رفتن به محتوا
نوزاد

۶۷ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف ج

۶۷ اسم پسرانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «ج» شروع می‌شوند. چند نمونه: جابان به معنی «جوان»، جمزاد به معنی «زاده جم» و جهان فر به معنی «ترکیبی از «جهان» و «فر». معنی «جهان»: فارسی؛ جهان و گیتی».

جابان

(احتمالی) جوان

پسرانه فارسی

جام

نام برادر بزرگ انوشیروان دادگر

پسرانه فارسی

جاماسب

١- از خاندان هُوکو. نام شوهر پوروچیستا جوان‌ترین دختر اشوزردشت و برادر فرشوشتر و وزیر کی گشتاسب کد در بند ١٠٣ فروردین یشت فروهر او ستوده شده. در گاتها سه بار از او یاد شده است. یسنا ع٣ بند ١٧ و یسنا ٣٩ بند ٩ و یسنا ١ل بند ١٨ ٢- جاماسب دوم بهدینی است کد در بند ١٢٧ فروردین یشت ستوده شده ٣_ نام بست و یکمین پادشاه ساسانی برادر غباد یکم کد از ٣٩٨ت٠٢ دم. پادشاهی کرده

پسرانه فارسی

جاماسپ

دارنده‌ی اسب

پسرانه فارسی

جامشید

صورتی از «جمشید». معنی «جمشید»: فارسی

پسرانه فارسی

جامی

(احتمالی) منسوب به جام؛ نام شاعر نامدار قرن نهم

پسرانه فارسی

جان فدا

(احتمالی) جان‌فدا، فداکار

پسرانه فارسی

جانباز

نام کسی بوده (٥٩ نام‌های عباسی)

پسرانه فارسی

جانبخش

(احتمالی) جان‌بخش، زنده‌کننده

پسرانه فارسی

جانمیرزا

(احتمالی) از «جان» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «جان»: عبری

پسرانه عبری، فارسی

جانوشیار

(احتمالی) جان‌نوش، هوشیار

پسرانه فارسی

جانی

جانی، عزیز چون جان

پسرانه فارسی

جانیار

نامی مردانه در زبان فارسی

پسرانه کردی، فارسی

جاوید

جاوید، همیشگی و جاودان

پسرانه فارسی

جاوید علی

(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جاوید مهر

(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی

جاویدحسین

(احتمالی) از «جاوید» (همیشگی) و «حسین». معنی «جاوید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جستان

١- نام بد-رمرز بان نخستین پادشاه جستانیان جمشید که در روز کار هارون الرشید پادشاه دیلمان ٢- جستان پسر شرمزن ٣_ جستان پسر وهسودان (جستان سوم) نامی ترین پادشاه جستانی که نزدیک بد.د سال فرمانر وائی کرده ٣- نام پنجمین نیای شهر اکم اسپهبد تبرستان(١)٣ تبرستان٢٠٩|٢مرعشی)

پسرانه فارسی

جعفر فرامرز

(احتمالی) ترکیبی از «جعفر» (نهر و رود) و «فرامرز». معنی «جعفر»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

جم

کوتاه‌شده «جمشید»

پسرانه فارسی

جمزاد

(احتمالی) زاده جم

پسرانه فارسی

جمشاد

(احتمالی) صورتی از «جمشید». معنی «جمشید»: فارسی

پسرانه فارسی

جمشید

شاه جم

پسرانه فارسی، کردی

جمشید بگ

(احتمالی) ترکیبی از «جمشید» و «بگ» (بزرگ

پسرانه فارسی

جمشید علی

(احتمالی) ترکیبی از «جمشید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جمشید»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جمقلی

(احتمالی) از «جم» و «قلی». معنی «جم»: فارسی

پسرانه فارسی، ترکی

جمیار

(احتمالی) یارِ جم

پسرانه فارسی

جندل

نام فرستاده فریدون در دربار یمن فریدون از آن نامداران خویش یکی را گرانمایه تر خواند پیش کجا نام او جندل پر هنر بهر کار دلسوز بر شاه بس جهانجوی

پسرانه فارسی

جوان یار

(احتمالی) ترکیبی از «جوان» و «یار» (یار و دوست). معنی «جوان»: فارسی

پسرانه فارسی

جوانبخت

(احتمالی) بختِ جوان، خوشبخت

پسرانه فارسی

جوانبخش

(احتمالی) جوانی‌بخش

پسرانه فارسی

جوانرو

(احتمالی) صورت کردی نام شهر «جوانرود» در استان کرمانشاه، در منطقه‌ای کوهستانی نزدیک هورامان

پسرانه فارسی

جوانشیر

نام سی و یکمین پادشاه ساسانی پسر خسرو پرویز که زمان کوتاهی در سال ٢٩ء پادشاهی کرد

پسرانه فارسی

جوانمیر

(احتمالی) امیر جوان

پسرانه فارسی

جوانوی

نام دبیر بهرام کور و نام دبیر یزدگرد داول به نوشته تبری (شاهنشاهی

پسرانه فارسی

جوکار

(احتمالی) کشاورز جو

پسرانه فارسی

جویا

نام پهلوانی بوده از مردم مازندران (.ء نام‌های عباسی)

پسرانه فارسی

جویان

جستجو کننده

پسرانه فارسی

جهان جو

(احتمالی) جهان‌جو

پسرانه فارسی

جهان سلطان

(احتمالی) ترکیبی از «جهان» و «سلطان» (پادشاه). معنی «جهان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

جهان طلا

(احتمالی) طلای جهان

پسرانه فارسی

جهان فر

ترکیبی از «جهان» و «فر». معنی «جهان»: فارسی؛ جهان و گیتی

پسرانه فارسی

جهان نیک

(احتمالی) نیک جهان

پسرانه فارسی

جهان‌آرا

(احتمالی) آراینده جهان

پسرانه فارسی

جهانبخت

(احتمالی) بختِ جهان

پسرانه فارسی

جهانبخش

(احتمالی) بخشنده جهان؛ نیز نام پسر رستم در داستان‌های پهلوانی

پسرانه فارسی

جهاندار

١-نام پسر اکبر شاه هندی ٥ فرزانگان ٢-جها ندار شاه فرزند عالم بهادر شاه پادشاه دهلی (فرهنگ سخنوران

پسرانه فارسی

جهانزیر

از نام‌های زندة امروزی جادر نشینان فارس

پسرانه فارسی

جهانسوز

سوزاننده‌ی جهان

پسرانه فارسی

جهانشاه

از نام‌های زندة امروزی

پسرانه فارسی

جهانشیر

اسم به معنی" شیر" جهان میباشد

پسرانه فارسی

جهانعلی

(احتمالی) از «جهان» و «علی». معنی «جهان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

اسم دختر فارسی با حرف ج (۳۵ اسم)