رفتن به محتوا
نوزاد

۵۲ اسم

معنی اسم پسر فارسی با حرف و

۵۲ اسم پسرانه با ریشه‌ی فارسی داریم که با حرف «و» شروع می‌شوند. چند نمونه: واته به معنی «الهه نگهبان باد باران در ایران باستان»، ورزان به معنی «نام کسی است در کتیبه کعبهُ زردشت،که در روز کار شاپور یکم می‌زیسته ٥ ساسانی» و وهرام شاپور به معنی «از «وهرام» (بهرام) و «شاپور». معنی «وهرام»: فارسی کهن؛ صورت پهلوی و ارمنی «بهرام»، از اوستایی «ورثرغنه» به معنی پیروزی و درهم‌شکننده‌ی دشمن؛ نام ایزد پیروزی در آیین زرتشتی و چند شاه ساسانی. معنی «شاپور»: فارسی کهن؛ «شاه‌پور» یعنی پسر شاه، شاهزاده. نام چند پادشاه ساسانی، از جمله شاپور یکم که والرین امپراتور روم را اسیر کرد».

واته

الهه نگهبان باد باران در ایران باستان

پسرانه فارسی

وادیار

(احتمالی) ترکیبی از «واد» و «یار» (یار و دوست). معنی «یار»: فارسی؛ یار

پسرانه فارسی

واسپوهر

واسپوهران، عنوان و لقب شاهزاده‌ای که قرار بود بعد از شاه جانشین او گردد، ولیعهد

پسرانه فارسی

والا

بلندمرتبه

پسرانه فارسی

والارضا

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «رضا» (خشنودی). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

والاعلی

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

والاگهر

(احتمالی) والاگوهر

پسرانه فارسی

والایار

(احتمالی) ترکیبی از «والا» و «یار» (یار و دوست). معنی «والا»: فارسی

پسرانه فارسی

وخش

روشنائی یا رویش. نام چهاردهمین نیای آدر باد مهر اسپند

پسرانه فارسی

وخشور

پیغمبر، رسول

پسرانه فارسی

ورازاد

(احتمالی) از «وراز» (گراز

پسرانه فارسی

ورازداد

(احتمالی) از «وراز» و «داد». معنی «وراز»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

ورازمهر

از «وراز» و «مهر». معنی «وراز»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

ورجاوند

نورانی . کنیه شاه بهرام است

پسرانه فارسی

وردانشاه

نام نیای مرد آویج ورد : فارسی است، به معنی-کل، وریشه ورد تازی، از همیز

پسرانه عربی، فارسی

ورزان

نام کسی است در کتیبه کعبهُ زردشت،که در روز کار شاپور یکم می‌زیسته ٥ ساسانی

پسرانه فارسی

ورزم

آتش، نار

پسرانه فارسی

ورساز

جوان زیبا و آراسته

پسرانه فارسی

ورهرام

از اصطلاحات زبان پهلوی شناخته شده است

پسرانه فارسی

ورهران

شکل پهلوی نام «بهرام»

پسرانه فارسی

وسپوهر

وسپور. واسپور: عنوان شاهزادگان و نجبای اشکانی و ساسانی

پسرانه فارسی

وشمگیر

نام برادر و جانشین مردآویز

پسرانه فارسی

وفادار

آن که یا آنچه به تعهد، دوستی و عشق پای بند باشد، با وفا

پسرانه عربی، فارسی

ولخش

بکونه های ولاش. بلاش . ولاکاس ولکاس. وَلْرشاک. هم آمده. ١ - نام اشک ٢٢ و٢٥ وء٢ و٢٧ و٢٨ از پادشاهان اشکانی ٢- نام نوزدهمین بادشاه ساسانی ٣- ولاش: نام دومین پادشاه باوندی که٨ سال پادشاهی کرد ٣- نام سومین بادشاه خاندان زرمهری تبرستان، پسر دادمهر،که از٥٧٣ تا٥٩٩ م. پادشاهی کرد ( ٥ تبرستان ٢ ٥- نام شهریار کرمان در آغاز پادشاهی اردشیر بابکان

پسرانه فارسی

ولی گلی

(احتمالی) از «ولی» و «گلی». معنی «ولی»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

ولیداد

داده ولی

پسرانه عربی، فارسی

ونداد

نام فرمانروایان باوندی تبرستان

پسرانه پهلوی، فارسی

وندیداد

نوزدهمین نسک اوستا، کتاب آسمانی زرتشتیان. این نسک دارای ۲۲ فرگرد یا فصل است

پسرانه فارسی

وهبرز

نام یکی از دادوران دوران ساسانی

پسرانه فارسی

وهرام

بهرام به شکل ارمنی قدیم‌، که اگر «ه» حذف گردد بصورت ورام خواهد بود. ورهرام

پسرانه فارسی

وهرام شاپور

(احتمالی) از «وهرام» (بهرام) و «شاپور». معنی «وهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

وهرام گشسب

(احتمالی) از «وهرام» (بهرام) و «گشسب». معنی «وهرام»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

وهرز

دولتمند

پسرانه فارسی

وهزاد

- بهزاد : از نام‌های رواج وهزاد فرخ و پیروز نام نویسنده اندرز نام‌های به پهلوی که دستور خدایار آن را به فارسی برگردانده ٢١٧ زن ایرانی)

پسرانه فارسی

وهسود

سود نیک

پسرانه فارسی

وهشاپور

نام موبد سرشناسی بوده در روز کار غباد

پسرانه فارسی

وهمن

صورتی از «بهمن». معنی «بهمن»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

وهمنش

بهمنش - خوش نیت - خوش اندیشه

پسرانه فارسی

وهمهر

نام مرزبان ارمنستان در دوران پادشاهی بهرام کور وهمهرشاهپور نام یکی از بزرگان ایران که مرزبان ارمنستان بوده (٣٠٥ ساسانیان)

پسرانه فارسی

وهنیا

شکل دیگری از «بهنیا». نیک نژاد، دارای اصل و نسب، اصیل، شریف

پسرانه فارسی

وهومن

ریشه اوستائی بهمن امروزی است

پسرانه فارسی

ویس کرم

ترکیبی از «ویس» و «کرم». معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویس محمد

(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «محمد» (ستوده). معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسپرد

نام بخشی از اوستا

پسرانه فارسی

ویسعلی

(احتمالی) ترکیبی از «ویس» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسمراد

ترکیبی از «ویس» و «مراد». معنی «ویس»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

ویسه

از ریشه‌ی اوستایی وئسکَه که در پهلوی به وسک تبدیل شده [نام پدر پیران تورانی]

پسرانه فارسی

ویشتاسب

صورت کهن «گشتاسپ»؛ نیز نام پدر داریوش

پسرانه فارسی

اسم دختر فارسی با حرف و (۱۸ اسم)