رفتن به محتوا
نوزاد

۱۵۱۲ اسم

معنی اسم پسر با حرف م

۱۵۱۲ اسم پسرانه که با حرف «م» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۱۲۰۰ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۳۴۰) و عبری (۶۸) می‌آیند. چند نمونه: ما کان ئ به معنی «نام پسر کاکی یکی از فرمانروایان ایرانی (برهان +١٢٣ تبرستان مرعشی+٢٨ . شهریاران گمنام) ماند کار از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان»، محمدعماد به معنی «از نام‌های مرکب» و مولامراد به معنی «ترکیبی از «مولا» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «مولا»: عربی؛ «مولی» از ریشه‌ی «ول‌ی» به معنای سرور، یاور و دوست. در فرهنگ شیعه به‌ویژه لقب امام علی (ع) است و «مولانا» (سرور ما) لقب جلال‌الدین محمد بلخی است. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته».

ما کان ئ

نام پسر کاکی یکی از فرمانروایان ایرانی (برهان +١٢٣ تبرستان مرعشی+٢٨ . شهریاران گمنام) ماند کار از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان

پسرانه

مابیبی

(احتمالی) از «ما» (ماه) و «بی‌بی» (بانو). معنی «بی‌بی»: فارسی

پسرانه فارسی

ماتا

(احتمالی) ماه بزرگ

پسرانه گیلکی

ماتیا

شکل ایتالیایی «متیاس» که از عبری «متیتیاهو» به معنای هدیه‌ی یهوه آمده است. متیاس در انجیل جانشین یهودای اسخریوطی در میان دوازده حواری شد

پسرانه ایتالیایی

ماتیاس

صورت یونانی «مَتّیتیاهو» به معنی هدیه‌ی خدا

پسرانه یونانی

ماتیکان

کتاب و رساله، مانند «ماتیکان هزار دادستان»

پسرانه پهلوی

ماجد

دارای مجد و بزرگی، بزرگوار

پسرانه عربی

ماخ

١- نام دانشمندی بوده از مردم خراسان

پسرانه فارسی

مادیار

(احتمالی) شکل دیگری از «مادیا». معنی «مادیا»: فارسی کهن؛ نام فرمانروای سکایی

پسرانه فارسی

مادیس

(احتمالی) مادی

پسرانه فارسی

ماراسپند

«مانتره سپنته»، گفتار مقدس؛ نام ایزد

پسرانه فارسی

ماراسفند

«مانتره سپنته»، گفتار مقدس؛ نام روز بیست‌ونهم ماه

پسرانه فارسی

مارتیا

نام سردار ایلامی طبق نبشته سنگ بیستون

پسرانه پهلوی، کردی

مارتین

منسوب به مارس، خدای جنگ

پسرانه لاتین

ماروسپند

(احتمالی) «مارسپند»، گفتار مقدس

پسرانه فارسی

مازن

تخم مورچه، کنابه به چهره‌ی روشن، اسم فاعل از ریشه‌ی مزن

پسرانه عربی

مازیار

سردار ماد در لشکر کورش

پسرانه کردی

ماسلطان

ترکیبی از «ماه» و «سلطان». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه. معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه فارسی، عربی

ماسیس

بزرگترین، برترین، شکل یونانی شده‌ی مهیشت است [شهسواری پارسی در نبرد پلاته]

پسرانه فارسی

ماشااله

«آنچه خدا خواست»

پسرانه عربی

ماکان

ماکان کاکی، سردار دیلمی

پسرانه عربی

مالک

دارنده؛ نام مالک اشتر، یار امام علی

پسرانه عربی

مالک اژدر

(احتمالی) از «مالک» و «اژدر». معنی «مالک»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

مالک اشتر

نام مالک بن حارث نَخَعی

پسرانه عربی

مام بخش

(احتمالی) از «مام» (مادر) و «بخش»

پسرانه

ماناد

(احتمالی) بماناد، پاینده باد

پسرانه گیلکی، فارسی

ماناسه

«فراموش‌کننده»؛ منسی پسر یوسف پیامبر

پسرانه عبری

مانده علی

پدر و مادری که هر چه بچه پیدا کنند زود بمیرد

پسرانه

مانوئل

صورت اسپانیایی و پرتغالی «امانوئل» که از عبری «عمانوئیل» به معنی «خدا با ماست» آمده است

پسرانه اسپانیایی

مانوش

١- نام پسر کی پشین و پدربزرگ لهراسب ٢-نام پادشاه کرمان در روز کار شاه کیخسرو ٣- نام کوهی بوده که منوچهر در بالای آن کوه زائیده شده ٥ یشت‌ها ٢ مانوش خورشید وینیک نام پدر بزرگ منوچهر ، به نوشته: بخش ٣١ بندهشن، بندهای ٥٢)١٣-٩ یشت‌ها٢

پسرانه کردی

مانی

نقاشی که خود را پیامبر معرفی می کرد

پسرانه فارسی

ماونداد

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

ماه الدین

(احتمالی) ترکیبی از «ماه» (ماه) و «الدین» (دین). معنی «ماه»: فارسی؛ ماه

پسرانه فارسی

ماه بنداد

نام یکی از بزرگان زمان انوشیروان

پسرانه

ماه کشسب

١- نام یکی از مفسران اوستا در دوران ساسانیان ( ٧ ساسانیان ٢- نام پسر مهر فرسی ٣ شاهنشاهی + ١٢٨ ساسانیان ٣- نام پسر بهرام کور

پسرانه

ماهان

نام پسر کیخسرو

پسرانه فارسی

ماهخسرو

ماه هوسو mah-hus-rav. در دوران ساسانیان نام مردان بوده ف رهنکک

پسرانه

ماهد

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

ماهر

آن که در انجام کار و فن هنری استاد باشد و آن را بخوبی انجام دهد، حاذق، چیره دست

پسرانه عربی

ماهسون

(احتمالی) ترکیبی از «ماه» (ماه) و «سون». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه. معنی «سون»: طرف، سوی. شبیه

پسرانه فارسی

ماهو

زینت، آرایش

پسرانه فارسی

ماهونداد

نام پدر دستور آدرباد از مو بدان ترک آباد

پسرانه فارسی

ماهوی

نام فرماندار سیستان در دوران یزدگرد سوم

پسرانه

مؤمن

ایمان آورنده، باتقوا، اسم فاعل از ریشه‌ی أمن

پسرانه عربی

مأمون

قابل اطمینان، اسم مفعول از ریشه‌ی امن [خلیفه‌ی عباسی]

پسرانه عربی

مؤید

تأیید کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی أید (تأیید). ن

پسرانه عربی

مبارزالدین

«جنگاور دین»؛ مبارزالدین محمد، فرمانروای آل مظفر

پسرانه عربی

مبارک

دارای آثار یا تأثیرات خوب، دارای برکت و خیر و خوشی، خوش یمن، خجسته، فرخنده

پسرانه عربی

مبارکعلی

(احتمالی) از «مبارک» (خجسته) و «علی». معنی «مبارک»: عربی

پسرانه عربی

مبرز

(احتمالی) برتر، برجسته

پسرانه عربی

مبشر

آن که خبر خوش و مژده می‌دهد، نوید دهنده

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف م (۶۰۰ اسم)