خانه اسم پسر حرف خ ۱۹۸ اسم
معنی اسم پسر با حرف خ ۱۹۸ اسم پسرانه که با حرف «خ» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۸۸ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۸۱) و ترکی (۳۱) میآیند. چند نمونه: خاتم به معنی «پایاندهنده»، خداقلی به معنی «از «خدا» و «قلی» (بنده)» و خلیل عباس به معنی «ترکیبی از «خلیل» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «خلیل»: عربی؛ دوست یکدل؛ لقب ابراهیم پیامبر (خلیلالله). معنی «عباس»: عربی؛ شیر بیشه، ترشرو در برابر دشمن؛ نام حضرت ابوالفضل عباس، علمدار کربلا».
با همین حرف، بر اساس ریشه
پایاندهنده؛ «خاتمالانبیا» لقب پیامبر اسلام؛ نیز انگشتری
پسرانه / عربی
خدمت کننده، اسم فاعل از ریشهی خدمت
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خادم» و «حسن» (نیکو). معنی «خادم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خادم» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «خادم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خادم» و «حسینی». معنی «خادم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خادم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «خادم»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خادم»؛ خدمتگزار. معنی «خادم»: عربی؛ خدمت کننده، اسم فاعل از ریشهی خدمت
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خاص» و «مراد»
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خاص» (ویژه) و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
خاقان را با خط فارسی باید خواه- قان نوشت و مفهوم کلی خونخواه است. در شاهنامه او خونخواه کاموس در جنگ هماون است
پسرانه
(احتمالی) از «خال» و «محمد». معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خال» و «مؤمن». معنی «مؤمن»: عربی؛ باایمان؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خال» و «یار». معنی «یار»: فارسی؛ یار
پسرانه / فارسی
جاویدان، پایدار، اسم فاعل از ریشهی خلد (جاودانگی) [خالد بن ولید:سردار مسلمان]
پسرانه / عربی
(احتمالی) دارای خال
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «خالد» (جاودان) و «محمد». معنی «خالد»: عربی
پسرانه / عربی
آفریننده؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
(احتمالی) داده خدای آفریننده
پسرانه / فارسی، عربی
از «خالق» به معنی آفریدگار و «وئردی» به معنی داد
پسرانه / ترکی
ارباب ،شاه؛ [حاکم کرمان از دودمان قراختاییان]
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) «خان اوغلان» یعنی پسرِ خان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «خان اوغلان» یعنی پسرِ خان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «خان اوغلان» یعنی پسرِ خان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) عموی بزرگ
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) مرد بزرگ (خان کیشی)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «خان» و «باز» (شاهین). معنی «خان»: ترکی
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) خانزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خانزاده، فرزند بزرگان
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خان» (بزرگ و سرور
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خانها، بزرگان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) منسوب به خان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) منسوب به خان
پسرانه / ترکی
منسوب به «خان» به معنی فرمانروا و بزرگ
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «خاور» و «رضا» (خشنودی). معنی «خاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «خاور» و «سلطان» (پادشاه). معنی «خاور»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) خاوری
پسرانه / فارسی
(احتمالی) مبارزه و کوشش
پسرانه / کردی
دانا، آگاه، صفت از ریشهی خبر [از القاب خداوند]
پسرانه / عربی
(احتمالی) «خدا ویرن» یعنی خدا داده
پسرانه / ترکی
بخشیدهی خدا
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خدا داد (خدابردی)
پسرانه / ترکی
بندهی خدا؛ لقب اولجایتو، ایلخان مغول
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «خدا» و «حسین». معنی «حسین»: عربی
پسرانه / عربی
از نامهای رواج میان چادرنشینان فارس
پسرانه / فارسی
(احتمالی) خداخواه، خداجو
پسرانه / فارسی
هدیه ای از طرف خدا
پسرانه / فارسی
دوستدار خدا
پسرانه / فارسی
رحمت خدا
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «خدا» و «رحیم» (مهربان). معنی «رحیم»: عربی؛ مهربان؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴
بعدی
اسم دختر با حرف خ (۱۵۹ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.