(احتمالی) «نام شاه»؛ بزرگنام و بلندآوازه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلِ شاه
پسرانه / فارسی
از نامهای رواج تا سده گذشته میان زردشتیان ایران د درگذشتگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهانه، منسوب به شاه
پسرانه / فارسی
١- نام پدر زادوی ٢- نام پسر بزرگ هفتواد
پسرانه / فارسی
نام پدر برزویه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) یاد شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شایسته، یار شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شای» و «راد». معنی «راد»: فارسی
پسرانه / فارسی
ارزشمند، ممتاز، عالی، شایسته
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شبان» (چوپان) و «علی». معنی «شبان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
پرندهای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان میشود و میخواند. مرغ حق
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شبنم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل شببو، گلی خوشبو که عطرش در شب بیشتر است
پسرانه / فارسی
نام یکی از اسپهبدان ماز ندران
پسرانه / فارسی
نام پسر افراسیاب (برهان
پسرانه / فارسی
نام سرزمین شروان در قفقاز
پسرانه / فارسی
نام قلعهی شروان
پسرانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) منسوب به شروین، نام کهن سوادکوه
پسرانه / مازندرانی، فارسی
سغدی، شکل پارسی شدهی سغدای (مربوط به مملکت سغد در ماوراءالنهر) [برادر ناتنی و قاتل رستم]
پسرانه / فارسی
شفادهنده، درمانبخش
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکر» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
سپاس خدا
پسرانه / فارسی، عربی
از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «الله» (خدا). معنی «شکوه»: فارسی
پسرانه / فارسی
باشکوه
پسرانه / فارسی، عربی
نیکو، زیبا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خورشید جهان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) شادمان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به شوق
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) بخشیده شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشش شاه
پسرانه / فارسی، عربی
عقاب، شاهین، از ریشهی پارسی شَه (شاه) و باز (شاهین، قوش)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهباز» (باز بزرگ و شاهی) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهباز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
شهبال، بال بزرگ پرنده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهبان» (شاه) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهبان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «شه» (شاه) و «بد» (سرور، مانند «سپهبد» و «هیربد»)؛ یعنی سرور و بزرگ
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهِ خرامان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) دلِ شاه
پسرانه / فارسی
دوستدار شاه
پسرانه / فارسی
١- نام یکی از پادشاهان ساسانی که در سال ٣٧ء م . پس از اردشیر سوم ٣٠روز پادشاهی کرد ٢- نام سردار ایرانی در زمان ساسانیان
پسرانه / فارسی
پادشاِه جوانمرد
پسرانه / فارسی
مطیعِ شاه، پیروِ شاه، از ریشهی پارسی شَه (شاه) و رام (پیروی کردن، مطیع بودن)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهرام» و «حسن» (نیکو). معنی «شهرام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام وزیر ولید خالد ( ٥ داراب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهین شهر، باز شهر
پسرانه / فارسی
نگهبان شهر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شهربان» (نگهبان شهر) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شهربان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
یکی از سرداران تبرستانی در روزگار مازیار (١٢٤ تبرستان ١
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «شهر» و «داد» (داده)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نام شهری در استان اصفهان (قمشهی پیشین)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شکوه شهر
پسرانه / فارسی
نام پدر جاویدان ب بک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) شاهان
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- ۲
- ۳
بعدی
اسم دختر فارسی با حرف ش (۱۵۵ اسم)