خانه اسم پسر حرف ش صفحهی ۴ با همین حرف، بر اساس ریشه
سغدی، شکل پارسی شدهی سغدای (مربوط به مملکت سغد در ماوراءالنهر) [برادر ناتنی و قاتل رستم]
پسرانه / فارسی
شفادهنده، درمانبخش
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شفاعت» و «اله» (خدا). معنی «شفاعت»: شفاعة
پسرانه
آن که تقاضای عفو و بخشش گناه کسی را از دیگری میکند، شفاعت کننده، شفاعتگر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شفیع» و «الله» (خدا). معنی «شفیع»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای مرکب (، شفیع و محّمد
پسرانه / عربی
(احتمالی) نازک و شفاف
پسرانه / عربی
مهربان، دلسوز
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شفیق» و «الله» (خدا). معنی «شفیق»: عربی
پسرانه / عربی
از ریشهی «شقق» به معنی شکافتن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «شکار» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکر» و «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
سپاس خدا
پسرانه / فارسی، عربی
از «شکر» (سپاس) و «علی». معنی «شکر»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
سپاسگذار، اسم فاعل از ریشهی شُکر
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکوه» و «الله» (خدا). معنی «شکوه»: فارسی
پسرانه / فارسی
باشکوه
پسرانه / فارسی، عربی
تحمل، بردباری، صبر، شکیبیدن
پسرانه / عربی
در فارسی: خوش - ریخت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شکیل» و «احمد» (ستوده). معنی «شکیل»: فارسی و عربی
پسرانه / عربی
نیکو، زیبا
پسرانه / فارسی
شاید همان سام باشد. پهلوان نامی روز کار کیانیان در شاهنامه یکی پورش آمد بخوبی چو جم نهاد آن دلاور ورا نام شم نام پسر تورک پسر شیدسب پسر تور پسر جمشید ( ١٩ یشتها ١
پسرانه
بلند مرتبه، از ریشهی شمخ (شرافت)
پسرانه / عربی
از اصل سریانی به معنی خادم کلیسا، مقامی پایین تر از کشیش
پسرانه / سریانی
خورشید؛ نام شمس تبریزی، مراد مولوی؛ نام سوره نود و یکم قرآن
پسرانه / عربی
(احتمالی) خورشید جهان
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) خورشید حق
پسرانه / عربی
به معنای خورشید دولت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «شمس» و «الرحمان» (بخشنده
پسرانه / عربی
«خورشید شریعت»
پسرانه / عربی
(احتمالی) «خورشید چاشتگاه»
پسرانه / عربی
«خورشید بزرگیها»؛ لقب قابوس بن وشمگیر، امیر زیاری و نویسندهی دانشمند
پسرانه / عربی
از «شمس» (خورشید) و «علی». معنی «شمس»: عربی
پسرانه / عربی
کسی که میشنود و اطاعت میکند، از
پسرانه / عبری
نام پادشاه هرات و از خویشان جمشید. وی را پسری بود بادام ب ذان نام که از بهترین تیرانداز روزگار خود بود. ٣٣ مزدیسنا ل ٥ء نوروزنامه خیام
پسرانه
(احتمالی) شادمان
پسرانه / فارسی
مصری؛ هوا یا باد [ایزد آسمان در مصر باستان]
پسرانه
رم یار، چوپان
پسرانه / کردی
(احتمالی) از «شوان» (شڤان) در کردی به معنی چوپان و شبان. چوپانی و شبانی در ترانههای کردی جایگاه ویژهای دارد
پسرانه / کردی
انقلابی، قیام
پسرانه / کردی
از «شور» و «علی». معنی «شور»: ورزیدن
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «شوذب» و «علی». معنی «شوذب»: عربی
پسرانه / عربی
«اینشوشیناک» به معنی خدای شوش
پسرانه / ایلامی
ترکیبی از «شوق» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به شوق
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «شوکت» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «شوکت»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) شبهای پیاپی
پسرانه / لری
(احتمالی) بخشیده شاه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشش شاه
پسرانه / فارسی، عربی
سنگ آسمانی، سفت از ریشهی شهب [شهاب الدین سهروردی:عارف و فیلسوف ایرانی]
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به «شهابالدین»
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «شهاب» و «الله» (خدا). معنی «شهاب»: عربی
پسرانه / عربی
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
بعدی
اسم دختر با حرف ش (۲۷۰ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.