خانه اسم پسر حرف گ ۸۷ اسم
معنی اسم پسر با حرف گ ۸۷ اسم پسرانه که با حرف «گ» شروع میشوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۵۸ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۲۳) و ترکی (۶) میآیند. چند نمونه: گابریل به معنی «مرد نیرومند خدا»، گژدهم به معنی «در شاهنامه گژدهم پهلوان ایرانی و نگهبان دژ سپید است، پدر گردآفرید و گستهم. هنگام یورش سهراب به دژ، او شبانه نامهای به کاووس فرستاد و دژ را رها کرد» و گلعلی به معنی «از «گل» و «علی». معنی «گل»: فارسی؛ گل. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست».
با همین حرف، بر اساس ریشه
مرد نیرومند خدا، از ریشهی عبری گابر (پهلوان) و ایل (خدا)
پسرانه / عبری
(احتمالی) از «قارداش» (برادر) و «خان»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «گاسپار» در سنت مسیحی نام یکی از سه مغی است که به دیدار عیسای نوزاد آمدند. بسیاری آن را صورت دگرگونشدهی واژهی ایرانی «گنزبر» به معنای گنجور میدانند
پسرانه / فارسی
جوجه خروس، از ریشهی لاتین
پسرانه / لاتین
نام مغی که به دروغ خود را بردیا نامید و داریوش اورا کشت
پسرانه
یکی از شخصیتهای شاهنامه
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گدا» و «محمد» (ستوده). معنی «گدا»: سایل
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «گدا» و «علی»
پسرانه / عربی
از پهلوانان نه چندان نامی در شاهنامه است او در جنگ دوازدهرخ هم نبرد سیامک شد و او را از پای درآورد
پسرانه
نام یکی از سرداران کی گشتاسب
پسرانه / فارسی
نام ششمین نیای ابومنصور که در روز کار یزدگرد ساسانی فرماندار توس بوده
پسرانه
نفیس، باارزش
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اهل گرجستان
پسرانه / فارسی
خانهدار، محافظ خانه، از ریشهی نوردیک باستان gardrچهار دیواری) [ایزدبانوی نگهبان خانهها]
پسرانه / آلمانی
پهلوان آزاده
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گرداب
پسرانه / فارسی
پهلوانگیر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گردو
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «گرز» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
رزم کیانی، در اوستا به شکل کَوارسمن دیده میشود [خویشاوند نیرنگبازِ اسفندیار در شاهنامه]
پسرانه / فارسی
دارنده اسب لاغر؛ گرشاسب پهلوان اژدهاکش اسطورههای ایرانی
پسرانه / فارسی
نام مرکز استان گلستان. این نام از «وَرکانه» در فارسی باستان به معنی سرزمین گرگها آمده و یونانیان آن را «هیرکانی» میخواندند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گرگان» (نام شهری در استان گلستان) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «گرگان»: فارسی
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «گرگ» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
همچون گرگ، از ریشهی پهلوی وورک (گرگ) [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
~ احتمالا همان کروخان و از جنگجویان ترکان یا توران در شاهنامه
پسرانه / فارسی
نام پهلوانی است برهان)
پسرانه
در شاهنامه گژدهم پهلوان ایرانی و نگهبان دژ سپید است
پسرانه / فارسی
گسترندهی قدرت، از ریشهی پهلویِ ویس (گستردن) و
پسرانه / فارسی
یکی از شخصیتهای شاهنامه
پسرانه / فارسی
دارندهی اسب رمنده، صاحب اسب پیر، از
پسرانه / فارسی
صاحب اسب نر، از ریشهی اوستاییِ گُشْن (نرینه) و
پسرانه / فارسی
نام پهلوان شاهنامه، پدر گودرز
پسرانه / فارسی
(احتمالی) اسمی کمیاب؛ ریشه و معنای آن روشن نیست
پسرانه
(احتمالی) گل آخر؛ نامگذاری برای واپسین دختر
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل ماهم
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «احمد» (ستوده). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «اصلان». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «امیر» (فرمانروا و سرور). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «بیگ». معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «حسن» (نیکو). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «حسین». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
ترکیبی از «گل» و «محمد»
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «مهدی» (هدایتشده). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «میرزا» (امیرزاده). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «ولی». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) از «گلاب» و «علی». معنی «گلاب»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
بوی گل [از پهلوانان شاهنامه]
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «گل» و «بید». معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) آراینده گل
پسرانه / فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «گلدی» (آمد
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «رضا» (خشنودی). معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) گلریزان، گلافشانی
پسرانه / فارسی
(احتمالی) گل زرین
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «گل» و «یاسمین». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی
«گل سوری» نام کهن گل سرخ محمدی است و «سوری» در فارسی به معنی سرخ است
پسرانه / فارسی
از «گل» و «علی». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «گل» (گل) و «گله». معنی «گل»: فارسی
پسرانه / فارسی
قبلی ۱ ۲
بعدی
اسم دختر با حرف گ (۲۹۹ اسم)
نوزاد
هر معنی در نوزاد با نام منبعش آمده است. از کدام منابع استفاده کردهایم و چطور، در صفحهی
منابع و روش کار نوشته شده.