رفتن به محتوا
نوزاد

۱۲۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ت، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

تکش

غایت، پایان [از شاهان خوارزمشاهی]

پسرانه ترکی

تکناز

(احتمالی) از «تک» و «ناز»؛ نازِ یگانه. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه

پسرانه فارسی

تکه دردی

(احتمالی) از «تکه» (نام طایفه‌ای ترکمن) و «دردی»

پسرانه ترکمنی

تکین

شهزاده؛ [از سرداران مملوک سامانی]

پسرانه ترکی

تگین

خوش ترکیب، زیبا شکل

پسرانه ترکی

تل ماه

(احتمالی) از «تل» و «ماه». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

پسرانه فارسی

تلم

(احتمالی) نوعی درخت

پسرانه مازندرانی

تلی

موهای پر پشت و بلند، دختری که گیسوی بلند و زیبا دارد، زلف دار؛ 2- زباندار و سخنور

پسرانه ترکی

تلیمان

دام پهلوانی است (شاهنامه

پسرانه

تموچین

(احتمالی) نام اصلی چنگیزخان

پسرانه مغولی

تنسر

تنسر هیربدان‌هیربد دوره‌ی اردشیر بابکان که «نامه‌ی تنسر» به او منسوب است

پسرانه فارسی

تواب وردی

(احتمالی) از «تواب» و «وردی» (داد)

پسرانه ترکی

تواق دردی

(احتمالی) از «تواق» و «دردی»

پسرانه ترکمنی

تواق قلی

(احتمالی) از «تواق» و «قلی»

پسرانه ترکمنی

تواق قلیچ

(احتمالی) از «تواق» و «قلیچ» (شمشیر)

پسرانه ترکمنی

تواق گلدی

(احتمالی) از «تواق» و «گلدی» (آمد)

پسرانه ترکمنی

تواق محمد

(احتمالی) از «تواق» و «محمد»

پسرانه ترکمنی

توان

نیرو، زور

پسرانه فارسی

توانا

دارای قدرت انجام کار، نیرومند، پر قدرت، قادر در مقابلِ ناتوان

پسرانه کردی

توبا نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «توبا» و «نیاز» (نیاز، خواسته). معنی «نیاز»: فارسی؛ نیاز

پسرانه فارسی

توحید

یگانه دانستن خدا

پسرانه عربی

توحید اسماعیل

(احتمالی) ترکیبی از «توحید» و «اسماعیل» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

توحیدا

(احتمالی) از «توحید»؛ یکتاپرستی. معنی «توحید»: عربی؛ یگانه دانستن خدا

پسرانه عربی

توحیدرضا

از «توحید» و «رضا». معنی «توحید»: عربی

پسرانه عربی

توحیدقلی

(احتمالی) از «توحید» و «قلی» (بنده). معنی «توحید»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

توحیده

(احتمالی) از «توحید»؛ یکتاپرستی. معنی «توحید»: عربی؛ یگانه دانستن خدا

پسرانه عربی

توحیدی

(احتمالی) منسوب به توحید، یکتاپرست

پسرانه عربی

تور

١-نام پدر فر ارازی در بند١٢٣فروردین یشت ٢- نام پسر شاه فریدون و پادشاه توران زمین در شاهنامه : دگر تور را داد توران زمین ورا کرد سالار ترکان و چین ٣_ نام پسر جمشید از سمن ناز دختر کورنگ پادشاه زابلستان ١٩ یشت‌ها١

پسرانه آلمانی

تور علی

(احتمالی) ترکیبی از «تور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «تور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تورال

(احتمالی) پاینده، زنده و ماندگار؛ در جمهوری آذربایجان از نام‌های پرکاربرد پسرانه است

پسرانه ترکی

تورج

نام پسر بزرگ فریدون؛ همان تور که توران منسوب به اوست، چنانکه ایران منسوب به ایرج است

پسرانه پهلوی

تورج رضا

(احتمالی) ترکیبی از «تورج» (نام پسر فریدون در شاهنامه) و «رضا» (خشنودی). معنی «تورج»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

