خانه اسم پسر حرف ج ۱۸۴ اسم
معنی اسم پسر با حرف ج ۱۸۴ اسم پسرانه که با حرف «ج» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، عربی با ۷۸ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن فارسی (۶۷) و عبری (۱۸) میآیند. چند نمونه: جابان به معنی «جوان»، جت اله به معنی «ترکیبی از «جت» و «اله» (خدا). معنی «جت»: مصری باستان؛ «جِت» (Djet) نام فرعونی از دودمان نخست مصر که نامش با نشانهی مار کبرا، نماد ایزد هوروس، نوشته میشد» و جواد به معنی «بخشنده».
با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) جوان
پسرانه / فارسی
جبرانکننده، شکستهبند؛ نام جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن حیان
پسرانه / عربی
از «جابر» (جبرانکننده) و «علی». معنی «جابر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) زانوزده؛ نام سوره چهلوپنجم قرآن
پسرانه / عربی
نیکو، بخشاینده
پسرانه / عربی
«همسایهی خدا»؛ لقب زمخشری، مفسر و ادیب بزرگ ایرانی
پسرانه / عربی
از «یوستینوس» برگرفته از «یوستوس» به معنی دادگر و درستکار. یوستینین (ژوستینین)
پسرانه / لاتین
تنومند، اسم فاعل از ریشهی جسم
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جاسم» (تنومند
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جافر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «جعفر» و «بگ» (بزرگ). معنی «جعفر»: عربی
پسرانه / عربی
آرام [پزشک مشهور یونانی]
پسرانه / یونانی
نام برادر بزرگ انوشیروان دادگر
پسرانه / فارسی
١- از خاندان هُوکو. نام شوهر پوروچیستا جوانترین دختر اشوزردشت و برادر فرشوشتر و وزیر کی گشتاسب کد در بند ١٠٣ فروردین یشت فروهر او ستوده شده. در گاتها سه بار از او یاد شده است. یسنا ع٣ بند ١٧ و یسنا ٣٩ بند ٩ و یسنا ١ل بند ١٨ ٢- جاماسب دوم بهدینی است کد در بند ١٢٧ فروردین یشت ستوده شده ٣_ نام بست و یکمین پادشاه ساسانی برادر غباد یکم کد از ٣٩٨ت٠٢ دم. پادشاهی کرده
پسرانه / فارسی
دارندهی اسب
پسرانه / فارسی
صورتی از «جمشید». معنی «جمشید»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) منسوب به جام؛ نام شاعر نامدار قرن نهم
پسرانه / فارسی
یهوه افتخارآفرین است، از ریشهی عبری یون (پر افتخار) و اَه (یهوه)
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «الله» (خدا). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «اله» (خدا). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «اوغلان» (پسر
پسرانه / عبری
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «زاده». معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری
(احتمالی) جانفدا، فداکار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «ملک» (پادشاه). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) جانب خدا
پسرانه / عربی
نام کسی بوده (٥٩ نامهای عباسی)
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جانبخش، زندهکننده
پسرانه / فارسی
پرورنده جان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «دل» (دل). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری
از «جان» و «علی». معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) جاندار، پرشور و سرزنده
پسرانه / ترکی
از «جان» و «محمد». معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جان» (جان و روان) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری، عربی
(احتمالی) از «جان» و «میرزا» (امیرزاده). معنی «جان»: عبری
پسرانه / عبری، فارسی
(احتمالی) جاننثار
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جاننوش، هوشیار
پسرانه / فارسی
جانی، عزیز چون جان
پسرانه / فارسی
نامی مردانه در زبان فارسی
پسرانه / کردی، فارسی
جاوید، همیشگی و جاودان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جاوید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جاوید» و «مهر» (مهر و دوستی). معنی «جاوید»: فارسی
پسرانه / فارسی
همیشگی، ابدی، به طور همیشگی، تا ابد
پسرانه
(احتمالی) از «جاوید» (همیشگی) و «حسین». معنی «جاوید»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
جهد کننده، کوشا، ساعی
پسرانه / عربی
غلبه کننده، چیره، اسم فاعل از ریشهی جبر (چیرگی) [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جبار» و «قلی» (بنده
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «جبار» و «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «جبار» و «بردی» (داد
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «جبار» (توانا
پسرانه / عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «جبرئیل»
پسرانه / عبری
نیروی خدا؛ نام فرشته وحی
پسرانه / عبری
(احتمالی) شکل دیگری از «جبرئیل»
پسرانه / عبری
(احتمالی) شکل دیگری از «جبرئیل»
پسرانه / عبری
«نیروی خدا»؛ جبرئیل فرشتهی وحی در اسلام و پیامآور خدا در ادیان ابراهیمی
پسرانه / عبری
«نیروی خدا»؛ صورت دیگر جبرئیل، فرشتهی وحی
پسرانه / عبری
مصری باستان؛ هوروسِ مار کبرا، از ریشهی مصری باستان [از فراعنهی دودمان نخست]
پسرانه
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴
بعدی
اسم دختر با حرف ج (۸۲ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.