رفتن به محتوا
نوزاد

۳۲۳ اسم

معنی اسم پسر عبری، صفحه‌ی ۵

صفحه‌ی ۵ از ۶؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

محمدمسیحا

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «مسیحا» (مسیح

پسرانه عربی، عبری

محمدموسی

از نام‌های مرکب، ا محّمد و موسی

پسرانه عربی، عبری

محمدیحیی

از نام‌های مرکب، ا محّمد و یحیی

پسرانه عربی، عبری

محمدیعقوب

(احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «یعقوب». معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

محمدیوسف

از نام‌های مرکب، ا محّمد و یوسف

پسرانه عربی، عبری

محمدیونس

از نام‌های مرکب، ا محّمد و یونس

پسرانه عربی، عبری

مرادجان

(احتمالی) ترکیبی از «مراد» (خواسته و آرزو) و «جان» (جان و روان). معنی «مراد»: عربی

پسرانه عربی، عبری

مسیح الدین

(احتمالی) ترکیبی از «مسیح» و «الدین» (دین). معنی «مسیح»: عبری؛ مسح‌شده؛ لقب عیسی

پسرانه عبری

مسیحا

مسیح؛ کنایه از زنده‌کننده

پسرانه عبری

مشی

از آب گرفته شده، از ریشه‌ی عبری

پسرانه عبری

ملا ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» (دانشمند دینی) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری

ملاجان

(احتمالی) ترکیبی از «ملا» و «جان» (جان و روان). معنی «ملا»: گروه مردم. معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

ملک ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «ملک» (پادشاه) و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

ملکی جان

(احتمالی) ترکیبی از «ملکی» (پادشاهی) و «جان» (جان و روان). معنی «ملکی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

منگلی جان

(احتمالی) ترکیبی از «منگلی» و «جان» (جان و روان). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری

موسی

از آب گرفته شده، از ریشه‌ی عبری

پسرانه عبری

موسی بگ

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری

موسی خان

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری

موسی علی

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

موسی قلی

ترکیبی از «موسی» و «قلی». معنی «موسی»: عبری

پسرانه عبری، ترکی

موسی محمد

(احتمالی) ترکیبی از «موسی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

موشا

(احتمالی) صورتی از «موسی». معنی «موسی»: عبری

پسرانه عبری

مهرآمین

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «آمین». معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی، عبری

مهراس

نام پدر الیاس پیغمبر(ع)

پسرانه عبری

مهرسینا

(احتمالی) ترکیبی از «مهر» (مهر و دوستی) و «سینا» (نام ابن‌سینا). معنی «مهر»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عبری، عربی

مهمد ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «مهمد» و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عبری

مهیمن

به معنای نگهبان و چیره و گواه بر همه چیز

پسرانه عبری

میر عیسی

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میر مسیح

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میرابراهیم

ترکیبی از «میر» و «ابراهیم». معنی «میر»: عربی

پسرانه عبری

میراسماعیل

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میرایوب

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عربی، عبری

میرداود

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میرداوود

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میرسلیمان

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میرموسی

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میریحیی

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری، عربی

میریعقوب

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میریوسف

ترکیبی از «میر» و «یوسف». معنی «میر»: عربی

پسرانه عبری

میریونس

(احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور

پسرانه عبری

میشل

چه کسی

پسرانه عبری

میکاییل

کیست مانند خدا؛ نام فرشته مقرب

پسرانه عبری

نبی جان

(احتمالی) ترکیبی از «نبی» و «جان» (جان و روان). معنی «نبی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

نصیر جان

(احتمالی) ترکیبی از «نصیر» و «جان» (جان و روان). معنی «نصیر»: عربی

پسرانه عربی، عبری

نوح

آسودگی [پیامبر عبرانی]

پسرانه عربی، عبری

نوحعلی

از «نوح» و «علی». معنی «نوح»: عبری

پسرانه عبری، عربی

ولی جان

(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «جان» (جان و روان). معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

هابیل

چمنزار، سرخ، از ریشه‌ی سامی [دومین پسر آدم]

پسرانه عبری

هادی جان

(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «جان» (جان و روان). معنی «هادی»: عربی

پسرانه عربی، عبری

هاران

در تورات نام برادر ابراهیم و پدر لوط است. حرّان

پسرانه عبری

هارون

تلخی، کوه مرتفع [برادر موسی]

پسرانه عبری

هورام

نام منطقه هورامان

پسرانه عبری

هیرود

پسر قهرمان [حاکم یهودیه هنگام تولد مسیح]

پسرانه عبری

یاسر ابراهیم

(احتمالی) ترکیبی از «یاسر» و «ابراهیم» (نام پیامبر

پسرانه عربی، عبری

یاوان

یونانی، برگرفته از اسم منطقه‌ی ایونیه [پسر یافث، جد مدیترانه‌ای‌ها]

پسرانه عبری

یایر

«او روشن می‌کند»؛ نام یکی از داوران بنی‌اسرائیل در کتاب داوران که بیست‌ودو سال داوری کرد

پسرانه عبری

یحیا

(احتمالی) شکل دیگری از «یحیی»؛ زنده. معنی «یحیی»: عبری و عربی؛ زنده؛ نام پیامبر، پسر زکریا

پسرانه عبری، عربی

یحیی

زنده، از ریشه‌ی حی (زندگی)

پسرانه عبری، عربی

یحیی علی

(احتمالی) ترکیبی از «یحیی» (نام پیامبر

پسرانه عبری، عربی

اسم دختر عبری (۱۳۷ اسم)