رفتن به محتوا
نوزاد

۸۸۸۸ اسم

معنی اسم پسر

در این فهرست ۸۸۸۸ اسم پسرانه آمده است و کنار هر کدام معنی‌اش را همراه با نام منبع می‌بینید. از نظر ریشه، عربی با ۴۷۷۷ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۲۵۹۲) و ترکی (۶۲۴) می‌آیند. بیشتر اسم‌ها با «ا» (۱۵۳۹ اسم) و «م» (۱۵۱۲ اسم) شروع می‌شوند. چند نمونه: آئیریا به معنی «ریشه اوستائی ایرج (نگ ایرج نام پسر فریدون به نوشته یوستی فرهنگ»، خداقلی به معنی «از «خدا» و «قلی» (بنده)» و فرنداد به معنی «fren-dat یا فرندات ١- نام پسر داریوش و برادر و از سرداران خشایارشاه ٢- نام والی مصر از سوی اردشیر سوم».

آئیریا

ریشه اوستائی ایرج (نگ ایرج نام پسر فریدون به نوشته یوستی فرهنگ

پسرانه

آئیل

(احتمالی) نام نوعی پرنده

پسرانه گیلکی، ترکی

آئین

شیوه مناسب و مطلوب. راه و روش. آیین

پسرانه فارسی

آباد

آبادان، پررونق و سرسبز؛ مقابل ویران. جزء پسین بسیاری از نام‌های جا (فیروزآباد، اسدآباد)

پسرانه فارسی

آبادان

(احتمالی) آباد و پررونق. آبادان نام شهری بندری در خوزستان است. نام کم‌کاربرد

پسرانه فارسی

آبادیس

(احتمالی) از «آباد» و «دیس» (مانند)

پسرانه فارسی

آباقا

آباقاخان پسر هلاکو، دومین ایلخان مغول در ایران (سده‌ی هفتم هجری)

پسرانه مغولی

آباگران

(احتمالی) آبادگر، سازنده و آبادکننده

پسرانه فارسی

آبان

منسوب به آب، با ایزدباستانی آب‌ها اَپام نَپات هم ریشه است [صفت آناهیتا در اساطیر ایرانی]

پسرانه فارسی

آبان زاد

ترکیبی از «آبان» و «زاد». معنی «آبان»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

آبتین

فرزند آب

پسرانه فارسی

آبد

(احتمالی) جاوید و همیشگی؛ از عربی «ابد» گرفته شده است

پسرانه فارسی

آبدست

(احتمالی) چابک و تردست

پسرانه بلوچی، فارسی

آبدوس

نام یکی از درباریان اردوان سوم اشکانی (٢٣٩٩ پیرنیا

پسرانه فارسی

آبدین

(احتمالی) دارای آب و رنگ، تازه و شاداب

پسرانه فارسی

آبرام

«پدر بلندمرتبه»؛ نام نخست ابراهیم پیامبر پیش از آنکه خدا او را «آبراهام» بنامد

پسرانه عبری

آبراهام

«پدر امت‌های بسیار»؛ صورت عبری نام ابراهیم پیامبر، پدر ادیان ابراهیمی

پسرانه عبری

آبستا

(احتمالی) بارور و آبستن؛ به مجاز پربار

پسرانه فارسی

آبش

(احتمالی) باران، آبی که فرو بارد؛ آب‌دهنده

پسرانه فارسی

آبکار

(احتمالی) آبیاری‌کننده، کسی که به کشت آب می‌دهد

پسرانه فارسی

آبو

برادر مادر، دایی

پسرانه کردی، لری

آبی

به رنگ آب و آسمان، نیلگون

پسرانه فارسی

آبیار

آبیاری‌کننده، کسی که آب به کشتزار می‌رساند

پسرانه فارسی

آبین

(احتمالی) آبین، آب

پسرانه

آبینه

(احتمالی) آیینه

پسرانه

آپادا

(احتمالی) آبادی

پسرانه فارسی

آپاداش

(احتمالی) پاداش نیک

پسرانه فارسی

آپاسای

نام منشی شاپور یکم کد در سنگ نوشته ستون بیشاپور نام او دیده می‌شود (ءء ساسانی)

پسرانه فارسی

آپنیتا

(احتمالی) آب و پاکی

پسرانه فارسی

آتا

پدر، موسس [آتاتورک= پدر ترکیه]

پسرانه ترکی

آتاباللی

(احتمالی) از «آتا» (پدر) و «باللی» (بزرگ، باشکوه)؛ یعنی پدر بزرگوار

پسرانه ترکی

آتابای

از «آتا» (پدر) و «بای» (توانگر، سرور)؛ یعنی پدر توانگر، سرور بزرگ

پسرانه ترکی

آتابلی

(احتمالی) پدر بزرگوار (ترکی)

پسرانه

آتابیک

اتابک، پدر بزرگ

پسرانه ترکی

آتابیگ

اتابک، پدر بزرگ

پسرانه ترکی

آتاقلیچ

از «آتا» (پدر) و «قلیچ» (شمشیر)؛ یعنی شمشیر پدر

پسرانه ترکی

آتاکان

(احتمالی) پدر بزرگ (ترکی)

پسرانه

آتاگلدی

(احتمالی) «آتا گلدی» یعنی پدر آمد؛ نامی که به پسری داده می‌شد که پس از مرگ پدربزرگ زاده می‌شد

پسرانه ترکمنی

آتامان

(احتمالی) پدر بزرگ (ترکی)

پسرانه

آتامعلی

(احتمالی) ترکیب «آتام» و «علی»

پسرانه

آتامکین

(احتمالی) جای پدر

پسرانه ترکی

آتان

(احتمالی) پدری، بزرگ

پسرانه ترکی

آتای

مشهور، معروف

پسرانه ترکی

آتجان

جانِ پدر

پسرانه ترکی

آترابان

نگهبان آتش؛ «آتربان» در آیین زرتشتی موبدی بود که آتش آتشکده را نگه می‌داشت

پسرانه فارسی

آتربان

در آیین زردشتی نگهبان آتش مقدس، آسروان

پسرانه فارسی

آتردین

آذردین - نام بهدینی است در اوستا

پسرانه فارسی

آترس

(احتمالی) آتش

پسرانه

آتروان

آتش‌بان و موبد؛ در اوستا «آثرون» نام طبقه‌ی پیشوایان دینی بود

پسرانه فارسی

آتروپات

نگهبان آتش؛ نام فرمانروای آذربایجان در زمان اسکندر که «آذربایجان» از نام او است

پسرانه فارسی

آتروترسه

ذرافروز نام پسر اسفندیار به نوشته بندهشن بخش ٣١ بند ٨ ) ٢٩ یشت‌ها ٢

پسرانه

آترون

نگهبان آتش#

پسرانه فارسی

آتسز

بی نام یا لاغر، از ریشه‌ی ترکی آت (گوشت) یا آو (نام) و

پسرانه ترکی

اسم دختر (۵۸۰۲ اسم)