رفتن به محتوا
نوزاد

۳۲۳ اسم

معنی اسم پسر عبری

این صفحه ۳۲۳ اسم پسرانه با ریشه‌ی عبری را به ترتیب الفبا نشان می‌دهد. بیشتر اسم‌ها با «ا» (۶۹ اسم) و «م» (۶۸ اسم) شروع می‌شوند. چند نمونه: آبرام به معنی ««پدر بلندمرتبه»»، حاجی یوسف به معنی «ترکیبی از «حاجی» (زائر خانه‌ی خدا) و «یوسف» (نام پیامبر؛ افزاینده). معنی «حاجی»: عربی؛ حج‌گزار. معنی «یوسف»: عبری؛ افزاینده؛ نام پیامبر زیبارو، پسر یعقوب، که سوره دوازدهم قرآن به نام اوست» و لوی به معنی «پیوسته [از قبایل دوازدهگانه‌ی یهودی]».

آبرام

«پدر بلندمرتبه»؛ نام نخست ابراهیم پیامبر پیش از آنکه خدا او را «آبراهام» بنامد

پسرانه عبری

آبراهام

«پدر امت‌های بسیار»؛ صورت عبری نام ابراهیم پیامبر، پدر ادیان ابراهیمی

پسرانه عبری

آدار

آذار. امروزه در تقویم یهودی به صورت آدار نوشته می‌شود

پسرانه عبری

آدام

شکل اروپایی نام «آدم»

پسرانه عبری

آدم

ساخته شده، یا سرخ، از ریشه‌ی آشوریِ آدامو (ساخته شده) یا واژه‌ی عبری آدام (سرخ)

پسرانه عبری

آدم خان

(احتمالی) ترکیبی از «آدم» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عبری

آرمیا

«خدا بلند می‌کند»؛ صورتی از نام ارمیای نبی، از پیامبران بنی‌اسرائیل

پسرانه عبری

آریل

شیرِ خدا، از ریشه‌ی عبری آری (شیر) و ایل (خدا)

پسرانه عبری

آزر

آزر در قرآن نام پدر (یا عموی) ابراهیم پیامبر است که بت‌تراش بود

پسرانه عبری

آشر

شادی

پسرانه عبری

آشرمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «آشر» (نام یکی از پسران یعقوب) و «محمد» (ستوده). معنی «آشر»: عبری

پسرانه عبری، عربی

آشور

قطب زمین در ریشه‌ی سومری (اَنشار)، یا سرور

پسرانه عبری

آصف

آصف [ابن برخیا]

پسرانه عربی، عبری

آصف علی

(احتمالی) ترکیبی از «آصف» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «آصف»: عبری و عربی

پسرانه عبری، عربی

آغاجان

ترکیبی از «آغا» و «جان». معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

آمانوییل

(احتمالی) شکل دیگری از «امانوئل»

پسرانه عبری

آمین

چنین باد؛ مستجاب کن

پسرانه عبری

ابراهیم

پدر همگان، از ریشه‌ی عبری اَب (پدر) و

پسرانه عبری

ابراهیم اذر

(احتمالی) از «ابراهیم» و «آذر». معنی «ابراهیم»: عبری

پسرانه عبری، فارسی

ابراهیم اژدر

(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری، فارسی

ابراهیم بگ

(احتمالی) از «ابراهیم» و «بگ». معنی «ابراهیم»: عبری

پسرانه عبری

ابراهیم علی

ترکیبی از «ابراهیم» و «علی». معنی «ابراهیم»: عبری

پسرانه عبری، عربی

ابراهیم محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

ابراهیم هاتف

(احتمالی) ترکیبی از «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

ابرهیم اژدر

(احتمالی) از «ابراهیم» و «اژدر». معنی «ابراهیم»: عبری

پسرانه عبری، فارسی

اتجان

(احتمالی) از «آتا» (پدر) و «جان»

پسرانه ترکی، عبری

احمد جان

(احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «جان» (جان و روان). معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

احمد عیسی

(احتمالی) ترکیبی از «احمد» (ستوده) و «عیسی» (نام پیامبر). معنی «احمد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

احود

قوی

پسرانه عبری

ادم جان

(احتمالی) ترکیبی از «ادم» و «جان» (جان و روان). معنی «ادم»: خیز. زالو. معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

ادونیا

«خداوند سرور من است»

پسرانه عبری

ارمیا

خدا بلند می‌کند؛ نام یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل

پسرانه عبری

اسحاق

نام پسر حضرت ابراهیم(ع) از ساره [سارا] از زمره پیامبران بنی اسرائیل.نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است؛ (2) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن 2هجری] و بر منصور خلیفه‌ی عباسی شورید و مژده‌ی آمدن زرتشت را داد

پسرانه عبری، عربی

اسحاق علی

(احتمالی) ترکیبی از «اسحاق» (به معنی می‌خندد) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «اسحاق»: عبری

پسرانه عبری، عربی

اسحق

صورتی از «اسحاق»

پسرانه عبری

اسرافیل

نام فرشته مقرب که در روز رستاخیز در صور می‌دمد

پسرانه عبری

اسماعیل

خدا می‌شنود؛ نام پسر ابراهیم و هاجر و از پیامبران

پسرانه عبری

اسماعیل ذبیح

(احتمالی) ترکیبی از «اسماعیل» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

اسمعلی

صورت گفتاری «اسماعیل»؛ یعنی «خدا شنید». اسماعیل پسر ابراهیم پیامبر است

پسرانه عبری

اسمعیل

(احتمالی) شکل دیگری از «اسماعیل»

پسرانه عبری

اسی

(احتمالی) کوتاه‌شده «اسماعیل» یا «عیسی». معنی «اسماعیل»: عبری

پسرانه عبری

اشعیا

«رستگاری از خداست»

پسرانه عبری

اله جان

(احتمالی) ترکیبی از «اله» (خدا) و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

الیاس

شکلی یونانی شده ()Ἠλίαςاز نام عبری الیاهو אליהו یعنی یهوه خدای من است

پسرانه عبری، یونانی

الیاس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «الیاس» (نام یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل) و «محمد» (ستوده). معنی «الیاس»: عبری

پسرانه عبری، عربی

امیدجان

(احتمالی) ترکیبی از «امید» (آرزو و امید) و «جان» (جان و روان). معنی «امید»: فارسی

پسرانه فارسی، عبری

امیر اسحاق

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسحاق» (به معنی می‌خندد). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیر اصف

ترکیبی از «امیر» و «آصف». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیر موسی

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیرابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیراسماعیل

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسماعیل» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیرایوب

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «ایوب». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیرتارخ

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «تارخ» (نام پدر ابراهیم پیامبر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیرجان

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «جان» (جان و روان). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیرداوود

ترکیبی از «امیر» و «داوود». معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیرسلیمان

(احتمالی) از «امیر» و «سلیمان» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیریحیی

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «یحیی» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

امیریعقوب

(احتمالی) از «امیر» و «یعقوب» (نام پیامبر). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

امیریوسف

از نام‌های مرکب (، امیر و یوسف

پسرانه عربی، عبری

اسم دختر عبری (۱۳۷ اسم)