خانه اسم پسر حرف و صفحهی ۳ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) از «ولید» (نوزاد) و «الرحمن». معنی «ولید»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «رضا» (خشنودی). معنی «ولی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
ترکیبی از «ولی» و «محمد». معنی «ولی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ولی» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «ولی»: عربی
پسرانه / عربی
نام فرمانروایان باوندی تبرستان
پسرانه / پهلوی، فارسی
یا : ونداامید van-da-o-mld. نام پسر ونداد هرمزد(١٠١ تبرستان ٢)
پسرانه
fvfan-dad-hor-mazd وندادهر مزد ١- نام یکی از اسپهبدان تبرستان
پسرانه
نوزدهمین نسک اوستا، کتاب آسمانی زرتشتیان. این نسک دارای ۲۲ فرگرد یا فصل است
پسرانه / فارسی
نام پسر جمشید پسر ویونکهان، به نوشته: بخش ٣١ ، بند٧ بندهشن ١٩ یشتها ١
پسرانه
نیک. این واژه دراوستا صفت است
پسرانه
روزی دهنده، صفت از ریشهی وهب (روزی دادن) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «وهاب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «وهاب»: عربی
پسرانه / عربی
نام پدر سلمان فارسی . نام اصلی سلمان روزبه بوده است ( ٢٣ ٢ مجمل التواریخ والقصص
پسرانه
بخشش بلاعوض
پسرانه / عربی
نام یکی از دادوران دوران ساسانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشیده، موهوبی
پسرانه / عربی
بهرام به شکل ارمنی قدیم، که اگر «ه» حذف گردد بصورت ورام خواهد بود. ورهرام
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «وهرام» (بهرام) و «شاپور». معنی «وهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «وهرام» (بهرام) و «گشسب». معنی «وهرام»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
- بهزاد : از نامهای رواج وهزاد فرخ و پیروز نام نویسنده اندرز نامهای به پهلوی که دستور خدایار آن را به فارسی برگردانده ٢١٧ زن ایرانی)
پسرانه / فارسی
نام موبد سرشناسی بوده در روز کار غباد
پسرانه / فارسی
نام پسر منْتَرواک که در بند ١١٥ فروردین یشت ستوده شده
پسرانه
صورتی از «بهمن». معنی «بهمن»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
بهمنش - خوش نیت - خوش اندیشه
پسرانه / فارسی
نام مرزبان ارمنستان در دوران پادشاهی بهرام کور وهمهرشاهپور نام یکی از بزرگان ایران که مرزبان ارمنستان بوده (٣٠٥ ساسانیان)
پسرانه / فارسی
شکل دیگری از «بهنیا». نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف
پسرانه / فارسی
نام پسر ائینیاو در بند ١٢٣ فروردین یشت fvfo-hu-kha-shat-ra وهو خشتره نام پسر داریو شاه
پسرانه
fvfo-hu-da-ta : در اوستا ١ - نام پسر کات
پسرانه
نام پسر کتو ، در بند ١١٣ فروردین یشت
پسرانه
ریشه اوستائی بهمن امروزی است
پسرانه / فارسی
شاید = وْهَفْر - یا : بْهَفَر باشد . نام پسر پاردی و پدر اردشیر
پسرانه
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
نام سومین نیای منوچهر، به نوشته یوستی
پسرانه
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
دارنده نیزه پهن. نام پسر نیْتَیْه از کیانیان، به نوشته یوستی ء٢فرهنگ
پسرانه
ترکیبی از «ویس» و «کرم». معنی «ویس»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «محمد» (ستوده). معنی «ویس»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام بخشی از اوستا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ویس»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «ویس» و «مراد». معنی «ویس»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از ریشهی اوستایی وئسکَه که در پهلوی به وسک تبدیل شده [نام پدر پیران تورانی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به «ویس»؛ نیز اویسی
پسرانه
(احتمالی) بیدار، هوشیار
پسرانه / مازندرانی
صورت کهن «گشتاسپ»؛ نیز نام پدر داریوش
پسرانه / فارسی
«Victor» به معنی پیروز
پسرانه / لاتین
نام مردی است در کتیبه کعبهُ زردشت ، همزمان با شایور یکم ٥ ٢ ساسانی
پسرانه
نام دوازدهمین نیای آدرباد مهراسپند
پسرانه
(ن کک: بندوی ١- نام پسر گودرز ٢- به جای ویون (کئونیgaevanl) پسر وهونمه = از خدیوان جاویدان که در خونیرس بسر میبرند ، به نوشته بندهشن، نسخه ایرانی، جاب انکلساریا، رویه١٩٧
پسرانه
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
زنده، از ریشهی لاتین (vivereزنده بودن). ه
پسرانه / لاتین
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴
بعدی
اسم دختر با حرف و (۵۹ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.