دارای فرّ و شکوه
پسرانه / فارسی
از نامهای امروزی مردان ، ولی در روزگار باستان نام زن بوده . ن م مادر کیکاوس
پسرانه / فارسی
بچه بز کوهی، گوسفند
پسرانه / عربی
دارنده فرّ و هوش . نام فرماندار تبرستان در روز کار داریوش سوم هخامنشی
پسرانه
باشکوه و بزرگی
پسرانه / فارسی
دارای فرّه بودن. شوکت، جلال
پسرانه
دانشآموخته، فرهیخته
پسرانه / فارسی
بانو، از ریشهی نوردیک باستان
پسرانه / کردی
١- نام مردی است تورانی که از دوستان اشوزردشت بودو در کاتها یسنا ء٣ بند ١٢ از او یاد شده ٢٢ یشتها ١ ٢- نام هفتمین نیای آدرباد مهر اسپندان
پسرانه / فارسی
فرخندهی بلند مرتبه، از ریشهی اوستایی بورز (بلند، بالا)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فری» (زیبا). معنی «فری»: احتمالا کوتاهشده «فریبا» یا «فریده»
پسرانه
صورتی از «فریدون». معنی «فریدون»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زیباچهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زیباچهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاد
پسرانه / عربی
یگانه، یکتا، بی نظیر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فرید» و «الله» (خدا). معنی «فرید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فرید» (یگانه) و «احمد». معنی «فرید»: عربی
پسرانه / عربی
یگانه دین؛ نام عطار نیشابوری (فریدالدین)
پسرانه / عربی
«یگانهی روزگار»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فرید» (یگانه) و «حسین». معنی «فرید»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب، فرید و رضا
پسرانه / عربی
سومین نفر
پسرانه / فارسی، کردی
(احتمالی) ترکیبی از «فریدون» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام شهری در خراسان
پسرانه / فارسی
نام پسرکَیو ، یکی از بهدینان بند ١٢٢ فروردین یشت
پسرانه
راست، درست[.از برخاستههای فرقه آذرکیوان برهان چ.معین]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فصیح» و «علی». معنی «فصیح»: عربی
پسرانه / عربی
شیوا، سخنگو، از ریشهی فصاحت
پسرانه / عربی
از «فصیح» (سخنور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «احمد» (ستوده). معنی «فضل»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) بخشش حق
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «الدین» (دین). معنی «فضل»: عربی؛ برتری و بخشش
پسرانه / عربی
ترکیبی از «فضل» و «الله»
پسرانه / عربی
(احتمالی) بخشش خدای بخشنده
پسرانه / عربی
ترکیبی از «فضل» و «کرم». معنی «فضل»: عربی؛ برتری و بخشش. معنی «کرم»: عربی؛ بخشش و بزرگواری
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضل» و «محمد» (ستوده). معنی «فضل»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فضل» (بخشش) و «علی». معنی «فضل»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به فضل
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فضه» و «الله» (خدا). معنی «فضه»: عربی
پسرانه / عربی
بافضیلت؛ فضیل عیاض عارف
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «فغان» و «علی». معنی «فغان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فقیر» و «گل» (گل). معنی «فقیر»: تهیدست
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «فقیر» (نیازمند به خدا) و «محمد». معنی «فقیر»: تهیدست
پسرانه / عربی
از «فکر» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
رستگاری، نیک انجامی، سعادت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فلاح» و «الدین» (دین). معنی «فلاح»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «فلک» و «ابراهیم» (نام پیامبر
پسرانه / عبری
(احتمالی) رستگار
پسرانه / عربی
موفق، کامیاب، از ریشهی لاتین
پسرانه / لاتین
(احتمالی) از «فؤاد» (دل) و «رضا». معنی «فؤاد»: عربی
پسرانه / عربی
نام شهری در غرب استان گیلان
پسرانه / فارسی
بسیار دانا و فهمیده
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف ف (۲۸۳ اسم)