رفتن به محتوا
نوزاد

۱۹۸ اسم

معنی اسم پسر با حرف خ، صفحه‌ی ۳

صفحه‌ی ۳ از ۴؛ اسم‌ها به ترتیب الفبا آمده‌اند.

خضرالله

(احتمالی) از «خضر» (پیامبر سبز) و «الله»

پسرانه عربی

خضران

(احتمالی) منسوب به «خضر»

پسرانه

خضیر

از ریشه‌ی «خ ض ر» به معنی سبزی

پسرانه عربی

خطایی

«خطایی» تخلص شاه اسماعیل یکم صفوی بود که دیوان شعری به ترکی آذربایجانی دارد

پسرانه فارسی

خطیبه

(احتمالی) سخنور (زن)

پسرانه عربی

خلعت حسین

(احتمالی) از «خلعت» و «حسین». معنی «حسین»: عربی

پسرانه عربی

خلعتعلی

(احتمالی) از «خلعت» (جامه پیشکشی) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خلف

جانشین، فرزند شایسته

پسرانه عربی

خلیل

دوست یکدل، صفت از ریشه‌ی خلل (در دل نفوذ کردن) [لقب حضرت ابراهیم]

پسرانه عربی

خلیل احمد

ترکیبی از «خلیل» و «احمد». معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خلیل پاشا

(احتمالی) ترکیبی از «خلیل» و «پاشا» (سرور

پسرانه عربی، ترکی

خلیل عباس

(احتمالی) ترکیبی از «خلیل» و «عباس» (شیر بیشه). معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خلیل مراد

(احتمالی) ترکیبی از «خلیل» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خلیلالرحمان

(احتمالی) شکل دیگری از «خلیل‌الرحمن». معنی «خلیل‌الرحمن»: عربی

پسرانه عربی

خلیلالله

«دوست خدا»؛ لقب ابراهیم پیامبر

پسرانه عربی

خلیلمحمد

(احتمالی) از «خلیل» (دوست) و «محمد». معنی «خلیل»: عربی

پسرانه عربی

خمار

«خُمار» حالت سستی و سنگینی پس از مستی است و در شعر فارسی «چشم خمار» کنایه از چشم نیم‌باز و گیرا است. «خِمار» با کسره به معنی روسری و سرپوش است

پسرانه عربی

خمسعلی

(احتمالی) از «خمس» (پنج) و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خمید رضا

(احتمالی) ترکیبی از «خمید» و «رضا» (خشنودی). معنی «رضا»: عربی

پسرانه عربی

خنجست

فرخنده

پسرانه فارسی

خواجه اراز

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه ترکمنی

خواجه عظیم

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور، بزرگ) و «عظیم». معنی «عظیم»: عربی؛ بزرگ؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

خواجه علی

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه عربی

خواجه قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه ترکی

خواجه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه عربی

خواجه نعمان

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور

پسرانه عربی

خواجه نفس

(احتمالی) ترکیبی از «خواجه» (سرور، بزرگ) و «نفس». معنی «نفس»: عربی؛ جان

پسرانه عربی

خواجهنفیس

(احتمالی) از «خواجه» (سرور) و «نفیس» (گرانبها). معنی «نفیس»: گرانمایه، قیمتی

پسرانه

خوبانه

(احتمالی) از «خوبان». معنی «خوبان»: فارسی؛ نیکوان، زیبارویان

پسرانه فارسی

خوبعلی

(احتمالی) از «خوب» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

خوبه

(احتمالی) از «خوب»

پسرانه

خوجم بردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجم» و «بردی» (داد، در ترکی). معنی «بردی»: ترکی؛ داد، بخشید

پسرانه ترکی

خوجه

(احتمالی) خواجه، سرور

پسرانه فارسی

خوجه احمد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه بردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه دردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی

خوجه دوردی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکمنی

خوجه قلی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه قلیچ

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، ترکی

خوجه گلدی

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه، سرور) و «گلدی» (آمد، در ترکی). معنی «خوجه»: فارسی؛ خواجه، سرور

پسرانه فارسی

خوجه محمد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه مراد

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه نظر

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی، عربی

خوجه نیاز

(احتمالی) ترکیبی از «خوجه» (خواجه

پسرانه فارسی

خور خسرو

نام پسر وینجان ، مرزبان یمن در زمان نوشیروان

پسرانه

خور کان

نام کسی بوده در روزگار مزدک از مردم فسای فارس (س اسانیان Kho-rah-khos-row خوره خسرو = خسروفر. نام پسر مروزان یا مزوران (کمان می‌رود درست آن مرزوان=مرزبان باشد) واپسین فرماندار ایرانی یمن در روزگار خسرو دوم ٣٩ ساسانیان

پسرانه

خورداد

(احتمالی) شکل دیگری از «خرداد». معنی «خرداد»: فارسی کهن

پسرانه فارسی

خورزاد

١-نام یکی از پسران خسروپرویز ساسانی ٢- نام نیای شهراکم اسپهبد تبرستان ٣-نام دومین استندار پادوسپانی١٠٥-٧٥ ٣- نام برادر پادشاه خوارزم، در سده هشتم مجری ٥- نام پدر مو بد برزین رام ٣٢فرزانگان ء- نام زندانبانی است (م ازیار

پسرانه فارسی

خورسند

از نام‌های زندة امروزی زردشتیان

پسرانه فارسی

خورگلدی

(احتمالی) یعنی خورشید آمد

پسرانه ترکمنی

خوزان

نام یکی ازسر داران شاه کیخسرو که یکی از دهات اصفهان بنام او نامگذاری شده

پسرانه فارسی

خوش ساعت

(احتمالی) خوش‌ساعت، خوش‌قدم

پسرانه فارسی

خوش گلدی

(احتمالی) خوش آمد

پسرانه ترکمنی

خوشچهر

نام پسر ابو السوار

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف خ (۱۵۹ اسم)