رفتن به محتوا
نوزاد

۳۵۹ اسم

معنی اسم پسر با حرف ش

۳۵۹ اسم پسرانه که با حرف «ش» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۱۶۰ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۱۲۷) و کردی (۲۱) می‌آیند. چند نمونه: شا سلطان به معنی «از «شا» (شاه) و «سلطان». معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه»، شاهوی به معنی «١- نام پدر زادوی ٢- نام پسر بزرگ هفتواد» و شهاب الدینی به معنی «منسوب به «شهاب‌الدین»».

شا سلطان

(احتمالی) از «شا» (شاه) و «سلطان». معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه عربی

شابندر

شکل کوتاه «شاه‌بندر»

پسرانه فارسی

شاپور

شاهزاده، از ریشه‌ی پهلویِ شاه و پور (پسر) [شاه بزرگ ساسانی]

پسرانه فارسی

شاپور رضا

(احتمالی) ترکیبی از «شاپور» و «رضا» (خشنودی). معنی «شاپور»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

شاپوروراز

١- نام مرزبان آذر آبادگان در روزگار شاه نرسی ٢H-ش ٢- از القاب دوران ساسانیان. شاد بزرگان روز کار ساسانیان ٣٥ساسانیان شادان نام پسر برزین ، از مردم توس . یکی از کارمندان انجمن نگارش شاهنامه که ابومنصور تشکیل داده بود شادان اورمزد = شاتان اورمزد. از نام‌های رواج میان پارسیان شادان برزین نام دانشمندی است از مردم توس. شادان هرمز از نام‌های امروزی پارسیان

پسرانه

شاجان

(احتمالی) جانِ شاه

پسرانه فارسی

شاخوان

(احتمالی) یعنی شاخوان، مرتع کوهستانی

پسرانه کردی

شادان برزین

(احتمالی) از «شادان» و «برزین» به معنی والا و شکوهمند

پسرانه فارسی

شادبخش

(احتمالی) شادی‌بخش

پسرانه فارسی

شادبه

شادی نیک

پسرانه فارسی

شادپور

(احتمالی) پسرِ شاد

پسرانه فارسی

شادتگین

شاهزاده شاد

پسرانه ترکی، فارسی

شادسیما

(احتمالی) شادچهره

پسرانه فارسی

شادعلی

(احتمالی) از «شاد» و «علی». معنی «شاد»: بدون غم و اندوه

پسرانه عربی

شادل

(احتمالی) شاددل

پسرانه فارسی

شادمان

خوشحال، برادر شیرویه

پسرانه کردی

شادمهر

مهر شاد، دارای مهر و شادی

پسرانه فارسی

شادوان

(احتمالی) شادروان، شادجان

پسرانه فارسی

شادیفروغ

ترکیبی از «شادی» و «فروغ». معنی «شادی»: فارسی

پسرانه فارسی

شادیناز

(احتمالی) ترکیبی از «شادی» (شادمانی) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «شادی»: فارسی

پسرانه فارسی

شادیور

(احتمالی) از «شادی» و «ور»؛ شادمان. معنی «شادی»: فارسی؛ شادی و خرمی

پسرانه فارسی

شار

از القاب پادشاهان کوچک ایران ٩ ٢ تاریخ سیستان

پسرانه فارسی

شارو

بکر، دست نخورده

پسرانه کردی

شاطر علی

(احتمالی) از «شاطر» (چابک) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

شاعلی

(احتمالی) از «شاه» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

شاکر

سپاسگذار، اسم فاعل از ریشه‌ی شکر

پسرانه عربی

شاکر علی

(احتمالی) ترکیبی از «شاکر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شاکر»: عربی

پسرانه عربی

شاکو

شاهو، کوه بزرگ

پسرانه کردی

شاگلدی

(احتمالی) شاه آمد

پسرانه ترکمنی

شالیار

(احتمالی) از «شال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

شالیز

(احتمالی) شالیزار، کشتزار برنج

پسرانه گیلکی، فارسی

شالیزه

(احتمالی) شالیزار، کشتزار برنج

پسرانه گیلکی، فارسی

شامار

قهر مان

پسرانه کردی

شانیا

(احتمالی) زیبا

پسرانه فارسی

شاور

(احتمالی) شاه

پسرانه کردی

شاوران

فرزند شاهزاده، شکل ساده شده‌ی شاپوران است، یعنی پسر شاپور [از پهلوانان شاهنامه]

پسرانه فارسی

شاوگ

نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز. (٧ء٣ ساسانیان)

پسرانه

شاه افروز

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «افروز». معنی «افروز»: فارسی

پسرانه فارسی

شاه انداز

(احتمالی) شاه‌انداز، تیرانداز ماهر

پسرانه فارسی

شاه بخش

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بخش» (بخشیده)

پسرانه

شاه بگم

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بگم» (بانو، در ترکی). معنی «بگم»: فارسی کهن؛ خدا (بغ)

پسرانه فارسی

شاه بندر

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بندر». معنی «بندر»: محلی در ساحل دریا یا رودخانه که محل توقف و بارگیری است. بندرگاه، لنگرگاه. جمع: بندرها، بنادر

پسرانه

شاه بهرام

از نام‌های زندة امروزی زرتشتیان و نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه

پسرانه

شاه پرور

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «پرور» (پرورش‌دهنده). معنی «پرور»: فارسی؛ پرورنده

پسرانه فارسی

شاه حسین

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

شاه دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «دوردی» (ایستاد و ماند (دوردی)). معنی «دوردی»: ترکمنی

پسرانه ترکمنی

شاه زبان

(احتمالی) زبان شاه

پسرانه فارسی

شاه سرور

نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر ( ١ داراب

پسرانه

شاه سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «سلطان» (پادشاه). معنی «سلطان»: عربی؛ فرمانروا، پادشاه

پسرانه عربی

شاه علم

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «علم». معنی «علم»: دانش. آگاهی، اطلاع. دانستن، یقین داشتن

پسرانه

شاه غلام

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «غلام» (بنده). معنی «غلام»: عربی

پسرانه عربی

شاه گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «گلدی» (آمد، در ترکی)

پسرانه

اسم دختر با حرف ش (۲۷۰ اسم)