رفتن به محتوا
نوزاد

۴۲ اسم

معنی اسم پسر یونانی

این صفحه ۴۲ اسم پسرانه با ریشه‌ی یونانی را به ترتیب الفبا نشان می‌دهد. بیشتر اسم‌ها با «ا» (۱۶ اسم) و «م» (۴ اسم) شروع می‌شوند. چند نمونه: آریا به معنی «بلوط»، امیراسکندر به معنی «ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی؛ فرمانروا، سرور. معنی «اسکندر»: یونانی؛ «الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهره‌ای افسانه‌ای یافته است» و طوفان به معنی «توفان».

آریا

بلوط، از ریشه‌ی یونانی باستان [معشوقه‌ی آپولون]

پسرانه یونانی

آریسته

(احتمالی) بهترین؛ از ریشه‌ی «آریستوس»

پسرانه یونانی

آنتیگون

آنتیگونه دختر ادیپ در اسطوره‌های یونانی و قهرمان تراژدی سوفوکل است

پسرانه یونانی

ارسطو

بهترین هدف؛ نام فیلسوف بزرگ یونانی، شاگرد افلاطون

پسرانه یونانی

ارشمیدس

استاد اندیشه، از ریشه‌ی یونانی

پسرانه یونانی

استاسیس

(احتمالی) ایستاده، پایدار و استوار

پسرانه یونانی

استرا

(احتمالی) ستاره

پسرانه یونانی

اسکندر

«الکساندروس» یعنی یاور و نگهبان مردم. نام اسکندر مقدونی که شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت و در ادب فارسی (اسکندرنامه نظامی) چهره‌ای افسانه‌ای یافته است

پسرانه یونانی

افلاطون

درشت، تنومند، از ریشه‌ی یونانی Πλάτων (پهن و درشت و زمخت) [فیلسوف بزرگ یونانی]

پسرانه یونانی

اقاقیا

درختی زینتی از خانواده باقلا که گلهای سفید خوشه‌ای و معطر دارد ← اقاقی

پسرانه یونانی

الکوس

(احتمالی) ریشه آن روشن نیست

پسرانه یونانی

الیاس

شکلی یونانی شده ()Ἠλίαςاز نام عبری الیاهو אליהו یعنی یهوه خدای من است

پسرانه عبری، یونانی

الیان

(احتمالی) روشن

پسرانه یونانی

امیراسکندر

(احتمالی) ترکیبی از «امیر» (فرمانروا و سرور) و «اسکندر» (نام پادشاه مقدونی). معنی «امیر»: عربی

پسرانه عربی، یونانی

اندرو

صورت انگلیسی «آندریاس» (Andreas) از واژه‌ی یونانی «آنِر/آندروس» به معنی مرد

پسرانه یونانی

بردیا

بلندقامت و زورمند و تناور، شکل بابلی شده‌ی برزیه در پارسی باستان [پسر کهتر کوروش بزرگ]

پسرانه یونانی، فارسی

بقراط

قدرت اسبها، از ریشه‌ی یونانی اسب) و قدرت) [پزشک مشهور یونانی]

پسرانه یونانی

پطروس

از «پطروس» (Petros) به معنی سنگ و صخره. پطرس

پسرانه یونانی

جالینوس

آرام [پزشک مشهور یونانی]

پسرانه یونانی

جرج

دهقان، کشاورز

پسرانه یونانی

حسام الین

(احتمالی) ترکیبی از «حسام» و «الین» (روشنایی). معنی «حسام»: عربی

پسرانه عربی، یونانی

زاوش

سیاره مشتری (برجیس)

پسرانه یونانی

زنون

از نام زئوس

پسرانه یونانی

ژرژ

دهقان، کشاورز

پسرانه یونانی

سقراط

نام فیلسوف یونانی

پسرانه یونانی

سکندر

مخفف اسکندر یا اسکندر مقدونی، در شاهنامه گاهی اینگونه یاد می‌گردد

پسرانه یونانی

سیداسکندر

(احتمالی) ترکیبی از «سید» (سرور

پسرانه یونانی

طوفان

توفان؛ کنایه از خروش و نیرومندی

پسرانه یونانی

فیلیپوس

«فیلیپوس» (Philippos) از philos به معنای دوستدار و hippos به معنای اسب ساخته شده است. فیلیپ دوم، پادشاه مقدونیه و پدر اسکندر، در شاهنامه «فیلقوس» خوانده شده است

پسرانه یونانی

کارون

نام رودی در جنوب غربی ایران

پسرانه یونانی

کاریا

درخت گردو

پسرانه یونانی

کدمان

نام اصلی داریوش سوم ، واپسین پادشاه هخامنشی ( ١٥ تبرستان ١

پسرانه یونانی

ماتیاس

صورت یونانی «مَتّیتیاهو» به معنی هدیه‌ی خدا

پسرانه یونانی

محمد سقراط

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «سقراط» (نام فیلسوف یونانی). معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، یونانی

منیپه

قدرت اسبها، از ریشه‌ی یونانی باستان (قدرت) و '(اسب)

پسرانه یونانی

مینوس

در اسطوره‌های یونان مینوس پسر زئوس و اروپا و پادشاه جزیره‌ی کرت بود. تمدن کهن کرت به نام او «مینوسی» خوانده می‌شود

پسرانه یونانی

نستور

نام پسر زریر ، برادر شاه گشتاسب در شاهنامه ، درست آن بستور است

پسرانه یونانی

نورالین

(احتمالی) ترکیبی از «نور» (روشنی) و «الین» (روشنایی). معنی «نور»: عربی

پسرانه عربی، یونانی

هرمس

تپه‌ی سنگی [خدای سفر و تجارت]

پسرانه یونانی

هلیوس

خورشید و نام خدای خورشید در اسطوره‌های یونان که سوار بر ارابه‌ای آتشین هر روز آسمان را می‌پیمود؛ پیکره‌ی غول‌پیکر رودس تندیس او بود

پسرانه یونانی

یلنا

(احتمالی) شکل دیگری از «هلن»؛ روشن. معنی «هلن»: یونانی؛ روشنایی

پسرانه روسی، یونانی

اسم دختر یونانی (۷۹ اسم)