی». معنی «تعارف»: خواستن از کسی

پسرانه عربی

تفانقلیچ

(احتمالی) ترکمنی؛ از «تفنگ» و «قلیچ»

پسرانه ترکمنی

تقان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «بردی» (داد، در ترکی). معنی «بردی»: ترکی؛ داد، بخشید

پسرانه ترکی

تقان گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «گلدی» (آمد، در ترکی)

پسرانه

تقان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

تقان مراد

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

تقان وردی

(احتمالی) ترکیبی از «تقان» و «وردی» (داد، در ترکی). معنی «وردی»: عربی؛ گل سرخ

پسرانه عربی

تقدیرعلی

(احتمالی) از «تقدیر» (سرنوشت) و «علی». معنی «تقدیر»: عربی

پسرانه عربی

تقوی

پرهیزکاری، اطاعت از خدا

پسرانه عربی

تقی

پرهیزگار، از ریشه‌ی تقی (پرهیز کردن)

پسرانه عربی

تقی الله

(احتمالی) ترکیبی از «تقی» (پرهیزگار) و «الله» (خدا). معنی «تقی»: عربی

پسرانه عربی

تقی لله

(احتمالی) ترکیبی از «تقی» (پرهیزگار) و «لله». معنی «تقی»: عربی

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ت (۱۵۲ اسم)