رفتن به محتوا
نوزاد

۱۸۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف و

۱۸۱ اسم پسرانه که با حرف «و» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۷۶ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۵۲) و ارمنی (۸) می‌آیند. چند نمونه: وائل به معنی «اسم فاعل از «وأل» به معنای پناه بردن؛ پناه‌جو. دو قبیله‌ی بزرگ عرب، بکر و تغلب، از فرزندان وائل بن قاسط بودند»، ودود به معنی «دوستدار» و ولیدالرحمن به معنی «از «ولید» (نوزاد) و «الرحمن». معنی «ولید»: عربی؛ نوزاد. معنی «الرحمن»: عربی؛ از ریشه‌ی «رحمت»، به معنی بسیار بخشاینده؛ از نام‌های ویژه‌ی خداوند که در «بسم الله الرحمن الرحیم» آمده و سوره‌ی پنجاه‌وپنجم قرآن نیز به این نام است».

وائل

اسم فاعل از «وأل» به معنای پناه بردن

پسرانه عربی

واته

الهه نگهبان باد باران در ایران باستان

پسرانه فارسی

واثق

اعتماد کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی وثق

پسرانه عربی

واجد

دارنده، توانگر، اسم فاعل از ریشه‌ی وجد

پسرانه عربی

واچیک

(احتمالی) یعنی کوچک

پسرانه ارمنی

واحد

یکتا، اسم فاعل از ریشه‌ی وحد (یک) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

واحدبخش

(احتمالی) از «واحد» و «بخش». معنی «واحد»: عربی؛ یگانه؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

وادگان

نام کسی است در وندیداد

پسرانه

وادیار

(احتمالی) ترکیبی از «واد» و «یار» (یار و دوست). معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

وارتان

«وارتان» (Vardan) را از «وارد» به معنی گل سرخ دانسته‌اند. وارتان مامیکونیان

پسرانه ارمنی

وارث

آن که مال

پسرانه عربی

واردان

١- نام اشک نوزدهم ت تاجگذاری ٢- نام دادوری است که در روز کار اردشیر بابکان می‌زیسته

پسرانه ارمنی

واردوهی

از «وارد» (vard) به معنای گل سرخ

پسرانه ارمنی

واروژ

(احتمالی) یعنی پاداش

پسرانه ارمنی

وارونا

استوار دارنده

پسرانه هندی

واسپور

نام یکی از دانشمندان روزگار انوشیروان، به معنی- شاهزاده یا شاهپور

پسرانه

واسپوهر

واسپوهران، عنوان و لقب شاهزاده‌ای که قرار بود بعد از شاه جانشین او گردد، ولیعهد

پسرانه فارسی

واسع

در بر گیرنده

پسرانه عربی

واصل

رسیده، متصل شده، اسم فاعل از ریشه‌ی وصل

پسرانه عربی

واعظ

موعظه کننده، اسم فاعل از ریشه‌ی وعظ

پسرانه عربی

واعظی

(احتمالی) منسوب به واعظ

پسرانه عربی

وافی

تمام، کامل

پسرانه عربی

واقد

فروزنده‌ی آتش، اسم فاعل از ریشه‌ی وقد. والت /وال‌تر (E Walt/ Wahlterآلمانی) قانون مردم

پسرانه عربی

واقف

آگاه

پسرانه عربی

والا

بلندمرتبه

پسرانه فارسی

والارضا

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «رضا» (خشنودی). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

والاعلی

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

والاگهر

(احتمالی) والاگوهر

پسرانه فارسی

والایار

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «یار» (یار و دوست). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی

والنتین

از «والنس» به معنی نیرومند و تندرست. والنتین قدیس

پسرانه لاتین

والی

حاکم، جانشینِ شاه، اسم فاعل از ریشه‌ی ولی

پسرانه عربی

والی اله

(احتمالی) ترکیبی از «والی» و «اله» (خدا). معنی «والی»: عربی

پسرانه عربی

والی خان

(احتمالی) ترکیبی از «والی» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه عربی

وامق

نام عاشق عَذرا

پسرانه عربی

وانان

١- وانان یکم. نام اشک هفدهم:٧-ء١م. ٢- وانان دوم. نام اشک بیست و یکم:١هم. ٧ ٢ تاجکذاری + ٢٣٨٣ بیرنی ا

پسرانه

وانیک

(احتمالی) کوچک‌شده ایوان (یوحنا)

پسرانه ارمنی

واهب

بخشنده، اسم فاعل از ریشه‌ی وهب (موهبت)

پسرانه عربی

واهیک

(احتمالی) صورتی از «واهاگن» (Vahagn)

پسرانه ارمنی

وجاسب

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

وجه اله

روی خدا. در قرآن آمده است: «فَأَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ الله» یعنی به هر سو رو کنید

پسرانه عربی

وجهه اله

(احتمالی) ترکیبی از «وجهه» و «اله» (خدا). معنی «وجهه»: طرف، جانب

پسرانه

وجیهه الله

(احتمالی) ترکیبی از «وجیهه» و «الله» (خدا). معنی «وجیهه»: عربی

پسرانه عربی

وحدت الله

(احتمالی) ترکیبی از «وحدت» و «الله» (خدا). معنی «وحدت»: عربی

پسرانه عربی

وحید

زیبا، خوشگل (زن)

پسرانه عربی

وحید اله

ترکیبی از «وحید» و «الله». معنی «وحید»: عربی

پسرانه عربی

وحیدالله

(احتمالی) ترکیبی از «وحید» و «الله» (خدا). معنی «وحید»: عربی

پسرانه عربی

وحیدبخش

(احتمالی) از «وحید» و «بخش». معنی «وحید»: عربی

پسرانه عربی

وحیدرضا

از نام‌های مرکب (، وحید و رضا

پسرانه عربی

وخش

روشنائی یا رویش. نام چهاردهمین نیای آدر باد مهر اسپند

پسرانه فارسی

وخش داد

(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست

پسرانه

وخشور

پیغمبر، رسول

پسرانه فارسی

وداد

دوستی، محبت

پسرانه

وداذ

واژه اوستائی وراز در فارسی گراز می‌باشد. و گراز در ایران باستان نشانهُ زور و نیرو بوده و به مناسبت زور و نیرو مندی این جانور است که وراز پاره از نام مردان شده.در میان نامداران و شاه زادگان ایران باستان و کشورهای همسایه مانند ارمنستان و آلبانیا به گروهی برمی‌خوریم که نام شان با وراز ساخته شده مانند ورازدات، وراز- سورن، ورازدخت، ورازبنده، ورازپیروز، ورازمهر ، ورازنرِسی و مانند آن ١- نام بهدینی است که در بندء٩ فروردین یشت ستوده شده ٢- نام پسر ونار ، از خاندان کیانی

پسرانه

ودذا

نام پسر فرشید ، پسر لهراسب

پسرانه

اسم دختر با حرف و (۵۹ اسم)