(احتمالی) شادروان، شادجان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روشنی روان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «روان» و «علی». معنی «روان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
یار روز
پسرانه / کردی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رود» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «رود»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «رود». معنی «رود»: فارسی؛ رود
پسرانه / فارسی
(احتمالی) روز
پسرانه / فارسی
خوشبخت، سعادتمند، بهروز
پسرانه / فارسی
روزبه، خوشروز؛ روزبهان بقلی شیرازی عارف نامدار سدهی ششم هجری
پسرانه / فارسی
از «روز» و «علی». معنی «روز»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روز کوچک
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «روز» و «محمد». معنی «روز»: فارسی؛ روز. معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روز مهر، شانزدهمین روز ماه در گاهشماری ایرانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «روزی» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «روزی»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روزمان
پسرانه / کردی، فارسی
(احتمالی) روشن
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «روشن» (روشن
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) روشناندیش
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) درستکار
پسرانه / مازندرانی، فارسی
(احتمالی) روان
پسرانه / فارسی
کسی که تنش مانند روی (مفرغ) سخت و آسیبناپذیر است. در شاهنامه لقب اسفندیار است که جز چشمانش آسیبناپذیر بود و سرانجام با تیر گز رستم کشته شد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) راهبین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رها». معنی «رها»: فارسی
پسرانه / فارسی
پاسدار، نگهبان، از ریشهی اوستایی رثَهثَمه، که بخش دوم
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «رهام» و «الدین» (دین). معنی «رهام»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «رهام» و «امیر». معنی «رهام»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «رهبر» و «علی». معنی «رهبر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) رهوار، تیزرو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) راهیاب
پسرانه / فارسی
(احتمالی) همراه، یار راه
پسرانه / فارسی
نام پسر شاوران برادر زن که، به معنی- نیست ذ-٨
پسرانه / فارسی
قبلی
- ۱
- ۲
بعدی اسم دختر فارسی با حرف ر (۹۹ اسم)