رفتن به محتوا
نوزاد

۱۹۸ اسم

معنی اسم پسر با حرف خ، صفحه‌ی ۲

صفحه‌ی ۲ از ۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

خدارسان

(احتمالی) رسانده خدا

پسرانه فارسی

خدارضا

خشنودی خدا

پسرانه فارسی، عربی

خداسلیم

(احتمالی) از «خدا» و «سلیم». معنی «سلیم»: عربی؛ تندرست؛ دل پاک

پسرانه عربی

خداشکر

(احتمالی) شکر خدا

پسرانه فارسی، عربی

خداطلب

خداجو

پسرانه فارسی، عربی

خدافراست

(احتمالی) از «خدا» و «فراست» (هوشیاری). معنی «فراست»: عربی؛ زیرکی، دریافتن درون چیزها

پسرانه عربی

خداقلی

(احتمالی) از «خدا» و «قلی» (بنده)

پسرانه ترکی

خداکرم

(احتمالی) کرم و بخشش خدا

پسرانه فارسی، عربی

خداکریم

ترکیبی از «خدا» و «کریم». معنی «کریم»: عربی؛ بخشنده؛ از نام‌های خدا

پسرانه فارسی، عربی

خدامدد

(احتمالی) یاری خدا

پسرانه فارسی، عربی

خدامراد

(احتمالی) مراد خدا، خواسته از خدا

پسرانه فارسی، عربی

خدانور

(احتمالی) نور خدا

پسرانه فارسی، عربی

خداویردی

«خدا داد»، هدیه‌ی خداوند؛ هم‌معنای خداداد و اللهوردی

پسرانه ترکی

خداویس

(احتمالی) خداوند

پسرانه فارسی

خدایاد

(احتمالی) یاد خدا

پسرانه فارسی

خدایار

یار و یاور خدا، کسی که خدا یارش باشد. ساختی مانند «یزدان‌یار» و «ایزدیار»

پسرانه فارسی

خدایبردی

(احتمالی) خدا داد (خدای بردی)

پسرانه ترکی

خدایی وردی

(احتمالی) ترکیبی از «خدایی» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

خدر قلی

(احتمالی) ترکیبی از «خدر» و «قلی» (بنده

پسرانه ترکی

خدر گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «خدر» و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «خدر»: پرده

پسرانه

خدرعلی

(احتمالی) از «خدر» (خضر) و «علی». معنی «خدر»: پرده. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خدرمحمد

(احتمالی) ترکیبی از «خضر» و «محمد»

پسرانه عربی

خدمت الله

(احتمالی) ترکیبی از «خدمت» و «الله» (خدا). معنی «خدمت»: بندگی

پسرانه

خدمت اله

(احتمالی) ترکیبی از «خدمت» و «اله» (خدا). معنی «خدمت»: بندگی، چاک

پسرانه

خدمتعلی

(احتمالی) از «خدمت» و «علی»

پسرانه عربی

خدیو

ارباب، پادشاه. خادم

پسرانه فارسی

خراد

(احتمالی) خورشید و روشنایی؛ نام پهلوانی در شاهنامه

پسرانه فارسی

خراسان

خاور =جای آسایش خورشید. نام سپهدار بهرام چوبینه

پسرانه فارسی

خراسانی

منسوب به «خراسان»

پسرانه فارسی

خرداد

«هئوروتات» در اوستا، امشاسپند رسایی و تندرستی و نگهبان آب‌ها؛ نیز سومین ماه سال

پسرانه فارسی

خردادبرزین

(احتمالی) ترکیب «خرداد» و «برزین» (بلند)؛ شکوه خرداد

پسرانه فارسی

خردادبه

نیکِ خرداد یا بهتر از خرداد. نام نیای ابن خردادبه

پسرانه فارسی

خردمند

نام یکی از پیروان م ریدان دستور آذر- کیوان که از نژاد سام نریمان بود ف زانکان

پسرانه فارسی

خردیار

(احتمالی) یار خرد، خردمند

پسرانه فارسی

خرزاد

نام پدر موبد برزین رام که در سده هفتم هجری می‌زیسته کک: خورزا

پسرانه فارسی

خرسند

خشنود، شادمان

پسرانه فارسی

خرم

سرسبز، شاداب و باطراوت؛ نیز شاد و خوشحال

پسرانه فارسی

خرمعلی

از «خرم» (شاد) و «علی». معنی «خرم»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

خروش

بانگ، فریاد

پسرانه فارسی

خزایی

(احتمالی) نسبت به قبیله‌ی عرب «خزاعه» که در حجاز می‌زیستند. در ایران بیشتر نام خانوادگی است

پسرانه عربی

خزران

(احتمالی) از «خزر»

پسرانه فارسی

خزرعلی

(احتمالی) از «خضر» و «علی». معنی «خضر»: عربی

پسرانه عربی

خستو

نام یکی از بزرگان چین باستان ن مه‌ای عباسی ) )

پسرانه

خسرو

نام پادشاه ایران

پسرانه پهلوی، کردی

خسرو الدین

(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «الدین» (دین). معنی «خسرو»: فارسی

پسرانه فارسی

خسرو خان

(احتمالی) ترکیبی از «خسرو» و «خان» (بزرگ و سرور

پسرانه فارسی

خسروان

نام پسر انوشیروان پسر غباد پسر فیروز

پسرانه

خسروپرویز

نام یکی از پادشاهان بزرگ و خبرساز دوران ساسانیان که عاقبت در زندان توسط فردی بی‌نام و نشان بنام زادفرخ کشته شد

پسرانه فارسی

خسروزاد

زاده‌ی خسرو، شاهزاده

پسرانه فارسی

خسروشاد

نام موبدی است در روزگار ساسانیان

پسرانه فارسی

خشاشه

نام یکی ازسر داران ایرانی در زمان شاه گشتاسب

پسرانه فارسی

خشایار

نام یکی از شاهان هخامنشی

پسرانه فارسی

خشایارشا

ولیعهد داریوش‌بزرگ که جانشین او گشت و تا اراضی شرق اروپا کشورگشایی نمود

پسرانه فارسی

خشنواز

خشنودکننده

پسرانه فارسی

خشنود

خوشحال، راضی و شادمان

پسرانه فارسی

خضر

سبز [نام پیامبری است]

پسرانه عربی

اسم دختر با حرف خ (۱۵۹ اسم)