رفتن به محتوا
نوزاد

۸۷ اسم

معنی اسم پسر عربی با حرف ق

۸۷ اسم پسرانه با ریشه‌ی عربی داریم که با حرف «ق» شروع می‌شوند. چند نمونه: قائد به معنی «رهبر»، قدیر به معنی «توانا؛ از نام‌های خدا» و قریش به معنی «کوسه‌ی کوچک».

قائد

رهبر

پسرانه عربی

قائم

برپا؛ لقب امام دوازدهم (قائم آل محمد)

پسرانه عربی

قابوس

شکل عربی شده از کاووس پارسی است [اسم سنتی ملوک اردن]

پسرانه عربی

قادر

توانا، اسم فاعل از ریشه‌ی قدرت

پسرانه عربی

قادر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قادر» و «محمد» (ستوده). معنی «قادر»: عربی

پسرانه عربی

قادربخش

(احتمالی) از «قادر» و «بخش»؛ بخشیده خدای توانا. معنی «قادر»: عربی؛ توانا

پسرانه عربی

قادرعلی

از «قادر» و «علی». معنی «قادر»: عربی

پسرانه عربی

قادیر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قادیر» و «محمد» (ستوده). معنی «محمد»: عربی؛ ستوده؛ نام پیامبر اسلام

پسرانه عربی

قارداشعلی

(احتمالی) از «قارداش» (برادر) و «علی»

پسرانه ترکی، عربی

قارون

کبک، شترمرغ، در تورات به صورت قورح ثبت شده [از ثروتمندان عصر موسی]

پسرانه عربی

قاسم

قسم خورنده، تقسیم کننده، از ریشه‌ی قسم

پسرانه عربی

قاسم بگ

(احتمالی) ترکیبی از «قاسم» (بخش‌کننده) و «بگ» (بزرگ

پسرانه عربی

قاسمعلی

از «قاسم» و «علی». معنی «قاسم»: عربی

پسرانه عربی

قاضی

(احتمالی) داور

پسرانه عربی

قاضی مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قاضی» (داور) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قاضی»: عربی

پسرانه عربی

قامتعلی

(احتمالی) از «قامت» و «علی». معنی «قامت»: قامة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قانع

قناعت کننده

پسرانه عربی

قبضعلی

(احتمالی) از «قبض» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قبلعلی

(احتمالی) از «قبله» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قدر علی

(احتمالی) ترکیبی از «قدر» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قدر»: دیگ. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قدر محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قدر» و «محمد» (ستوده). معنی «قدر»: دیگ. معنی «محمد»: عربی

پسرانه عربی

قدرت

توانایی

پسرانه عربی

قدرت الله

ترکیبی از «قدرت» و «الله». معنی «قدرت»: عربی

پسرانه عربی

قدرت مراد

(احتمالی) ترکیبی از «قدرت» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قدرت»: عربی

پسرانه عربی

قدرتعلی

(احتمالی) از «قدرت» و «علی». معنی «قدرت»: عربی

پسرانه عربی

قدم رضا

(احتمالی) ترکیبی از «قدم» و «رضا» (خشنودی). معنی «قدم»: پای

پسرانه عربی

قدمعلی

از «قدم» و «علی». معنی «قدم»: پای

پسرانه عربی

قدوس

پاکیزه، مقدس، صفت از ریشه‌ی عربی قدس (ارجمند و مقدس) [از القاب خداوند]

پسرانه عربی

قدیر

توانا؛ از نام‌های خدا

پسرانه عربی

قدیر بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قدیر» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

قدیرعلی

از «قدیر» و «علی». معنی «قدیر»: عربی

پسرانه عربی

قدیرمحمد

(احتمالی) از «قدیر» (توانا) و «محمد». معنی «قدیر»: عربی

پسرانه عربی

قدیمه

(احتمالی) دیرینه (زن)

پسرانه عربی

قربان

کشتن گوسفند

پسرانه عربی

قربان بخت

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بخت» (بخت و اقبال). معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان

پسرانه عربی

قربان بردی

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «بردی» (داد

پسرانه عربی، ترکی

قربان حسین

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان سعید

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «سعید» (نیکبخت). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان گلی

(احتمالی) از «قربان» و «گلی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، فارسی

قربان محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «محمد» (ستوده). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان نظر

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «نظر» (نگاه). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربان وردی

(احتمالی) ترکیبی از «قربان» و «وردی» (داد

پسرانه عربی

قرباندردی

(احتمالی) از «قربان» و «دردی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانسلطان

ترکیبی از «قربان» و «سلطان». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانعلی

از «قربان» و «علی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی

قربانقلی

ترکیبی از «قربان» و «قلی». معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

قربانقلیچ

(احتمالی) از «قربان» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «قربان»: عربی

پسرانه عربی، ترکی

قربانگل

(احتمالی) از «قربان» و «گل». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «گل»: فارسی؛ گل

پسرانه عربی، فارسی

قربانمراد

(احتمالی) از «قربان» و «مراد». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته

پسرانه عربی

قربتعلی

(احتمالی) از «قربت» (نزدیکی) و «علی». معنی «قربت»: قربة. معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قرداشعلی

(احتمالی) برادرِ علی

پسرانه ترکی، عربی

قرض علی

(احتمالی) از «قرض» و «علی». معنی «علی»: عربی

پسرانه عربی

قره محمد

(احتمالی) ترکیبی از «قره» و «محمد» (ستوده). معنی «قره»: سیاه

پسرانه عربی

قریب اله

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «اله» (خدا). معنی «قریب»: عربی؛ نزدیک

پسرانه عربی

قریب حسین

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریب رضا

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «رضا» (خشنودی). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریب علی

(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قریب»: عربی

پسرانه عربی

قریش

کوسه‌ی کوچک، از کلمه‌ی آرامی کرشا כרשא یا محل جمع

پسرانه عربی

قسمت اله

(احتمالی) ترکیبی از «قسمت» و «اله» (خدا). معنی «قسمت»: عربی؛ قسمت، بخت

پسرانه عربی

اسم دختر عربی با حرف ق (۲۵ اسم)