رفتن به محتوا
نوزاد

۲۰۱ اسم

معنی اسم پسر با حرف د

۲۰۱ اسم پسرانه که با حرف «د» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۱۰۳ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۴۸) و عبری (۱۶) می‌آیند. چند نمونه: دائو نکه به معنی «نام پسر زئیریت در بند ٩٨فروردین یشت»، دامیار به معنی «شکارچی» و دلایت به معنی «ترکیبی از «دل» (دل) و «ایت». معنی «ایت»: به معنی سگ در گویش بهاری».

دائو نکه

نام پسر زئیریت در بند ٩٨فروردین یشت

پسرانه

دابو

بماناد . نام پسر بزرگ کاوباره از اسپهبدان تبرستان همزمان با بنی امیه. وی سردودمان خاندان دابویه شاهان تبرستان باختری) واز ٣٠ تاء٥ ه. ق. فرمانروائی کرد. ( ء تبرستان ٢

پسرانه

دات

یا، داتیس datis (شاید پیکره یونانی دات باشد) . نام یکی از سرداران مادی داتاماس نام یکی از فر ماندهان سیاه کوروش بزرگ. کمان می‌رود این نام در فارسی باستان و شاید هم پیکره یونانی دا at# داد نام هیر بدی است که در ٨٣٧ یزدگردی در یزد می‌زیسته ٢٤ فرزانگان داد آئین دادار نام پسر دادوخت، یکی از دانشمندان زردشتی دوره شاپور یکم،که رساله درباره ادبیات مزدیسنا که در انجمن فرهنگی میان ایرانیان و رومیان گفتگو شده نوشته که در سده سوم و چهارم یزدگردی، مو بدمو بدان ابو نصر پسر سروشیار آن را به پارسی روان‌تری در آورد و آن را اراسته نام نهاد. این رساله به نشانی R69 در بنگاه خاورشناسی کاما بمبئی نگهداری می‌شود ف زانکان dâ-dar-dad دادارداد نام پدر بزرگ آدر بادمهر اسپندان. به معنی- خداداد . برخی داداردا نوشته اند

پسرانه

داتام

نام یکی از فرمانداران پارسی کاپادوکیه

پسرانه فارسی

داتان

داد و قانون

پسرانه فارسی

داته

آفریده ،داده شده؛ [پهلوان رویین تن ایرانی و پسر گشتاسپ]

پسرانه فارسی

داتیس

از افراد متشخص و احتمالا مادی که در آثار هرودوت یا دیگران مانند کتسیاس و کزنفون منقول است

پسرانه فارسی

داد رحمن

(احتمالی) ترکیبی از «داد» و «رحمن» (از نام‌های خدا). معنی «داد»: قانون

پسرانه عربی

دادآفرین

نام پسر سام پسر به آفرید سیستان

پسرانه فارسی

دادآور

(احتمالی) دادگر

پسرانه فارسی

داداخدا

(احتمالی) از «داد» و «خدا»؛ داده خدا. معنی «داد»: قانون، عدالت، انصاف

پسرانه

دادار

آفریننده

پسرانه فارسی

داداشعلی

از «داداش» (برادر) و «علی». معنی «داداش»: برادر

پسرانه عربی

داداشقلی

(احتمالی) از «داداش» (برادر) و «قلی»

پسرانه ترکی

داداشی

(احتمالی) برادرانه

پسرانه ترکی

دادبان

نگهبان داد

پسرانه فارسی

دادبخش

(احتمالی) دادبخش، دادگر

پسرانه فارسی

دادبه

نام ابن مقفع بیش از اسلام آوردن

پسرانه فارسی

دادبین

(احتمالی) دادبین، دادگر

پسرانه فارسی

دادپویه

نویسنده کتاب زردشت افشار . نام پدرش هوش آئین و از شاگردان موبد کیخسرو

پسرانه فارسی

دادجو

(احتمالی) دادجو، دادخواه

پسرانه فارسی

دادرشیش

١- نام یکی ازسر داران ارمنی داریوش بزرگ به نوشته بند هفتم ستون دوم کتیبه ٢- نام مردی است پارسی به نوشته بند ٣ ستون ٣ کتیبه بزرگ بیستون که از سوی داریوش والی باختر بود ٥٣ پیرنیا

پسرانه

دادعباس

(احتمالی) از «داد» و «عباس»

پسرانه عربی

دادعلی

از «داد» به معنی داده و بخشیده و «علی»

پسرانه فارسی

دادفر

دارای فرّ و داد

پسرانه فارسی

دادفرخ

داد فرخنده

پسرانه فارسی

دادفرین

(احتمالی) آفریننده داد

پسرانه فارسی

دادکریم

(احتمالی) از «داد» و «کریم»

پسرانه عربی

دادگر

داد دهنده، عادل. یکی از صفات باری تعالی

پسرانه فارسی

دادمحمد

(احتمالی) از «داد» و «محمد»

پسرانه عربی

دادمراد

ترکیبی از «داد» و «مراد». معنی «داد»: قانون

پسرانه عربی

دادمولا

(احتمالی) از «داد» و «مولا»

پسرانه عربی

دادمهر

نام پسر زرمهر دومین پادشاه خاندان ررمهری تبرستان که از سال ٥٥٧تا٥٧٣ میلادی پادشاه تبرستان بود ( ٥:ل|١٩٧ تبرستان ٢

پسرانه فارسی

دادنام

نامدار به دادگری

پسرانه فارسی

دادور

داور، دادگر

پسرانه فارسی

دادویه

نام یکی از ایرانیان (ابنای) یمن در صدر اسلام که همراه فیروز دیلمی در برانداختن اسود عنسی

پسرانه فارسی

دادی

(احتمالی) دادگر

پسرانه فارسی

دار بلوط

(احتمالی) درخت بلوط

پسرانه فارسی

دارا

دارنده، از ریشه‌ی پارسی داشتن

پسرانه فارسی، کردی

داراب

دارنده، از ریشه‌ی پارسی داشتن

پسرانه فارسی

داران

(احتمالی) دارنده

پسرانه فارسی

دارمان

نام یکی از سرداران خسروپرویز

پسرانه فارسی

دارنوش

دارنده جاودانگی

پسرانه فارسی

داروین

نام خانوادگی چارلز داروین

پسرانه انگلیسی

داریان

(احتمالی) از «دارا»

پسرانه فارسی

داریاو

از شهریاران پارس در روزگار سلوکیها

پسرانه فارسی

دارین

(احتمالی) یعنی دارنده و بخشنده

پسرانه فارسی

دارینوش

صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

داریو

صورتی از «داریوش». معنی «داریوش»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

داریوش

دارنده‌ی نیکی [از شاهان هخامنشی]

پسرانه فارسی

داریون

(احتمالی) از «دارا»

پسرانه فارسی

داشاب

(احتمالی) دارنده شادی

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف د (۱۷۱ اسم)