خانه اسم پسر حرف ه ۱۶۵ اسم
معنی اسم پسر با حرف ه ۱۶۵ اسم پسرانه که با حرف «ه» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۵۰ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۴۹) و کردی (۲۳) میآیند. چند نمونه: ه متاالله به معنی «اراده و خواست خدا»، هربد به معنی «نگاه کنید هیربد» و هواس بگ به معنی «ترکیبی از «هواس» و «بگ» (بزرگ، در ترکی)».
با همین حرف، بر اساس ریشه
اراده و خواست خدا
پسرانه / عربی
چمنزار، سرخ، از ریشهی سامی [دومین پسر آدم]
پسرانه / عبری
ندادهنده نهانی، سروش
پسرانه / عربی
از اسامی مردانه بهاری
پسرانه
راهنما، اسم فاعل از ریشهی هدی (رهبری کردن)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «جان» (جان و روان). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی، عبری
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «جواد». معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «هادی» و «حاضر». معنی «هادی»: عربی؛ راهنما؛ از نامهای خدا؛ لقب امام دهم شیعیان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «رحمتی» (مهربان). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «رضا» (خشنودی). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «صمد». معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «ضیاء» (روشنایی). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «عبد». معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «غازی». معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «محمد» (ستوده). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هادی» (راهنما) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «هادی»: عربی
پسرانه / عربی
در تورات نام برادر ابراهیم و پدر لوط است. حرّان
پسرانه / عبری
(احتمالی) صورتی از «هارپاگ» (Harpagus)
پسرانه / فارسی
نام سردار مادی که کوروش را از مرگ رهاند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام سازی بادی؛ سازدهنی
پسرانه
آنگلوساکسون؛ سپهسالار، از ریشهی نوردیک
پسرانه / انگلیسی
تلخی، کوه مرتفع [برادر موسی]
پسرانه / عبری
نام پسر تیری باز ( ١١٥ پیرنیا
پسرانه
«هاسمیک» در ارمنی به معنی گل یاس و یاسمن است و در ارمنستان بیشتر برای دختران به کار میرود
پسرانه / ارمنی
بخشنده، جوانمرد، اسم فاعل از ریشهی هشم (خُرد کردنِ نان، تلید کردن) [نام جد حضرت محمد]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هاشم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «هاشم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به هاشم
پسرانه / عربی
(احتمالی) یعنی خان دلیر
پسرانه / ترکی
هامان (مشهور) وزیر اخشویروش [خشیارشا که او را با اردشیر خلط کردهاند] بود که بر مردخای یهودی غضبناک شد. [زیرا که وی را تعظیم ننموده بود]، بدین لحاظ پادشاه را بر آن داشت که فرمانی صادر کند که یهود را در تمام ممالک فارس به قتل رسانند.اما اِستراین فرمان را باطل نمود و هامان را بر همان داری که از برای مردخای حاضر نموده بود دار کشیدند؛ (2) هامان وزیر فرعون که معاصر موسی(ع) بود و نامش در آیههای متعددی از قرآن کریم (سورههای «قصص»«، عنکبوت» و «غافر») آمده است
پسرانه
دشت، هامون
پسرانه / فارسی
هامُن: خشکی، دشت، بیابان، صحرا، زمین هموار
پسرانه / فارسی
Eشادمان، اسم فاعل از ریشهی هنی
پسرانه / بلوچی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «هانی» (شاد
پسرانه / عربی
فنیقی؛ شکوه بعل، عظمت خدا، از ریشهی سامیِ
پسرانه
نام کوه دماوند در اوستا
پسرانه / کردی
(احتمالی) یعنی فریاد
پسرانه / کردی
همراه، دوست
پسرانه / کردی
حامی یکدیگر
پسرانه / کردی
در اسطورههای ارمنی «هایک» نیای ارمنیان است که بر بل ستمگر پیروز شد و ارمنیان خود را به نام او «های» و سرزمینشان را «هایاستان» مینامند
پسرانه / ارمنی
دارنده اسب اصیل . نام بهدینی است در بند ١٠١ فروردین یشت
پسرانه
شکل دیگر نوشتاری «هبةالله» به معنای بخشش و ارمغان خدا. «هبه» از ریشهی «وهب» است که در نام «وهاب»، از نامهای خداوند، هم دیده میشود
پسرانه / عربی
نام پسر کئورو. از جاویدانان
پسرانه
زیبارو، نژاده، از ریشهی پهلویِ هو (خوب، زیبا) و
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «هحمد» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل کوتاه «هخامنش»
پسرانه
ترکیبی از «هدایت» و «الله». معنی «هدایت»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب، ا هدیه و زهرا
پسرانه / عربی
منسوب به «هرات»
پسرانه / فارسی
نگاه کنید هیربد
پسرانه / فارسی
نام هشتمین نیای اشوزرتشت ، برخی هرداد نوشته اند (٨٩ مزدیسنا +فرهنگ
پسرانه
مرد جنگی، از ریشهی آلمانی her (جنگجو، ارتشی) و (mannمرد)
پسرانه / آلمانی
مقدسِ خردمند
پسرانه / اوستایی، فارسی
یا : هرمزدان hor-moz-dan. سردار نامی ایران در جنگ با تازیان در روز کار یزدگرد دساسانی ٣٥١,٣١٥,٣١دیالمه
پسرانه / آلمانی
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر با حرف ه (۱۱۵ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.