معنی اسم راد
Rad
راد یعنی:
(در قدیم).
1- جوانمرد.
2- آزاده.
3- بخشنده، سخاوتمند.
4- خردمند، دانا، حکیم.
منبع: بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال)
معنی دیگر:
جوانمرد، بخشنده و آزاده. در شاهنامه صفت پهلوانان است («راد و دلیر»). جزء نامهایی چون رادمهر، رادمنش و رادین.
بدون منبع؛ پیشنهاد هوش مصنوعی
اسمی پسرانه با ریشهی فارسی.
- جنسیت
- پسرانه
- ریشه
- فارسی
- املای انگلیسی
- Rad
- ابجد
- ۲۰۵ (صغیر: ۱)
اسمهای هممعنی با راد
- یاراد (احتمالی) از «یار» و «راد». معنی «یار»: فارسی
- شایراد (احتمالی) از «شای» و «راد». معنی «راد»: فارسی
- امیرراد (احتمالی) از «امیر» (فرمانروا) و «راد» (بخشنده
- محمدراد (احتمالی) ترکیبی از «محمد» (ستوده) و «راد». معنی «محمد»: عربی
- رادفرخ ترکیبی از «راد» و «فرخ». معنی «راد»: فارسی
- پاکراد (احتمالی) از «پاک» و «راد»
- نیاراد (احتمالی) ترکیبی از «نیا» (نیا) و «راد». معنی «نیا»: درخواست از کسی برای نیامدن
- رادسام (احتمالی) از «راد» (جوانمرد) و «سام». معنی «راد»: فارسی
- سپهرراد (احتمالی) از «سپهر» (آسمان) و «راد» (جوانمرد). معنی «سپهر»: فارسی
- سامراد (احتمالی) از «سام» و «راد». معنی «سام»: فارسی
- مجدراد (احتمالی) از «مجد» (بزرگی) و «راد». معنی «مجد»: عربی
- علیراد (احتمالی) از «علی» و «راد» (جوانمرد). معنی «علی»: عربی
اسمهای مشابه راد
- رحمدل رئوف و دل نازک، دل رحم
- رحمان نارنج (احتمالی) از «رحمان» و «نارنج». معنی «رحمان»: عربی
- رحم بی بی (احتمالی) ترکیبی از «رحم» و «بیبی» (بانو). معنی «رحم»: مهربانی. معنی «بیبی»: فارسی
- رحیم پیمان (احتمالی) ترکیبی از «رحیم» (مهربان) و «پیمان». معنی «رحیم»: عربی
- میرافشین (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میراژدر (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میرداریوش (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میربیژن (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میرابآذر (احتمالی) از «میراب» و «آذر». معنی «میراب»: آبیار
- میربهنام (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میر فریبرز (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
- میربابا (احتمالی) ترکیبی از «میر» (سرور
اسم خواهر و برادر برای راد
اسمهایی که ریشهی مشترک با راد دارند و تعداد هجایشان نزدیک به آن است.
پرسشهای رایج دربارهی راد
معنی اسم راد چیست؟
راد در منابع چند معنی دارد. در بانک جامع نامهای ایرانی (ثبت احوال): جوانمرد؛ 2- آزاده؛ 3- بخشنده، سخاوتمند؛ 4- خردمند، دانا، حکیم؛ در پیشنهاد هوش مصنوعی: جوانمرد، بخشنده و آزاده. در شاهنامه صفت پهلوانان است («راد و دلیر»). جزء نامهایی چون رادمهر، رادمنش و رادین.
راد دخترانه است یا پسرانه؟
راد اسمی پسرانه است.
ابجد راد چند است؟
ابجد کبیر راد ۲۰۵ و ابجد صغیر آن ۱ است.