رفتن به محتوا
نوزاد

۳۵ اسم

معنی اسم پسر با حرف چ

۳۵ اسم پسرانه که با حرف «چ» شروع می‌شوند، هر کدام با معنی و منبعش. از نظر ریشه، فارسی با ۱۴ اسم بیشترین سهم را دارد و بعد از آن عربی (۶) و کردی (۶) می‌آیند. چند نمونه: چابار به معنی «شکل دیگری از «چاپار»»، چراغعلی به معنی «از «چراغ» (روشنایی) و «علی». معنی «چراغ»: فارسی؛ چراغ، روشنایی. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست» و چوبانعلی به معنی «از «چوپان» و «علی». معنی «چوپان»: همریشه شبان در پهلوی شوپان. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابی‌طالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نام‌های خداست».

چابار

(احتمالی) شکل دیگری از «چاپار»؛ پیک. معنی «چاپار»: ترکی؛ پیک، نامه‌رسان

پسرانه ترکی

چابک

چابک

پسرانه فارسی

چاپار

(احتمالی) پیک، نامه‌رسان

پسرانه ترکی

چاکان

(احتمالی) چابک

پسرانه فارسی

چاکر

نوکر، بنده، خدمتگزار

پسرانه فارسی

چالوس

(احتمالی) نام شهری در مازندران

پسرانه

چاووش

پیشاهنگ کاروان، جارچی زائران

پسرانه ترکی

چاوه

چشم

پسرانه کردی

چاویار

ناظر، نگهبان

پسرانه کردی

چراغ الدین

(احتمالی) ترکیبی از «چراغ» و «الدین» (دین). معنی «چراغ»: فارسی؛ چراغ، روشنایی

پسرانه فارسی

چراغعلی

از «چراغ» (روشنایی) و «علی». معنی «چراغ»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

چشمعلی

(احتمالی) از «چشم» و «علی»

پسرانه عربی

چشمناز

(احتمالی) چشمِ ناز

پسرانه فارسی

چکاد

بالای پیشانی

پسرانه فارسی

چمران

(احتمالی) نام شهید مصطفی چمران؛ معنای دقیق روشن نیست

پسرانه

چمنعلی

(احتمالی) از «چمن» و «علی». معنی «چمن»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

چنگش

چنگش به کین کاموس وارد میدان نبرد هماون شد ولی او هم مانند کاموس توسط رستم هلاک شد

پسرانه فارسی

چنگیز

(احتمالی) چنگیزخان (تموچین) بنیان‌گذار امپراتوری مغول در سده‌ی هفتم هجری. «چنگیز» را «نیرومند» یا «فرمانروای دریاسان» معنا کرده‌اند

پسرانه مغولی

چنگیز علی

(احتمالی) ترکیبی از «چنگیز» (نام بنیان‌گذار امپراتوری مغول) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «چنگیز»: مغولی

پسرانه مغولی، عربی

چوبان

به معنای چوپان

پسرانه ترکی

چوبانعلی

(احتمالی) از «چوپان» و «علی». معنی «چوپان»: همریشه شبان در پهلوی شوپان. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

چوبینه

ژوبین، از ریشه‌ی پارسی باستانِ ژوبین (نیزه‌ی کوتاه) [لقب بهرام، شاه ساسانی]

پسرانه فارسی

چوپانقلی

(احتمالی) از «چوپان» و «قلی». معنی «چوپان»: همریشه شبان در پهلوی شوپان. معنی «قلی»: ترکی

پسرانه ترکی

چوگان علی

(احتمالی) ترکیبی از «چوگان» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «چوگان»: فارسی

پسرانه فارسی، عربی

چومان

از «چۆم» در کردی به معنی رود. چومان نام شهری در اقلیم کردستان عراق

پسرانه کردی

چهارشنبه

روز پنجم از ایام هفتة مسلمانان

پسرانه

چهاری

(احتمالی) نامی محلی؛ چهارمی

پسرانه

چیاکو

کوهی کوچک

پسرانه کردی

چیتا

(احتمالی) نامی هندی؛ یوزپلنگ

پسرانه هندی

چیره

(احتمالی) چیره، پیروز

پسرانه فارسی

چیمن

(احتمالی) چمن، سبزه

پسرانه کردی

چینود

چینود یک اصطلاح به زبان گاثاها بوده و نمونه مشابه چینه در گویش بهاری است

پسرانه فارسی

اسم دختر با حرف چ (۳۹ اسم)