معنی اسم دادفرین
Dadfarin
دادفرین یعنی:
نام یکی از سرداران زمان اسکندر. da-ta-fer-nes یونانیها آن را داتافرنس نوشتهاند (١٤٩٤ پیرنیا.
منبع: گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی
معنی دیگر: معنی احتمالی
آفریننده داد.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Dadfarin
- ابجد
- ۳۴۹ (صغیر: ۱)
اسمهای هممعنی با دادفرین
- بغابازو نام یکی از سرداران زمان هخامنشی که یونانیها آن را bagazos نوشتهاند. به معنی دست خدا
- آریامس نام یکی از شاهزادگان سغد در روزگار اسکندر به معنی آریای بزرگ . یونانیها آن راarimazes نوشتهاند(ء١٧٣ پیرنیا)
- هو خشیداد نام یکی از سرداران شوش در هنگام یورش اسکندر
- ارباد (احتمالی) در برخی منابع نام یکی از سرداران هخامنشی آمده است
- اباز نام پدر سیرومیتر یکی از سرداران خشایارشاه که یونانیها آن را oebazus نوشتهاند و در اوستا هوبازو به معنی خوش بازو است ( ٨٧١ +٧٣ پیرنیا
- مهر به یا میترووه mith-ro-ven.نام یکی از سرداران ایرانی اسکندر که فرماندار mithroboeus شوش بود و یونانیها انرا نوشتهاند
- فرداد منش (احتمالی) ترکیبی از «فرداد» (دادهی فر) و «منش». معنی «فرداد»: فارسی
- بساک ١- نام یکی از سرداران خشایارشاه که یونانیها اورا bazakes نوشتهاند ٢- نام پسر اردوان
- فرمنش دارای منش باشکوه
- ارته کام نام یکی ازسر داران هخامنشی که یونانیها آنر اartacomas نوشتهاند(٢١٠٨ پیرنیا)
- فرشاسب دارای فرّ و اسب
- اردومنش نام یکی از هفت بزرگان ایران در زمان داریوش که او را در برانداختن کوماتای مغ یاری نمود. یونانیها آن را نوشتهاند (٣ه پیرنیا aa)
اسمهای مشابه دادفرین
- درساسادات (احتمالی) ترکیبی از «درسا» (دریا
- حمیدگل (احتمالی) ترکیبی از «حمید» (ستوده) و «گل» (گل). معنی «حمید»: عربی
- حجیه بی بی (احتمالی) ترکیبی از «حجیه» (زن حجگزارده) و «بیبی» (بانو). معنی «حجیه»: عربی
- حاجیگل (احتمالی) ترکیبی از «حاجی» (زائر خانهی خدا) و «گل» (گل). معنی «حاجی»: عربی
- حقدار (احتمالی) سزاوار، دارای حق
- حقپرست (احتمالی) حقپرست، خداپرست
- حاج بابا (احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «بابا» (پدر). معنی «بابا»: فارسی
- حاج برات (احتمالی) ترکیبی از «حاج» (زائر خانهی خدا) و «برات». معنی «برات»: فارسی
- حسینگل (احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «گل» (گل). معنی «حسین»: عربی
- چینود چینود یک اصطلاح به زبان گاثاها بوده و نمونه مشابه چینه در گویش بهاری است
- حسین سالار (احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «سالار». معنی «حسین»: عربی
- حسین فربد (احتمالی) ترکیبی از «حسین» (نیکوی کوچک) و «فربد» (دارندهی فر و شکوه). معنی «حسین»: عربی
اسم خواهر و برادر برای دادفرین
اسمهایی که ریشهی مشترک با دادفرین دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
برای برادر
پرسشهای رایج دربارهی دادفرین
معنی اسم دادفرین چیست؟
دادفرین در منابع چند معنی دارد. در گنجینه نامهای ایرانی، پورپارسی: نام یکی از سرداران زمان اسکندر . da-ta-fer-nes یونانیها آن را داتافرنس نوشتهاند (١٤٩٤ پیرنیا؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: آفریننده داد.
دادفرین دخترانه است یا پسرانه؟
دادفرین اسمی پسرانه است.
ابجد دادفرین چند است؟
ابجد کبیر دادفرین ۳۴۹ و ابجد صغیر آن ۱ است.