اسم دوقلو
۱۴۴ جفت اسم که با یک حرف شروع میشوند و به یک آوا ختم میشوند.
اسم دوقلوها وقتی خوش مینشیند که با هم بخوانند. هر جفت این صفحه با یک حرف شروع میشود و دو حرف آخرش یکی است، مثل «آیلین و آیدین» یا «پریا و پوریا». همه از فهرست نامهای ثبت احوالاند و معنیشان در فرهنگهای نام آمده است. معنی کامل هر اسم در صفحهی خودش است.
اسم دوقلوی دختر و پسر
-
آندیا: نام همسر بابلی اردشیر درازدست شهریار هخامنشی است · ارشیا: تخت و اورنگ شاهان
-
آوین: عشق · آتین: در فرهنگهای زند و پازند به معنای موجود و هستی آمده است
-
افسانه: از نامهای امروزی · ایمانه: باایمان
-
بشارت: خبر خوش · بصیرت: بینایی
-
بوستان: از نامهای زنان · بارمان: محترم
-
بینا: دانا و بیننده · برنا: جوان
-
پریان: پریان · پهلوان: نام هشتمین نیای اسپهبد بختیار پسر شاه
-
پوران: سرخرو · پژمان: پژمرده
-
پینار: چشمه · پایدار: دارای ثبات
-
تسنیم: نام چشمهای در بهشت که در قرآن آمده است · تمیم: کامل در آفرینش
-
تمنا: مصدر از ریشهی «م ن ی» به معنی آرزو کردن و خواستن چیزی با فروتنی · توانا: دارای قدرت انجام کار
-
ثمر: میوه و بَر · ثامر: مثمر
-
ثمن: بها · ثامن: هشتم
-
جنان: بهشت و باغها · جاویدان: همیشگی
-
حرمت: ارج و احترام · حکمت: دانش و فرزانگی
-
خلود: همیشه باقی ماندن · خشنود: خوشحال
-
درخشان: دارای درخشش · دهقان: کشاورز
-
دلدار: عاشق · دینیار: یار و یاور و مددکار دین
-
دینا: پسندیده · دانا: دارای عقل و تجربه
-
روژان: روزها · رامان: نام پیشکار کشسب داد
-
روشان: صورت دیگر «روشن» · رایان: نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است
-
ریحان: گیاهی خوشبو از خانواده ی نعناع که مصرف خوراکی و دارویی دارد · رادمان: رادمنش
-
ژاسمین: نام گل یاس که از راه عربی از واژهی فارسی «یاسمن» به زبانهای اروپایی رفته است · ژوبین: نیزه کوتاه جنگی در ایران کهن
-
سازگار: دارای گرایش به همراهی و همکاری با دیگران · ستار: پوشاننده (عیبها)
-
سانیا: سایه روشنِ جنگل · سامیا: نام ماه یازدهم از سال ایرانیان در دورهی هخامنشی
-
سمیه: نام مادر عمار بن یاسر و اولین زن شهیده در صدر اسلام · سعدیه: خوشبخت
-
شادان: شاد و خرسند · شادمان: خوشحال
-
شرمین: شرمگین · شروین: نام قلعهی شروان
-
شهرناز: نام دختر جمشید که او را با خواهرش ارنواز به ایوان ضحاک بردند و ضحاک او را از جادویی بپرورد و کژی و بدخویی آموخت و چون فریدون به کاخ ضحاک درآمد فرمان داد تا او و ارنواز را از شبستان ضحاک به در آورند و به راه یزدان رهنمون گشتند · شهباز: عقاب
-
صحرا: دشت · صدرا: برترین
-
صغری: کوچکتر · صبری: (صبر +ی (پسوند نسبت)) 1-
-
عطرین: عطرآگین · عابدین: جمع «عابد»
-
فروزان: آنچه بر اثر سوختن روشنایی دهد · فریمان: نام شهری در خراسان
-
فرین: دارای فرّ و شکوه · فرزین: دانا
-
فوژان: فریاد · فرقان: جداکننده حق از باطل
-
کژال: در بعضی از نامنامهها زیباروی سیاه چشم معنا شده است(؟) · کمال: کامل
-
گلپری: گل پری · گلزری: گل زرین
-
لیان: درخشان · لقمان: سورهی سی و یکم از قرآن کریم دارای سی و چهار آیه
-
مروارید: از نامهای زنده رواج میان بانوان زرتشتی · مؤید: تأیید کننده
-
مهرنگار: نام زن یزدگرد ت ریخ یز · مازیار: سردار ماد در لشکر کورش
