رفتن به محتوا
نوزاد

۹۴ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ر

۹۴ اسم پسرانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ر» شروع می‌شوند. چند نمونه: راتین به معنی «جوانمرد»، رامیا به معنی «از «رام»» و روانعلی به معنی «از «روان» و «علی». معنی «روان»: فارسی؛ جان و روح؛ نیز به معنای جاری و روان (مانند آب روان). «روان‌شاد» یعنی شادروان. هم نام دخترانه و هم پسرانه. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست».

راتین

(احتمالی) جوانمرد

پسرانه فارسی

راد

جوانمرد

پسرانه فارسی

رادان

جمع «راد» به معنای جوانمرد، بخشنده و آزاده

پسرانه فارسی

رادبد

(احتمالی) راد و بزرگ

پسرانه فارسی

رادبه

(احتمالی) رادتر، بخشنده‌تر

پسرانه فارسی

رادسام

(احتمالی) از «راد» (جوانمرد) و «سام». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی

رادعلی

(احتمالی) ترکیبی از «راد» و «علی». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

رادفر

(احتمالی) راد و باشکوه

پسرانه فارسی

رادفرخ

ترکیبی از «راد» و «فرخ». معنی «راد»: فارسی

پسرانه فارسی

رادمان

رادمنش، جوانمرد

پسرانه فارسی

رادمن

(احتمالی) رادمنش، جوانمرد

پسرانه فارسی

رادمنش

دارای طبع و منش جوانمردان

پسرانه فارسی

رادمهر

خورشید بخشنده، بخشنده همچون خورشید

پسرانه فارسی

رادمین

(احتمالی) رادمرد

پسرانه فارسی

رادنوش

(احتمالی) رادانوش، جوانمرد جاوید

پسرانه فارسی

رادنیک

(احتمالی) راد و نیک

پسرانه فارسی

رادوین

از «راد» (جوانمرد) و «وین» (مانند)؛ جوانمردمانند

پسرانه فارسی

رادیان

(احتمالی) رادان، جوانمردان

پسرانه فارسی

رادین

آزادوار، آزاده، به مانند آزاده

پسرانه فارسی

رازبین

(احتمالی) رازبین، آگاه از رازها

پسرانه فارسی

رازدار

رازدار، امین

پسرانه فارسی

رازمحمد

ترکیبی از «راز» و «محمد». معنی «راز»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

راستین

حقیقی، واقعی و درست

پسرانه فارسی

راشن

(احتمالی) رشن، ایزد داوری و راستی در آیین زرتشتی

پسرانه فارسی

رام

١-نام سازنده جنگ ١٠ ٢ویس رامین ٢- نام یازدهمین نیای مانکجی لیمجی

پسرانه فارسی

رام برزین

نام پیشکار انوشیروان ٣٧نامه خسروان

پسرانه فارسی

رامبد

سرور شادی؛ نام نوازنده دربار ساسانی

پسرانه فارسی

رامبود

(احتمالی) از «رام» و «بود». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

رامشاد

ترکیبی از «رام» و «شاد». معنی «رام»: فارسی

پسرانه فارسی

رامفر

(احتمالی) آرام و باشکوه

پسرانه فارسی

رامیا

(احتمالی) از «رام»

پسرانه فارسی

رامیتا

(احتمالی) از «رام»

پسرانه فارسی

رایان

نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است

پسرانه فارسی

رایبد

(احتمالی) بزرگ‌رای

پسرانه فارسی

رحمان نارنج

(احتمالی) از «رحمان» و «نارنج». معنی «رحمان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رحمدل

رئوف و دل نازک، دل رحم

پسرانه عربی، فارسی

رحیم پیمان

(احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «پیمان». معنی «رحیم»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رزگر

(احتمالی) رزگر، باغبان تاکستان

پسرانه فارسی

رزمهر

(احتمالی) یعنی مهر گل

پسرانه فارسی

رزمیار

(احتمالی) یارِ رزم، جنگاور

پسرانه فارسی

رستار

رستگار

پسرانه فارسی

رستان

یکی از شخصیت های شاهنامه

پسرانه فارسی

رستم

تناور، کسی که رشد کرده و نیرومند شده، از ریشه‌ی

پسرانه فارسی

رستم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بگ» (بزرگ

پسرانه فارسی

رستم بیگ

(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «بیگ» (بزرگ

پسرانه فارسی

رستم خان

(احتمالی) ترکیبی از «رستم» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

رستمعلی

از «رستم» (پهلوان) و «علی». معنی «رستم»: فارسی کهن

پسرانه فارسی، عربی

رستهم

صورتی از «رستم». معنی «رستم»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

رستین

(احتمالی) شکل دیگری از «راستین». معنی «راستین»: فارسی؛ حقیقی، واقعی و درست

پسرانه فارسی

رشنواد

راستگو، از ریشه‌ی پهلوی رشْن (راستی) و پسوند واد

پسرانه فارسی

رشنواز

(احتمالی) از «رشن» (ایزد دادگری) و «نواز». معنی «رشن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

رضاآرش

(احتمالی) ترکیبی از «رضا» (خشنودی) و «آرش» (کمانگیر نامدار ایران باستان). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رضامیرزا

(احتمالی) از «رضا» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

رکسار

(احتمالی) روشن

پسرانه فارسی

رمیار

(احتمالی) آرام

پسرانه فارسی

روان مهر

(احتمالی) ترکیبی از «روان» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «روان»: فارسی

پسرانه فارسی

روانبخش

(احتمالی) جان‌بخش

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف ر (۹۹ اسم)