از «قربان» و «علی». معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی
ترکیبی از «قربان» و «قلی». معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «قربان» و «قلیچ» (شمشیر). معنی «قربان»: عربی
پسرانه / عربی، ترکی
(احتمالی) از «قربان» و «گل». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «گل»: فارسی؛ گل
پسرانه / عربی، فارسی
(احتمالی) قربان آمد؛ زاده عید قربان
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «قربان» و «مراد». معنی «قربان»: عربی؛ فدا؛ عید قربان. معنی «مراد»: عربی؛ آرزو و خواسته
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قربت» (نزدیکی) و «علی». معنی «قربت»: قربة. معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) سیاهک (قراجه)
پسرانه / ترکی
شکل دیگر نوشتاری «قارداش» (kardeş) به معنای برادر. در ترکی آذربایجانی برای خطاب دوستانه به همردیفان نیز به کار میرود
پسرانه / ترکی
(احتمالی) برادرِ علی
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) از «قرض» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
نام شهری در جنوب آناتولی و نیز نام قرامانیان
پسرانه / ترکی
(احتمالی) «قره بک» یعنی بیگ سیاه، بیگ دلیر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قره» و «بیک» (بزرگ
پسرانه
(احتمالی) سیاهک (قراجه)
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قره» و «محمد» (ستوده). معنی «قره»: سیاه
پسرانه / عربی
(احتمالی) یعنی نی سیاه
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «اله» (خدا). معنی «قریب»: عربی؛ نزدیک
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «حسین» (نیکوی کوچک). معنی «قریب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «رضا» (خشنودی). معنی «قریب»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قریب» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «قریب»: عربی
پسرانه / عربی
کوسهی کوچک، از کلمهی آرامی کرشا כרשא یا محل جمع
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قسمت» و «اله» (خدا). معنی «قسمت»: عربی؛ قسمت، بخت
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قسمت» و «علی». معنی «قسمت»: عربی
پسرانه / عربی
دوراندیش، به هدف رسیده، اسم تصغیرِ قصا
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قل» (بنده) و «محمد»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) از «قلیچ» (شمشیر) و «تقان»
پسرانه / ترکمنی
(احتمالی) ترکیبی از «قلسم» و «علی» (بلندمرتبه). معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قلی» (بنده
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قلیچ» (شمشیر
پسرانه / ترکی، فارسی
(احتمالی) از «قمر» و «علی». معنی «قمر»: عربی
پسرانه / عربی
قنبر غلام و یار وفادار علی بن ابیطالب
پسرانه / عربی
از «قنبر» و «علی». معنی «قنبر»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) آب قند
پسرانه / فارسی
(احتمالی) از «قند» و «علی». معنی «علی»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قندی» (قندی
پسرانه / فارسی
استواری، استحکام
پسرانه / عربی
مایهی استواری دین
پسرانه / عربی
به معنای استواری و پشتوانهی کشور. لقبی دیوانی بود که در دورهی قاجار به بزرگان خاندان قوام شیرازی داده میشد
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «محمد»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) از «قوچ» (دلیر) و «علی»
پسرانه / ترکی، عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «الدین» (دین). معنی «قوس»: کمان
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «قوس» و «محمد» (ستوده). معنی «قوس»: کمان. معنی «محمد»: عربی
پسرانه / عربی
(احتمالی) پرندهدار
پسرانه / ترکی
(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «دردی» (ایستاد و ماند
پسرانه
(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «محمد» (ستوده). معنی «قول»: جمع اقوال
پسرانه / عربی
(احتمالی) ترکیبی از «قول» و «مراد» (خواسته و آرزو). معنی «قول»: جمع اقوال
پسرانه / عربی
(احتمالی) از «قوی» و «محمد»
پسرانه / ترکی
(احتمالی) خورشید (گونش)
پسرانه / ترکی
چیره؛ از نامهای خدا
پسرانه / عربی
اسم دختر با حرف ق (۵۵ اسم)