خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف ش ۱۶۰ اسم
معنی اسم پسر فارسی با حرف ش ۱۶۰ اسم پسرانه با ریشهی فارسی داریم که با حرف «ش» شروع میشوند. چند نمونه: شابرزین به معنی «شاه والا»، شاهک به معنی «١- نام یکی از دانشمندان سمر قندی که در سده دهم میزیسته فرهنگ سخنوران ٢- نام یکی از لشکریان مأمون ٣- شاهک ساروی معروف به کشاجم، دانشمند و منجم نامی سده دوم و سوم هجری در دستگاه مأمون خلیفه عباسی نام کسی بوده است ٣٢ ویس و رامین» و شهرآزاد به معنی «١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان».
اسم فارسی بر اساس حرف اول
شکل کوتاه «شاهبندر»
پسرانه / فارسی
شاهزاده، از ریشهی پهلویِ شاه و پور (پسر) [شاه بزرگ ساسانی]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاپور» و «رضا» (خشنودی). معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) جانِ شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شادان» و «برزین» به معنی والا و شکوهمند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شادیبخش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) پسرِ شاد
پسرانه / فارسی
شاهزاده شاد
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) شادچهره
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاددل
پسرانه / فارسی
مهر شاد، دارای مهر و شادی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شادروان، شادجان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «شادی» و «فروغ». معنی «شادی»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شادی» (شادمانی) و «ناز» (ناز و لطافت). معنی «شادی»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شادی» و «ور»؛ شادمان. معنی «شادی»: فارسی؛ شادی و خرمی
پسرانه / فارسی
از القاب پادشاهان کوچک ایران ٩ ٢ تاریخ سیستان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شالیزار، کشتزار برنج
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) شالیزار، کشتزار برنج
پسرانه / گیلکی، فارسی
(احتمالی) زیبا
پسرانه / فارسی
فرزند شاهزاده، شکل ساده شدهی شاپوران است، یعنی پسر شاپور [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «افروز». معنی «افروز»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهانداز، تیرانداز ماهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «بگم» (بانو، در ترکی). معنی «بگم»: فارسی کهن؛ خدا (بغ)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «پرور» (پرورشدهنده). معنی «پرور»: فارسی؛ پرورنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زبان شاه
پسرانه / فارسی
نام پسر غباد ساسانی و شوهر ویس، دختر شاه غارن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهنژاد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
شهباز: گونهای باز بزرگِ شکاری به رنگهای زرد و سفید
پسرانه / فارسی
پر بزرگ بال پرنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاهپور» و «رضا» (خشنودی). معنی «شاهپور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
از «شاه» و «راد» (جوانمرد)؛ یعنی پادشاه جوانمرد و بخشنده
پسرانه / فارسی
از «شاه» و «رام» (آرام
پسرانه / فارسی
١- از نامهای زندة امروزی زردشتیان ٢- نام پسر امیر تیمور گورکانی
پسرانه / فارسی
نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر ٨داراب
پسرانه / فارسی
شاهزاده، زادهی شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهمانند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاخسار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «سام». معنی «سام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهمانند
پسرانه / فارسی
سوار دلاور و چالاک
پسرانه / فارسی
از «شاه» و «فر»؛ دارای فرّ شاهی و شکوه
پسرانه / فارسی
صورتی از «شاپور». معنی «شاپور»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
١- نام یکی از دانشمندان سمر قندی که در سده دهم میزیسته فرهنگ سخنوران ٢- نام یکی از لشکریان مأمون ٣- شاهک ساروی معروف به کشاجم، دانشمند و منجم نامی سده دوم و سوم هجری در دستگاه مأمون خلیفه عباسی نام کسی بوده است ٣٢ ویس و رامین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شاه» و «کام» (آرزو)؛ یعنی کام شاهانه، کامیاب و بزرگ. نام پسرانهی کمکاربرد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «لار» (نام شهری در جنوب ایران). معنی «لار»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مانی» (نام بنیانگذار آیین مانوی). معنی «مانی»: فارسی
پسرانه / فارسی
«شاه مردان»؛ لقب علی بن ابیطالب در ادب فارسی. از نامهای رایج پسرانه در گذشته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شاه» (پادشاه) و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «مهر»: فارسی کهن
پسرانه / فارسی
قبلی ۱ ۲ ۳
بعدی
اسم دختر فارسی با حرف ش (۱۵۵ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.