-
مهشاد: دارنده شادی بسیار · میعاد: محل بازگشتن
-
نرمین: نرم و لطیف · نقشین: دارای نقش
-
نسرین: گل نسرین · نوین: دارای حالت یا کیفیت نو
-
نیکدخت: دختر نیک · نوبخت: ١- از نامهای دوران ساسانی
-
والیه: حاکم و پادشاه و سلطان (زن) · وجیه: خوشرو
-
هدی: بیان · هادی: راهنما
-
یاسمین: (= یاسمن) · یمین: دست راست
-
یسنا: هم ریشه با یشت · یونا: کبوتر
اسم دوقلوی دختر
-
آتریسا: آتشگون · آتوسا: دارندهی پاهای زیبا
-
آرنیکا: نام گیاهی دارویی با گل زرد · الیکا: هل
-
افسانه: از نامهای امروزی · آدینه: روز جمعه
-
باوان: خانه ی پدری · بیان: سپیده دم
-
بهاران: هنگام بهار · بیریوان: شیردوش
-
بهیه: تابان · باقیه: پاینده (زن)
-
پرژین: پرچین · پارمین: ریشه آن روشن نیست
-
پریدخت: نام دختر سام · پوراندخت: این نام در اصل بوران دخت است
-
پریزاد: پریزاده · پریشاد: زیبا روی شاد و خرم
-
ترلان: شهباز · توران: دام بان
-
جلیله: مؤنث «جلیل» · جمیله: زیبارو
-
جنان: بهشت و باغها · جیران: آهو
-
حاتمه: مؤنث «حاتم» · حلیمه: زن خویشتن دار
-
حانیه: مهربان · حوریه: زن سفید پوست و زیباروی
-
حسیبه: دارندهی نام و شرف و بزرگی · حبیبه: مؤنث «حبیب»
-
دلنیا: اطمینان · دالیا: نوعی از گلِ کوکب
-
راضیه: خشنود و پسندیده · رقیه: بنده
-
رافعه: بالابرنده · ربیعه: بهاری
-
رشیده: مؤنث «رشید» · راشده: راهنمایی شده
-
زرینه: زرین · زمانه: زمانه
-
سامینا: مانند مینا (آبگینهی رنگین) · ساینا: سیمرغ (سئنه)
-
سانا: آسان · سنا: روشنایی و درخشش
-
ساهره: بیدار (زن) · ستاره: ستاره
-
شادلین: شاد · شرمین: شرمگین
-
شمین: شکل دیگری از «شمیم» یا «شیمین» · شیرین: ١- نام معشوقهُ خسرو پرویز و فرهاد ٢- نام دختری در ویس و رامین
-
شهرناز: نام دختر جمشید که او را با خواهرش ارنواز به ایوان ضحاک بردند و ضحاک او را از جادویی بپرورد و کژی و بدخویی آموخت و چون فریدون به کاخ ضحاک درآمد فرمان داد تا او و ارنواز را از شبستان ضحاک به در آورند و به راه یزدان رهنمون گشتند · شهناز: ناز شاه
-
صابره: شکیبا · صبوره: شکیبا (زن)
-
صبریه: اسمی کمیاب · صفیه: دوست مخلص و راستین
-
صدری: منسوب به صدر · صغری: کوچکتر
-
عاصفه: صورت مؤنث «عاصف» از ریشهی «عصف» · عفیفه: مؤنث «عفیف»
-
عالمه: دانشمند (زن) · عظیمه: مؤنث «عظیم»
-
عطیه: بخشش · عطریه: شکل دیگری از «عطری» یا «عطیه»
-
فادیه: زنِ نجات دهنده · فوزیه: زن پیروز در هر کار و امری
-
فرانه: پروانه · فرزانه: دارای ِخَرد و پختگیِ
-
فرخنده: از نامهای رواج · فریده: مؤنث «فرید»
-
کاظمه: فروخورنده خشم · کریمه: بخشنده و بزرگوار
-
گلافشان: افشانندهی گل یا ریزندهی گل · گلستان: باغ گل
-
گلبهار: گل فصل بهار · گلعذار: گلرخسار
-
گلچهر: از نامهای رواج · گلمهر: ترکیبی از «گل» (گل) و «مهر» (مهر و دوستی)
-
لیدیا: شکل دیگری از «لیدا» · لیلیا: گل سوسن
-
متینه: استوار · محسنه: نیکوکار
-
مهرآسا: مهرمانند · مهیسا: ماهمانند
-
مهرسا: از «مهر» (خورشید · مهسا: همچون ماه
-
نادره: بیمانند · نیره: روشن
-
نارین: نازک و ظریف · نگین: شانس
-
نرمین: نرم و لطیف · نسرین: گل نسرین
-
هانیه: شادمان · هادیه: شکل دیگری از «هادی» یا «هدیه»
-
