خانه اسم پسر حرف ج صفحهی ۳ با همین حرف، بر اساس ریشه
(احتمالی) از «جنگ» و «علی»
پسرانه / عربی
سپاهی کوچک؛ نام جنید بغدادی، عارف نامدار
پسرانه / عربی
بخشنده، صفت از ریشهی جود (بخشش)
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جواد» و «حسن» (نیکو). معنی «جواد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جواد» و «محمد» (ستوده). معنی «جواد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «جواد» (بخشنده) و «رضا». معنی «جواد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «جواد» (بخشنده) و «علی». معنی «جواد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) منسوب به جواد؛ بخشنده
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جوان» و «یار» (یار و دوست). معنی «جوان»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بختِ جوان، خوشبخت
پسرانه / فارسی
(احتمالی) جوانیبخش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) صورت کردی نام شهر «جوانرود» در استان کرمانشاه، در منطقهای کوهستانی نزدیک هورامان
پسرانه / فارسی
نام سی و یکمین پادشاه ساسانی پسر خسرو پرویز که زمان کوتاهی در سال ٢٩ء پادشاهی کرد
پسرانه / فارسی
دارای خصلتهای نیک و پسندیده مانند بخشندگی، گذشت، دلیری و کمک به دیگران
پسرانه
(احتمالی) امیر جوان
پسرانه / فارسی
نام دبیر بهرام کور و نام دبیر یزدگرد داول به نوشته تبری (شاهنشاهی
پسرانه / فارسی
«جووتیار» در کردی به معنای کشاورز و برزگر است، از «جووت» به معنای جفت گاو شخمزن و گاوآهن
پسرانه / کردی
از «گئورگیوس» به معنی کشاورز
پسرانه / انگلیسی
(احتمالی) از «جوز» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) کشاورز جو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ماه ژوئیه
پسرانه / انگلیسی
(احتمالی) همراه، همسفر (یولداش)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «جوهر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جوهر»: عربی
پسرانه / عربی
نام پهلوانی بوده از مردم مازندران (.ء نامهای عباسی)
پسرانه / فارسی
جستجو کننده
پسرانه / فارسی
کوشش در راه خدا، تلاش
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جهاد» و «الله» (خدا). معنی «جهاد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «جهاد» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «جهاد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) نامگذاری برای بس بودن دختر؛ «جهان بس است»
پسرانه
(احتمالی) نام خانوادگی؛ پسرِ جهان
پسرانه
(احتمالی) جهانجو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) زاده جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «جهان» و «سلطان» (پادشاه). معنی «جهان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) طلای جهان
پسرانه / فارسی
ترکیبی از «جهان» و «فر». معنی «جهان»: فارسی؛ جهان و گیتی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) نیک جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آراینده جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بختِ جهان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) بخشنده جهان؛ نیز نام پسر رستم در داستانهای پهلوانی
پسرانه / فارسی
پهلوان جهان
پسرانه / فارسی
١-نام پسر اکبر شاه هندی ٥ فرزانگان ٢-جها ندار شاه فرزند عالم بهادر شاه پادشاه دهلی (فرهنگ سخنوران
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی جادر نشینان فارس
پسرانه / فارسی
سوزانندهی جهان
پسرانه / فارسی
از نامهای زندة امروزی
پسرانه / فارسی
خورشید جهان
پسرانه / فارسی
اسم به معنی" شیر" جهان میباشد
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «جهان» و «علی». معنی «جهان»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
آن که به کشورها و نواحی مختلف جهان سفر می کند، سیاح، گردش گر
پسرانه / فارسی
گشایندهی جهان، جهانگیر؛ «تاریخ جهانگشای» نوشتهی عطاملک جوینی
پسرانه / فارسی
١- نام پسر رستم ذال پهلوان نامی ایران ٢- از نامهای زندة زردشتیان هند و ایران
پسرانه / فارسی
(احتمالی) امیر جهان
پسرانه / فارسی
کشنده و کوبنده، از ریشهی اوستایی ژَنْجنیشْتَه (کوبنده و ویرانگر) [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
نام پسر پرشت کنو از خاندان هووی چین جیخری نام پدر مرتید در سنگ نبشته بیستون
پسرانه
(احتمالی) از «جی» و «مایکل»
پسرانه / عبری
نام پر ویدرن کد در اوستا Hhaha t taیونانیها ل tissalerne نوش chith-ra-va-hesht چیتراوهشت نام پسر خشایارشاه کد در زبان اوستائی hah به معنی بهشتی نرf یونانیها آن را tithrausteg نوشتهاند
پسرانه
. نام مردی است ساکارتی که به نوشته بند ١٣ کتیبه بزرگ بیستون بر داریوش یاغی ند و خود را پادشاه ساکارت واز دودمان هوو خشتْر
پسرانه
قبلی
۱ ۲ ۳ ۴
بعدی
اسم دختر با حرف ج (۸۲ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.