خانه اسم پسر حرف ق ۱۳۳ اسم
معنی اسم پسر با حرف ق ۱۳۳ اسم پسرانه که با حرف «ق» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۸۷ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن ترکی (۳۳) و فارسی (۱۰) میآیند. چند نمونه: قائد به معنی «رهبر»، قدیرمحمد به معنی «از «قدیر» (توانا) و «محمد». معنی «قدیر»: عربی؛ توانا؛ از نامهای خدا. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام» و قلچ تقان به معنی «از «قلیچ» (شمشیر) و «تقان»».
با همین حرف، بر اساس ریشه
برپا؛ لقب امام دوازدهم (قائم آل محمد)
پسرانه / عربی
شکل عربی شده از کاووس پارسی است [اسم سنتی ملوک اردن]
پسرانه / عربی
به دست آمده، سیاه، از ریشهی سامی [نخستین پسر آدم]
پسرانه / عبری
توانا، اسم فاعل از ریشهی قدرت
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قادر»
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قادر» و «محمد» (ستوده). معنی «قادر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قادر» و «بخش»؛ بخشیده خدای توانا. معنی «قادر»: عربی؛ توانا
پسرانه / عربی
از «قادر» و «علی». معنی «قادر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قادیر» و «بردی» (داد، در ترکی). معنی «بردی»: ترکی؛ داد، بخشید
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قادیر» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قارداش» (برادر) و «علی»
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) از «قار» (برف) یا «قارا» و «محمد»
پسرانه / ترکمنی
جنگجو، از ریشهی پهلوی کارین (مربوط به جنگ، جنگی) [نام خاندانی بزرگ در عصر اشکانی]
پسرانه / فارسی
کبک، شترمرغ، در تورات به صورت قورح ثبت شده [از ثروتمندان عصر موسی]
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قارا» یا «قرینه»
پسرانه
قازان، شهری در تاتارستان؛ غازانخان ایلخان مغول
پسرانه / ترکی
قسم خورنده، تقسیم کننده، از ریشهی قسم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قاسم» (بخشکننده) و «بگ» (بزرگ
پسرانه / عربی
از «قاسم» و «علی». معنی «قاسم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) داور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قاضی» (داور) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قاضی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) یعنی دلیر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «قامت» و «علی». معنی «قامت»: قامة. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
قناعت کننده
پسرانه / عربی
شاه محبوب، از ریشهی اوستایی کَوا (کی، شاه) و واتَه (محبوب) [نخستین پادشاه کیانی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «قبض» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قبله» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیب «قبله» و «علی»
پسرانه
(احتمالی) از «قبله» و «قلی». معنی «قلی»: ترکی؛ بنده؛ جزء پسین بسیاری از نامها (امامقلی، اللهقلی)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکی؛ از «قاپی» (در) و «علی»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قدر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قدر»: دیگ. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قدر» و «محمد» (ستوده). معنی «قدر»: دیگ. معنی «محمد»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «قدرت» و «الله». معنی «قدرت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قدرت» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قدرت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قدرت» و «علی». معنی «قدرت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قدم» و «اله» (خدا). معنی «قدم»: پای، گام
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «قدم» و «رضا» (خشنودی). معنی «قدم»: پای
پسرانه / عربی
از «قدم» و «علی». معنی «قدم»: پای
پسرانه / عربی
پاکیزه، مقدس، صفت از ریشهی عربی قدس (ارجمند و مقدس) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
توانا؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قدیر» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
از «قدیر» و «علی». معنی «قدیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قدیر» (توانا) و «محمد». معنی «قدیر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) دیرینه (زن)
پسرانه / عربی
(احتمالی) «قراتگین»، شاهزادهی سیاه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) شکل دیگری از «قربانگلدی»؛ قربان آمد
پسرانه / ترکمنی
کشتن گوسفند
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «سعید» (نیکبخت). معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قربان» و «طاغان»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «قربان» و «گلی». معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «محمد» (ستوده). معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «نظر» (نگاه). معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «وردی» (داد
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قربان» و «دردی». معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «قربان» و «سلطان». معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر با حرف ق (۵۵ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.