رفتن به محتوا
نوزاد

۲۶۶ اسم

معنی اسم پسر با حرف ف

۲۶۶ اسم پسرانه که با حرف «ف» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۱۱۷ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۱۰۹) و کردی (۸) می‌آیند. چند نمونه: فائز به معنی «رستگار، کامیاب»، فرخ الدین به معنی «ترکیبی از «فرخ» و «الدین» (دین). معنی «فرخ»: فارسی؛ خجسته و فرخنده؛ فرخی سیستانی شاعر نامدار» و فرهاد خلیل به معنی «از «فرهاد» و «خلیل». معنی «فرهاد»: فارسی؛ یاری‌رسان؛ فرهاد کوه‌کن، دلداده شیرین در منظومه نظامی که برای او کوه بیستون را کند. معنی «خلیل»: عربی؛ دوست یکدل؛ لقب ابراهیم پیامبر (خلیل‌الله)».

فائز

رستگار، کامیاب

پسرانه عربی

فائض

بخشنده

پسرانه عربی

فاتح

پیروز، از ریشه‌ی فتح (گشودن)

پسرانه عربی

فاتک

نام پدر مانی ٢٠ ساسانیان

پسرانه عربی

فادیه

زنِ نجات دهنده، زنِ آزاد کننده

پسرانه عربی

فاران

موضع مغاره‌ها [جای غارها]

پسرانه عبری

فارد

یگانه

پسرانه عربی

فارس

از ریشه‌ی «فرس» به معنی اسب

پسرانه عربی

فارناس

(احتمالی) «فرناس»؛ دارای فرّ

پسرانه فارسی

فارناک

(احتمالی) «فرناک»، فرنگیس؛ دارای فرّ

پسرانه فارسی

فاروق

تفکیک کننده‌ی راستی از ناراستی، اسم فاعل از ریشه‌ی فرق [لقب عمر]

پسرانه عربی

فاروق اکبر

(احتمالی) ترکیبی از «فاروق» و «اکبر» (بزرگ‌تر). معنی «فاروق»: عربی

پسرانه عربی

فاریاب

از نام‌های کمیاب رواج میان زردشتیان

پسرانه فارسی

فاضل

دانشمند، اسم فاعل از ریشه‌ی فضل

پسرانه عربی

فاضل محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فاضل» و «محمد» (ستوده). معنی «فاضل»: عربی

پسرانه عربی

فاطر

آفریننده، خال

پسرانه عربی

فاطمه دیبا

(احتمالی) ترکیبی از «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده) و «دیبا». معنی «فاطمه»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

فاطمهسیما

از نام‌های مرکب، فاطمه و سیما

پسرانه عربی

فاطمهمحیا

از نام‌های مرکب، فاطمه و محیا

پسرانه عربی

فاطن

زیرک

پسرانه عربی

فالح

رستگار

پسرانه عربی

فایق

برتر

پسرانه عربی

فؤاد

دل، قلب. ق

پسرانه عربی

فؤادمهدی

(احتمالی) از «فؤاد» (دل) و «مهدی». معنی «فؤاد»: عربی

پسرانه عربی

فپتیه

١-نام بهدینی است که در بند١٠٢ فروردین بشت ستوده شده. به معنی- ناف و نزاد و تخمه ( ٨ یشت‌ها ٢ ٢- نام پسر _وجاسب از کیانیان، به نوشته

پسرانه

فتاح

گشاینده، داور، اسم فاعل از ریشه‌ی فتح (گشودن) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

فتاح علی

(احتمالی) ترکیبی از «فتاح» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فتاح»: عربی

پسرانه عربی

فتح االله

(احتمالی) شکل دیگری از «فتح‌الله»

پسرانه عربی

فتح اله

ترکیبی از «فتح» و «الله». معنی «فتح»: باز کردن

پسرانه

فتح محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فتح» (پیروزی) و «محمد» (ستوده). معنی «فتح»: باز کردن

پسرانه عربی

فتح‌الله

ترکیبی از «فتح» و «الله». معنی «فتح»: باز کردن

پسرانه عربی

فتحعلی

از «فتح» (پیروزی) و «علی»

پسرانه عربی

فتوت

جو ا نی

پسرانه عربی

فتی

جوان

پسرانه عربی

فخر

نازیدن، مباهات کردن

پسرانه

فخرالدین

مایه سربلندی دین؛ نام فخرالدین عراقی و فخر رازی

پسرانه عربی

فخرالله

(احتمالی) سربلندی از خدا

پسرانه عربی

فخرعلی

(احتمالی) از «فخر» (سربلندی) و «علی». معنی «فخر»: نازیدن

پسرانه عربی

فخیم

بزرگوار، گرامی

پسرانه عربی

فدا حسین

(احتمالی) از «فدا» و «حسین»

پسرانه عربی

فدا محمد

(احتمالی) از «فدا» و «محمد»؛ فدای محمد. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

فداعلی

(احتمالی) از «فدا» و «علی»

پسرانه عربی

فداک

(احتمالی) فدایی

پسرانه فارسی

فرآئین

(احتمالی) شکل دیگری از «فرآیین»

پسرانه

فرابرز

(احتمالی) از «فرا» و «برز»؛ بلندپایه

پسرانه فارسی

فرات

خوش‌ترین آب، آب شیرین، آب بسیار گوارا، آبی که از فرط گوارایی عطش را بشکند

پسرانه عربی

فرات محمد

(احتمالی) ترکیبی از «فرات» و «محمد» (ستوده). معنی «فرات»: (عربی) خوش‌ترین آب

پسرانه عربی

فراد

نام سرداری است مروی

پسرانه فارسی

فرادخت

دختر باشکوه

پسرانه فارسی

فراراد

جوانمرد باشکوه

پسرانه فارسی

فرارازی

نام پسر تور، در بند ١٧٣ فروردین یشت

پسرانه

فراز

بلندی، بالا

پسرانه فارسی

فرازمان

(احتمالی) فرمانروا

پسرانه فارسی

فرازمحمد

(احتمالی) از «فراز» (بلندی) و «محمد». معنی «فراز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرازمنش

نام پسر فَرتَهْ فرِنَه

پسرانه

فراست

ادراک و دریافتن باطن چیزی با دیدن ظاهر آن

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف ف (۲۸۳ اسم)