تورک

نام پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نسل جمشید (١٩ یشت‌ها ١

پسرانه فارسی

توزار

نام پدر میترک میر آخور که در کتیبه کعبه زردشت از او نامبرده شده و در روزگار اردشیر بابکان می‌زیسته د ساسانی توس tOOs ١- نام پسر نوذر یکی از پهلوانان نامی ایران و سپهبد سیاه شاه کیخسر وکیانی. نام وی در بندهای ٣ دوددآ بان یشت آمده ٢- نام یکی از جاویدانان بنا بر نوشته بخش +٣ دادستان دینیک (شاهنامه + ٢٢١ کیانیان + بخشی از فرهنگ اوستا)

پسرانه

توس

تناور و نیرومند، از ریشه‌ی اوستایی تَئوسه [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

توسن

وحشی، رام ناشونده

پسرانه فارسی

توشه

زاد سفر، توشه سفر

پسرانه کردی

توفیق

پیروزی، کامیابی، از ریشه‌ی وفق (همراهی[بخت])

پسرانه عربی

توکل

اعتماد به خدا

پسرانه عربی

تولا

سرخ جامه

پسرانه عبری

توما

«همزاد»؛ توما از دوازده حواری عیسی

پسرانه آرامی

توماج

(احتمالی) نام قهرمان ترکمن؛ معنای دقیق روشن نیست

پسرانه ترکی

تونی

کوتاه‌شده‌ی «آنتونی» (Anthony) که از نام خاندان رومی «آنتونیوس» گرفته شده است

پسرانه انگلیسی

توی قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «توی» و «قلیچ» (شمشیر

پسرانه ترکی

توی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «توی» و «محمد» (ستوده). معنی «توی»: بخشی از یک شئ دو یا چند لایه که در داخل قرار میگیرد. تویه. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

تهم

«تهم» یعنی دلیر و پهلوان؛ تهمتن لقب رستم است

پسرانه فارسی

تهماسب

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

تهمتن

بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند... کنیه رستم ذال ( ١٣ ٩ یشت‌ها ٢

پسرانه فارسی

تهمورث

نام یکی از شاهان ایرانی

پسرانه اوستایی

تهمورس

صورتی از «تهمورث»

پسرانه فارسی

تهمین

(احتمالی) تهم، دلیر

پسرانه فارسی

تیامو

(احتمالی) چشمانم؛ عزیز من

پسرانه لری، ایتالیایی

تیرا

(احتمالی) از «تیر»؛ تیر، ستاره عطارد. معنی «تیر»: فارسی؛ ماه چهارم سال؛ ایزد تیر و سیاره عطارد

پسرانه فارسی

تیران

١- تیران یکم پسر اردشیر سوم پادشاه اشکانی ارمنستان . ١٢١ تا ١٣٢ م. ١-تیران دوم پسر خسر و دوم پادشاه اشکانی ارمنستان از٣٢٧-٣٢٥ میلادی ٢٤٢١ پیرنیا) ٣- از نام‌های زنده امروزی زردشتیان

پسرانه

تیربد

(احتمالی) نامی محلی؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

تیرداد

از سرداران دوره ماد و اشکانی

پسرانه کردی

تیرش

(احتمالی) چشم عسلی

پسرانه لری

تیرشاه

(احتمالی) از «تیر» و «شاه». معنی «تیر»: فارسی؛ ماه چهارم سال؛ ایزد تیر و سیاره عطارد

پسرانه فارسی

تیزیرشتی

١- نام پسر یر توارشتی از خانواده کیانیان ٢- نام بهدینی که در بند ١٠١ فروردین یشت ستوده شده. به معنی دارنده نیزه پهن

پسرانه

تیسافرین

نام پسر ویدرن و نام یکی از سرداران داریوش یکم و نیز فرمانده ارتش اردشیر دوم در جنگ کوناکزا

پسرانه

اسم دختر با حرف ت (۱۵۲ اسم)