(احتمالی) ترکیبی از «رحمن» (از نامهای خدا) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «الدین» (دین). معنی «رحیم»: عربی؛ مهربان؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «الله» (خدا). معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «رحیم» و «الله». معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «بخش» (بخشیده). معنی «رحیم»: عربی؛ مهربان؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «پیمان». معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «وردی» (داد
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «هادی» (راهنما). معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «رحیم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به رحیم؛ مهربان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رز» و «محمد» (ستوده). معنی «رز»: انگلیسی
پسرانه / انگلیسی، عربی
آورندهی روزی، اسم فاعل از ریشهی رزق (روزی) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رزاق» و «اله» (خدا). معنی «رزاق»: عربی؛ روزیدهنده؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
رهایی، نجات
پسرانه / کردی
(احتمالی) رزگر، باغبان تاکستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یعنی مهر گل
پسرانه / فارسی
از نامهای فراموش شده
پسرانه
(احتمالی) یارِ رزم، جنگاور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روزییافته
پسرانه / عربی
رسم کننده، طراح، نقاش
پسرانه / عربی
یکی از شخصیت های شاهنامه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رستک» و «بیگ»
پسرانه
رها، خلاص؛ 2- نجات یافته
پسرانه
تناور، کسی که رشد کرده و نیرومند شده، از ریشهی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بگ» (بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بیگ» (بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
از «رستم» (پهلوان) و «علی». معنی «رستم»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
صورتی از «رستم». معنی «رستم»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکل دیگری از «راستین». معنی «راستین»: فارسی؛ حقیقی، واقعی و درست
پسرانه / فارسی
پیامبر، از ریشهی رسل (پیام) [لقب حضرت محمد]
پسرانه / عربی
ترکیبی از «رسول» و «الله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رسول» (فرستاده) و «داد». معنی «رسول»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رسول» (فرستاده) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «رسول»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رسول» (فرستاده) و «کاظمی». معنی «رسول»: عربی؛ فرستاده؛ لقب پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رسول» (فرستاده) و «الله» (خدا). معنی «رسول»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «رسول» و «بخش». معنی «رسول»: عربی؛ فرستاده؛ لقب پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به «رسول»
پسرانه
به راه راست بودن، هدایت یافتن، رستگاری
پسرانه / عربی
(احتمالی) رشد یافته
پسرانه / عربی
راستگو، از ریشهی پهلوی رشْن (راستی) و پسوند واد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رشن» (ایزد دادگری) و «نواز». معنی «رشن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
برومند، نیرومند، صفت از ریشهی رشد
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رشید» و «محمد» (ستوده). معنی «رشید»: عربی
پسرانه / عربی
«راهنمای دین»؛ رشیدالدین فضلالله همدانی، وزیر و تاریخنگار «جامع التواریخ»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «رشید» (دلیر) و «علی». معنی «رشید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به رشید
پسرانه / عربی
راضی، از ریشهی رضایت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «احمد» (ستوده). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «بخش» (بخشیده). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «داد». معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «عبدالله» (بنده خدا). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف ر (۲۶۳ اسم)