هلیا: خورشید · هانیا: شاد
اسم دوقلوی پسر
-
آرشاک: همان ارشک و اشک است که یونانیها آن را آرزاس نوشته اند · ارشاک: نام بنیانگذار سلسله اشکانی
-
آکام: انجام (به کردی · اسلام: تسلیم در برابر خدا
-
افشین: ِ (1) خیذر ابن کاووس [226هجری] آخرین امیر اشروسنه · اروین: (= آروین) (
-
بارمان: محترم · بنیان: بنیاد
-
بسام: لبخندزننده · بهکام: کسی که به بهترین وجهی به آرزوی خود رسیده
-
بشیر: مژده دهنده · بصیر: بینا
-
پارسیا: منسوب به پارسی( · پوریا: نام پهلوان دلیر ایرانی مشهور به پهلوان محمود خوارزمی و ملقب به «پوریای ولی» و نیز متخلص به قتالی
-
پایا: پاینده و پایدار · پویا: جوینده
-
پدرام: آراسته · پیام: پیام
-
جلال: پرشکوه · جمال: زیبارو
-
جمشید: شاه جم · جنید: سپاهی کوچک
-
جواد: بخشنده · جهاد: کوشش در راه خدا
-
حبیب: دوست · حسیب: محاسبهگر و بزرگوار
-
حکیم: خردمند · حلیم: بردبار
-
دادور: داور · داور: نام موبدی است همزمان واز مریدان دستور آذرکیوان
-
دستان: لقب زال در شاهنامه · دهقان: کشاورز
-
دلاور: دلیر · دانشور: (دانش +ور (پسوند دارندگی))
-
رادوین: از «راد» (جوانمرد) و «وین» (مانند) · رودین: از «رود»
-
راشین: تو شه · رویین: سخت و محکم
-
روجیار: یار روز · رستگار: رها
-
زهیر: گل کوچک · زبیر: ابنعوام قریشی [قرن اول هجری] از خویشاوندان و از صحابهی پیامبر اسلام(ص) و برادر زادهی حضرت خدیجه همراه با طلحه در جنگ جمل شرکت کرد و کشته شد
-
ساسان: پسر بهمن و نوهی اسفندیار · سبحان: پاک و منزه
-
سامیار: از نامهای کمیاب امروزی زردشتیان · سانیار: نام قبیله ای از اکراد
-
ستار: پوشاننده (عیبها) · سردار: فرمانده
-
شهداد: داده شاه · شهراد: پادشاِه جوانمرد
-
شهرداد: از «شهر» و «داد» (داده) · شیرزاد: نام جارچی روزگار انوشیروان (١٠٢ تبرستان مرعشی)
-
شهریار: شاه · شهسوار: ١- نام یکی از بستگان فیروزشاه ٢- نام یکی از پهلوانان طالقان
-
صوفی: پیرو یکی از فرقههای تصوف · صفی: برگزیده
-
عباد: بندگان · عماد: ستون و تکیهگاه
-
عثمان: جوجه هوبره · عمران: آبادانی
-
فربود: راست · فرنود: برهان و دلیل[
-
فرشاد: نام پدر بهرام کوچک از شاگردان دستور · فرناد: در برخی فرهنگها به معنای پایاب (جای کمعمق رود که از آن گذر کنند) آمده و برخی آن را «دارای فر و داد» دانستهاند
-
فرنام: بهترین نام · فرهام: نیک اندیش[
-
کاروان: کا ر وان · کیسان: اسمی کمیاب
-
کامران: خوشبخت · کنعان: منقبض
-
کوشان: نام دودمان کوشانیان · کیوان: نام پدر موبد سروش
-
گرشاسب: دارنده اسب لاغر · گشتاسب: یکی از شخصیتهای شاهنامه
-
مختار: مستقل · ماهیار: یار ماه
-
مهزیار: یار ماه · مهیار: یکی از شخصیتهای شاهنامه
-
میعاد: محل بازگشتن · مهراد: بخشنده مهر
-
نصیر: یاریگر · نذیر: از القاب پیامبر اسلام(ص) برگرفته از قرآن کریم
-
نعمان: خون · نبهان: زیرک و باشرف [جد جاهلیِ قبیلهی طی]
-
نوین: دارای حالت یا کیفیت نو · نقشین: دارای نقش
-
وحید: زیبا · ولید: نوزاد
-
هجیر: زیبارو · هژیر: زیبارو
-
هوشیار: باهوش و آگاه · هژار: فقیر
-
هومن: خوب منش · هیمن: هیمن
-
یونا: کبوتر · یانا: خدا مهربان است
برای پیدا کردن اسم خواهر یا برادر با همین قاعده، به صفحهی هر اسم سر بزنید؛ بخش «اسم خواهر و برادر» همانجاست.