خانه اسم پسر فارسی فارسی، حرف ت ۳۱ اسم
معنی اسم پسر فارسی با حرف ت ۳۱ اسم پسرانه با ریشهی فارسی داریم که با حرف «ت» شروع میشوند. چند نمونه: تابال به معنی «نام فرماندار ایرانی سارد در زمان کوروش»، تخار به معنی «تخارستان سرزمینی در شمال افغانستان امروز» و تورج رضا به معنی «ترکیبی از «تورج» (نام پسر فریدون در شاهنامه) و «رضا» (خشنودی). معنی «تورج»: فارسی؛ تورج پسر میانی فریدون بود که توران به او رسید؛ او و سلم برادرشان ایرج را کشتند. معنی «رضا»: عربی؛ خشنودی؛ لقب امام هشتم شیعیان، علی بن موسی الرضا، که آرامگاهش در مشهد است».
اسم فارسی بر اساس حرف اول
نام فرماندار ایرانی سارد در زمان کوروش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «بردی» (داد
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «گلدی» (آمد
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «تاج» و «محمد». معنی «تاج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «تاج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «دردی» (ایستاد و ماند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تاج» (تاج) و «قلی» (بنده
پسرانه / فارسی، ترکی
نام آرامگاه مرمرین نامدار در آگرای هند که شاهجهان گورکانی در سدهی یازدهم هجری برای همسرش ممتازمحل ساخت. «تاجمحل» در فارسی به معنی تاج کاخ است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «تاج». معنی «تاج»: فارسی؛ کلاه گوهرنشان پادشاهی؛ به مجاز سروری و بزرگی
پسرانه / فارسی
غیرترک و عرب، آن که به زبان فارسی تکلم کند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) تخارستان سرزمینی در شمال افغانستان امروز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) کوشا
پسرانه / فارسی
دارندهی سه تخم، بسیار مردانه، برساخته از ریشهی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «تک» و «ناز»؛ نازِ یگانه. معنی «ناز»: فارسی؛ ناز و کرشمه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «تل» و «ماه». معنی «ماه»: فارسی؛ ماه
پسرانه / فارسی
تنسر هیربدانهیربد دورهی اردشیر بابکان که «نامهی تنسر» به او منسوب است
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «توبا» و «نیاز» (نیاز، خواسته). معنی «نیاز»: فارسی؛ نیاز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «تور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «تور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «تورج» (نام پسر فریدون در شاهنامه) و «رضا» (خشنودی). معنی «تورج»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
نام پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نسل جمشید (١٩ یشتها ١
پسرانه / فارسی
تناور و نیرومند، از ریشهی اوستایی تَئوسه [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
وحشی، رام ناشونده
پسرانه / فارسی
«تهم» یعنی دلیر و پهلوان؛ تهمتن لقب رستم است
پسرانه / فارسی
یکی از شخصیت های شاهنامه
پسرانه / فارسی
بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند... کنیه رستم ذال ( ١٣ ٩ یشتها ٢
پسرانه / فارسی
صورتی از «تهمورث»
پسرانه / فارسی
(احتمالی) تهم، دلیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «تیر»؛ تیر، ستاره عطارد. معنی «تیر»: فارسی؛ ماه چهارم سال؛ ایزد تیر و سیاره عطارد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «تیر» و «شاه». معنی «تیر»: فارسی؛ ماه چهارم سال؛ ایزد تیر و سیاره عطارد
پسرانه / فارسی
اسم دختر فارسی با حرف ت (۷۲ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.