یار احمد
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
۴۸ اسم
۴۸ اسم پسرانه با ریشهی عربی داریم که با حرف «ی» شروع میشوند. چند نمونه: یار احمد به معنی «ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی؛ یار. معنی «احمد»: عربی؛ ستودهترین؛ از نامهای پیامبر اسلام که در قرآن (سوره صف) آمده است»، یاورعلی به معنی «ترکیبی از «یاور» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یاور»: فارسی؛ یاریدهنده، کمککننده و پشتیبان. در گذشته درجهای نظامی هم بود. معنی «علی»: عربی؛ بلندمرتبه و والا. نام امام نخست شیعیان و چهارمین خلیفه، علی بن ابیطالب، داماد پیامبر و نماد دانش، دلیری و دادگری؛ «العلی» از نامهای خداست» و یعید محسن به معنی «ترکیبی از «یعید» و «محسن» (نیکوکار). معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی».
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «احمد» (ستوده). معنی «یار»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «یار»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یار» (یار و دوست) و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «یار»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یاس» و «فاطمه» (از شیر گرفتهشده). معنی «یاس»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یاسر» و «الدین» (دین). معنی «یاسر»: عربی؛ آسانی؛ نام یاسر، پدر عمار
پسرانه عربی
نام کهن شهر مدینه پیش از هجرت پیامبر اسلام. پس از هجرت آن را «مدینة النبی» یعنی شهر پیامبر خواندند و نام یثرب یک بار در قرآن (احزاب، ۱۳) آمده است
پسرانه عربی
(احتمالی) شکل دیگری از «یحیی»؛ زنده. معنی «یحیی»: عبری و عربی؛ زنده؛ نام پیامبر، پسر زکریا
پسرانه عبری، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یزدان» (خدا) و «علی» (بلندمرتبه). معنی «یزدان»: فارسی
پسرانه فارسی، عربی
سرور و پیشوای دین («یعسوب» در اصل ملکهی زنبوران عسل است)؛ از لقبهای امام علی
پسرانه عربی
(احتمالی) ترکیبی از «یعید» و «محسن» (نیکوکار). معنی «محسن»: عربی؛ نیکوکار؛ نام فرزند امام علی
پسرانه عربی
(احتمالی) از «یمین» به معنی دست راست، و نیز خجستگی و نیرو، و «دین»؛ یعنی دست راست و پشتیبان دین
پسرانه عربی