رفتن به محتوا
نوزاد

۲۹۴ اسم

معنی اسم پسر با حرف ر

۲۹۴ اسم پسرانه که با حرف «ر» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۱۵۳ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۹۴) و کردی (۲۳) می‌آیند. چند نمونه: رائف به معنی «اسم فاعل از ریشه‌ی «ر ء ف» به معنی مهربان و دلسوز. «رأفت» و «رئوف»، که از نام‌های خداوند است، از همین ریشه‌اند»، رجبعلی به معنی «از «رجب» و «علی». معنی «رجب»: عربی؛ هفتمین ماه قمری؛ نامی برای زادگان ماه رجب. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست» و رضی الدین به معنی «خشنود در دین».

رائف

اسم فاعل از ریشه‌ی «ر ء ف» به معنی مهربان و دلسوز. «رأفت» و «رئوف»

پسرانه عربی

رابرت

از ژرمنی کهن «هروت» به معنی شهرت و «برهت» به معنی درخشان

پسرانه انگلیسی

رابین

مشاور، معتمد

پسرانه کردی

راتین

(احتمالی) جوانمرد

پسرانه فارسی

راد

جوانمرد

پسرانه فارسی

رادان

جمع «راد» به معنای جوانمرد، بخشنده و آزاده

پسرانه فارسی

رادبد

(احتمالی) راد و بزرگ

پسرانه فارسی

رادبه

(احتمالی) رادتر، بخشنده‌تر

پسرانه فارسی

رادسام

(احتمالی) از «راد» (جوانمرد) و «سام». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی

رادعلی

(احتمالی) ترکیبی از «راد» و «علی». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رادفر

(احتمالی) راد و باشکوه

پسرانه فارسی

رادفرخ

ترکیبی از «راد» و «فرخ». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی

رادمان

رادمنش، جوانمرد

پسرانه فارسی

رادمن

(احتمالی) رادمنش، جوانمرد

پسرانه فارسی

رادمنش

دارای طبع و منش جوانمردان

پسرانه فارسی

رادمهر

خورشید بخشنده، بخشنده همچون خورشید

پسرانه فارسی

رادمین

(احتمالی) رادمرد

پسرانه فارسی

رادنوش

(احتمالی) رادانوش، جوانمرد جاوید

پسرانه فارسی

رادنیک

(احتمالی) راد و نیک

پسرانه فارسی

رادوین

از «راد» (جوانمرد) و «وین» (مانند)؛ جوانمردمانند

پسرانه فارسی

رادیان

(احتمالی) رادان، جوانمردان

پسرانه فارسی

رادین

آزادوار، آزاده، به مانند آزاده

پسرانه فارسی

رازبین

(احتمالی) رازبین، آگاه از رازها

پسرانه فارسی

رازدار

رازدار، امین

پسرانه فارسی

رازمحمد

ترکیبی از «راز» و «محمد». معنی «راز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رازمیک

(احتمالی) یعنی جنگجو

پسرانه ارمنی

راژان

(احتمالی) رازدار

پسرانه کردی

راستین

حقیقی، واقعی و درست

پسرانه فارسی

راسخ

با نفوذ

پسرانه عربی

راسم

(احتمالی) نگارنده، ترسیم‌کننده

پسرانه عربی

راشد

برومند و تناور، اسم فاعل از ریشه‌ی رشد

پسرانه عربی

راشن

(احتمالی) رشن، ایزد داوری و راستی در آیین زرتشتی

پسرانه فارسی

راضی

اسم فاعل از «رضا» به معنای خشنود و خرسند

پسرانه عربی

راغب

علاقمند، دوستدار، اسم فاعل از ریشه‌ی رغب (رغبت)

پسرانه عربی

رافائل

«رفائل» به معنای خدا شفا داد. در سنت یهودی و مسیحی نام یکی از فرشتگان مقرب است و رافائل سانتی، نقاش نامدار دوره‌ی رنسانس ایتالیا، این نام را داشت

پسرانه عبری

رافاییل

«رفائیل» به معنی خدا شفا داد. در سنت یهودی و مسیحی نام یکی از فرشتگان مقرب است

پسرانه عبری

رافد

عطا کننده، یاریگر، اسم فاعل از ریشه‌ی رفد (کمک کردن)

پسرانه عربی

رافیک

(احتمالی) شکل دیگری از «رافائل». معنی «رافائل»: عبری

پسرانه ارمنی، عبری

راکان

(احتمالی) استوار

پسرانه عربی

رام

١-نام سازنده جنگ ١٠ ٢ویس رامین ٢- نام یازدهمین نیای مانکجی لیمجی

پسرانه فارسی

رام برزین

نام پیشکار انوشیروان ٣٧نامه خسروان

پسرانه فارسی

رام مهر

نام پانزدهمین پادشاه ماد. به معنی- دوست رام یا کامر انی (١٠٣ایران‌نامه ١) رامی rá-mi ١- نام یکی از فرزندان کیخسرو و برادر رامین به نوشته یوستی ء٢ فرهنگ ٢- نام پسر فرخان، یکی از بزرگان ایران واز سپاهیان سیاوخش ( ٢٩ دیالمه

پسرانه

رامان

نام پیشکار کشسب داد، وزیر کیغباد

پسرانه کردی

رامبد

سرور شادی؛ نام نوازنده دربار ساسانی

پسرانه فارسی

رامبود

(احتمالی) از «رام» و «بود». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

رامتین

١- نام جنگجوی ایرانی ٢- نام جنگ نواز نامی خسروپرویز

پسرانه کردی

رامح

لرزان [پسر کوش]

پسرانه عبری

رامز

(احتمالی) نشانه، رمز

پسرانه عربی

رامسین

(احتمالی) شکل دیگری از «رامسین»

پسرانه

رامشاد

ترکیبی از «رام» و «شاد». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

رامفر

(احتمالی) آرام و باشکوه

پسرانه فارسی

رامون

شکل اسپانیایی «ریموند»

پسرانه اسپانیایی

رامی

(احتمالی) منسوب به رام، آرام

پسرانه عربی

رامیا

(احتمالی) از «رام»

پسرانه فارسی

رامیار

سیاس، سیاست مدار

پسرانه کردی

اسم دختر با حرف ر (۲۶۳ اسم)