رفتن به محتوا
نوزاد

۱۶۰ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ش، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۳؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

شاهنام

(احتمالی) «نام شاه»؛ بزرگ‌نام و بلندآوازه

پسرانه فارسی

شاهندل

(احتمالی) دلِ شاه

پسرانه فارسی

شاهنوش

از نام‌های رواج تا سده گذشته میان زردشتیان ایران د درگذشتگان

پسرانه فارسی

شاهوش

شاه‌منش

پسرانه فارسی

شاهوند

(احتمالی) شاهانه، منسوب به شاه

پسرانه فارسی

شاهوی

١- نام پدر زادوی ٢- نام پسر بزرگ هفتواد

پسرانه فارسی

شاهویه

نام پدر برزویه

پسرانه فارسی

شاهیاد

(احتمالی) یاد شاه

پسرانه فارسی

شایار

(احتمالی) شایسته، یار شاه

پسرانه فارسی

شایراد

(احتمالی) از «شای» و «راد». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی

شایگان

ارزشمند، ممتاز، عالی، شایسته

پسرانه فارسی

شایورد

(احتمالی) شاه

پسرانه فارسی

شبانعلی

(احتمالی) از «شبان» (چوپان) و «علی». معنی «شبان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شباویز

پرنده‌ای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان می‌شود و می‌خواند. مرغ حق

پسرانه فارسی

شبنا

(احتمالی) شبنم

پسرانه فارسی

شبو

(احتمالی) گل شب‌بو، گلی خوشبو که عطرش در شب بیشتر است

پسرانه فارسی

شراکیم

نام یکی از اسپهبدان ماز ندران

پسرانه فارسی

شردکیر

نام پسر افراسیاب (برهان

پسرانه فارسی

شروان

نام سرزمین شروان در قفقاز

پسرانه فارسی

شروین

نام قلعه‌ی شروان

پسرانه مازندرانی، فارسی

شروینه

(احتمالی) منسوب به شروین، نام کهن سوادکوه

پسرانه مازندرانی، فارسی

شغاد

سغدی، شکل پارسی شده‌ی سغدای (مربوط به مملکت سغد در ماوراءالنهر) [برادر ناتنی و قاتل رستم]

پسرانه فارسی

شفابخش

شفادهنده، درمان‌بخش

پسرانه فارسی، عربی

شکر خان

(احتمالی) ترکیبی از «شکر» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

شکرخدا

سپاس خدا

پسرانه فارسی، عربی

شکرعلی

از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شکوه الله

(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «الله» (خدا). معنی «شکوه»: فارسی

پسرانه فارسی

شگرف

نیکو، زیبا

پسرانه فارسی

شمس الجهان

(احتمالی) خورشید جهان

پسرانه عربی، فارسی

شنگان

(احتمالی) شادمان

پسرانه فارسی

شوقی

(احتمالی) منسوب به شوق

پسرانه عربی، فارسی

شه بخش

(احتمالی) بخشیده شاه

پسرانه فارسی

شه کرم

(احتمالی) بخشش شاه

پسرانه فارسی، عربی

شهباز

عقاب، شاهین، از ریشه‌ی پارسی شَه (شاه) و باز (شاهین، قوش)

پسرانه فارسی

شهباز علی

(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبال

شهبال، بال بزرگ پرنده

پسرانه فارسی

شهبان

(احتمالی) شاه

پسرانه فارسی

شهبانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهبد

(احتمالی) از «شه» (شاه) و «بد» (سرور، مانند «سپهبد» و «هیربد»)؛ یعنی سرور و بزرگ

پسرانه فارسی

شهخرام

(احتمالی) شاهِ خرامان

پسرانه فارسی

شهداد

داده شاه

پسرانه فارسی

شهدل

(احتمالی) دلِ شاه

پسرانه فارسی

شهدوست

دوستدار شاه

پسرانه فارسی

شهرآزاد

١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان

پسرانه فارسی

شهراد

پادشاِه جوانمرد

پسرانه فارسی

شهرام

مطیعِ شاه، پیروِ شاه، از ریشه‌ی پارسی شَه (شاه) و رام (پیروی کردن، مطیع بودن)

پسرانه فارسی

شهرام حسن

(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهران

نام وزیر ولید خالد ( ٥ داراب

پسرانه فارسی

شهرباز

(احتمالی) شاهین شهر، باز شهر

پسرانه فارسی

شهربان

نگهبان شهر

پسرانه فارسی

شهربانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

شهرخواست

یکی از سرداران تبرستانی در روزگار مازیار (١٢٤ تبرستان ١

پسرانه فارسی

شهرداد

(احتمالی) از «شهر» و «داد» (داده)

پسرانه فارسی

شهرضا

(احتمالی) نام شهری در استان اصفهان (قمشه‌ی پیشین)

پسرانه فارسی

شهرفر

(احتمالی) شکوه شهر

پسرانه فارسی

شهرک

نام پدر جاویدان ب بک

پسرانه فارسی

شهرگان

(احتمالی) شاهان

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف ش (۱۵۵ اسم)