رفتن به محتوا
نوزاد

۴۰ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ی

۴۰ اسم پسرانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ی» شروع می‌شوند. چند نمونه: یار احمد به معنی «ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی؛ یار. معنی «احمد»: عربی؛ ستوده‌ترین؛ از نام‌های پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است»، یارمراد به معنی «ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «یار»: فارسی؛ یار. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته» و یزدان مهر به معنی «ترکیبی از «یزدان» و «مهر». معنی «یزدان»: فارسی؛ خدا، آفریدگار. معنی «مهر»: فارسی کهن؛ ایزد مهر و پیمان، خورشید؛ ماه نخست پاییز؛ دوستی».

یار احمد

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاراد

(احتمالی) از «یار» و «راد». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی

یاراله

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «اله» (خدا). معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

یارحسن

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسن» (نیکو). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یارحسین

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاردل

ترکیبی از «یار» و «دل». معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

یارسا

(احتمالی) از «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

یارسام

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «سام». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی

یارقلی

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

یارکرم

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «کرم». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یارمحمد

ترکیبی از «یار» و «محمد». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی

یارمراد

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یارنیک

ترکیبی از «یار» و «نیک». معنی «یار»: فارسی؛ یار. معنی «نیک»: فارسی؛ نیک

پسرانه فارسی

یارولی

(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «ولی». معنی «یار»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاره

حلقه‌ای از فلز گرانبها که برای زینت در دست می‌کنند؛ دستبند. طوق

پسرانه فارسی

یاس فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «یاس» و «فاطمه» (از شیر گرفته‌شده). معنی «یاس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یاسرزاد

(احتمالی) از «یاسر» و «زاد». معنی «یاسر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

یاقوت

سنگی قیمتی [یاقوت حموی:مورخ بزرگ]

پسرانه فارسی، عربی

یاکام

(احتمالی) یعنی یار کامیاب

پسرانه فارسی

یاور

یاری دهنده، کمک کننده

پسرانه فارسی

یاورعلی

(احتمالی) ترکیبی از «یاور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یاور»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یزداد

ایزدداد

پسرانه فارسی

یزدان

رواج ( ١ تبرستان مرعشی

پسرانه فارسی

یزدان پناه

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «پناه». معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی

یزدان مهر

ترکیبی از «یزدان» و «مهر». معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی

یزدانبخش

نام یکی از وزیران هرمز انوشیروان

پسرانه فارسی

یزدانعلی

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یزدان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یزدانفر

(احتمالی) فرّ ایزدی

پسرانه فارسی

یزدانقلی

(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «قلی» (بنده

پسرانه فارسی، ترکی

یزدجرد

صورتی از «یزدگرد». معنی «یزدگرد»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

یزدگرد

خداداد، آفریده‌ی ایزد، از ریشه‌ی اوستایی یزَتو (ایزد)

پسرانه فارسی

یزدیار

١- نام پدر بیزن از موبدان کرمان ٢- نام پدر دستور بهمن یار که از موبدان کرمان و در سده دهم یزدگردی می‌زیسته ٣- نام نامه رسانی که نامه زردشتیان یزد و ترک آباد و شرف آباد را در سال ٨٧٠ یزدگرد دی به هند رسانید(٢٤ ٥فرزانگان )

پسرانه فارسی

یشم

یشپ ؛ از سنگ‌های معدنی گران بها به رنگ‌های سبز تیره و کبود

پسرانه فارسی

یکسر

(احتمالی) یکسره، یکپارچه

پسرانه فارسی

یگانه زهرا

ترکیبی از «یگانه» و «زهرا». معنی «یگانه»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

یگانه فاطمه

(احتمالی) ترکیبی از «یگانه» (یکتا

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر فارسی با حرف ی (۳۲ اسم)