رفتن به محتوا
نوزاد

۲۶۶ اسم

معنی اسم پسر با حرف ف، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۵؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

فرزدق

«فرزدق» به معنی پاره‌های خمیر نان است و لقب همام بن غالب

پسرانه عربی

فرزن

(احتمالی) فرزانه

پسرانه فارسی

فرزندعلی

(احتمالی) از «فرزند» و «علی»

پسرانه عربی

فرزنه

(احتمالی) فرزانه

پسرانه فارسی

فرزیان

(احتمالی) فرزانه

پسرانه فارسی

فرزین

دانا، فرزانه؛ مهره وزیر در شطرنج

پسرانه فارسی

فرزین مهدی

(احتمالی) ترکیبی از «فرزین» و «مهدی» (هدایت‌شده). معنی «فرزین»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرزینه

(احتمالی) شکل زنانه «فرزین»

پسرانه

فرساد

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

فرسخی

نام پسر شاپور اول ، که در سنگ نوشته شاپور، وی را شاه هندو سیستان و توران

پسرانه

فرسی

یا : نرسه. دراوستا نرسیه nar-sl-ya. ١- نام پسر ویونکهان

پسرانه

فرشاد

نام پدر بهرام کوچک از شاگردان دستور

پسرانه کردی

فرشاسب

دارای فرّ و اسب

پسرانه فارسی

فرشباف

(احتمالی) فرش‌باف

پسرانه فارسی

فرشوشتر

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

فرشوکر

دراوستاpra-sho-ka-ra .به معنی-کسی که رستاخیز برانگیزد. نام پسر کی گشتاسب که در بند ١٠٢ فروردین یشت ستوده شده. وی در جنگ با تورانیان به دست نام خواست پسر هزار،ازسر داران ارجاسب کشتهشد

پسرانه

فرشید

نورانی تر.نام برادر پیر ان ویسه هان

پسرانه فارسی

فرشید رضا

(احتمالی) ترکیبی از «فرشید» (روشنایی خورشید) و «رضا» (خشنودی). معنی «فرشید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرشیدورد

نام پسر ویسه و برادر پیران در شاهنامه

پسرانه فارسی

فرشیکرت

Pra-shl-ka-re-ta در اوستا فر شیکرت نام پسر آذربه از خاندان کیانیان ء ء٢ فرهنگ

پسرانه

فرصاد

درخت توت یا توت سرخ

پسرانه عربی

فرصتعلی

(احتمالی) از «فرصت» و «علی». معنی «فرصت»: عربی

پسرانه عربی

فرض

(احتمالی) واجب

پسرانه عربی

فرض الله

(احتمالی) ترکیبی از «فرض» و «الله» (خدا). معنی «فرض»: عربی

پسرانه عربی

فرض اله

(احتمالی) ترکیبی از «فرض» و «اله» (خدا). معنی «فرض»: عربی؛ واجب

پسرانه عربی

فرضعلی

(احتمالی) از «فرض» (واجب) و «علی». معنی «فرض»: عربی

پسرانه عربی

فرغار

نام جاسوس افراسیاب

پسرانه فارسی

فرغان

نام معمار خسروپرویز ساسانی

پسرانه فارسی

فرقان

جداکننده حق از باطل؛ نام سوره بیست‌وپنجم و از نام‌های قرآن

پسرانه عربی

فرقد

نام ستاره‌ای روشن نزدیک قطب شمال آسمان. «فرقدان» دو ستاره‌ی روشن در صورت فلکی دب اصغرند که در ادبیات عربی و فارسی نماد همراهی و جدانشدنی بودن‌اند

پسرانه عربی

فرمانبخش

(احتمالی) فرمان‌بخش، فرمانروا

پسرانه فارسی، عربی

فرمانعلی

(احتمالی) از «فرمان» و «علی». معنی «فرمان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرمند

فرهمند

پسرانه فارسی

فرمنش

دارای منش باشکوه

پسرانه فارسی

فرمین

(احتمالی) فرمان

پسرانه فارسی

فرناد

(احتمالی) در برخی فرهنگ‌ها به معنای پایاب (جای کم‌عمق رود که از آن گذر کنند) آمده و برخی آن را «دارای فر و داد» دانسته‌اند

پسرانه فارسی

فرناس

نام پسر فرنباز، یکی از درباریان اردشیر

پسرانه فارسی

فرناک

١- نام پادشاه کاپادوکیه و شوهر هو تیئس ٢- نام شاه پنت از دودمان مهرداد که از ١٩٣ تا ٩ء١ ق. م. فرمانروای پنت ٣_ فرناک دوم از سال ٣ء تا ٣٧ ق . م . پادشاه پنت بود (ء٢١٣ پیرنیا

پسرانه فارسی

فرنام

بهترین نام، بالاترین نام

پسرانه فارسی

فرند

پرند

پسرانه فارسی

فرنداد

fren-dat یا فرندات ١- نام پسر داریوش و برادر و از سرداران خشایارشاه ٢- نام والی مصر از سوی اردشیر سوم

پسرانه

فرنود

برهان و دلیل[.از برساخته‌های دساتیر برهان چ معین]

پسرانه فارسی

فرنور

دارای فرّ و روشنایی

پسرانه فارسی

فروتن

آن که خود را از دیگران برتر نداند، آن که خودپسند نیست، متواضع

پسرانه

فرود

درست آن فیرود است. نام پسر سیاووش، از خاندان کیانی، به نوشته یوستی (ءœء٢ فرهنگnœ

پسرانه فارسی

فرودیه

(احتمالی) از «فرود». معنی «فرود»: فارسی

پسرانه فارسی

فرور

سنگ نبشته بیستون: یکی فرور نام مادی، او دروغ گفت

پسرانه فارسی

فرورتیش

١- نام دومین پادشاه ماد

پسرانه فارسی

فروزانفر

دارای فر و شکوه و درخشان

پسرانه فارسی

فروشی

«فروهر»، روان نگهبان

پسرانه فارسی

فروهر

روح، جاویدان

پسرانه کردی

فروهل

نام پهلوانی است ایرانی

پسرانه فارسی

فره سروش

١- نام پدر اشووهیشت که در آغاز سده چهارم یزدگردی می‌زیسته و در کرد آوری فرهنگ پراکنده مزدیسنا کوشش نموده (فرزانگان) ؟نام مردی است

پسرانه

فرهاد

تن‌های فرخنده؟، از ریشه‌ی پارسی [پهلوانی در عصر خسروپرویز]

پسرانه فارسی

فرهاد خلیل

(احتمالی) از «فرهاد» و «خلیل». معنی «فرهاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرهاد علی

(احتمالی) ترکیبی از «فرهاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «فرهاد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

فرهام

نیک اندیش[.از واژه‌ی (اوستایی) «فرایوهومت»]

پسرانه اوستایی

اسم دختر با حرف ف (۲۸۳ اسم)